«استاد مارتین بشکهساز و کارگرانش» اثر ارنست تئودور آمادئوس هوفمان از تقابلی شکل میگیرد که برای رمانتیسم آلمانی معنایی فراتر از یک اختلاف خانوادگی دارد: نسبت میان هنر و پیشه، آزادی فردی و قواعد صنف، و میلی که راه خود را میرود با نظمی که میخواهد آینده را از پیش تعیین کند. داستان در نورنبرگ قرن شانزدهم میگذرد؛ شهری که هوفمان آن را با کارگاهها، استادکاران و یادگارهای هنریاش به تصویر آرمانی دورهای بدل میکند که در آن هنر و صنعت هنوز از هم جدا نشدهاند. خود راوی نیز در آغاز، نورنبرگ قدیم را جهانی میبیند که آثار آلبرشت دورر و هنر پیشهوران در آن از یک ریشه تغذیه میکنند. استاد مارتین بشکهسازی ثروتمند و استادکاری بسیار معتبر است که ریاست صنف نیز به او سپرده میشود. او به کار خود چنان ایمان دارد که بشکهسازی را تقریبا برتر از همهٔ حرفهها میداند. مسئله وقتی شخصی میشود که صحبت از آیندهٔ رزا، تنها دخترش، به میان میآید. مارتین نمیخواهد دامادش صرفا ثروتمند یا اشرافزاده باشد؛ از نظر او مرد شایسته باید استاد همین پیشه شود. این شرط، که ابتدا نشانهای از غرور صنفی به نظر میرسد، به تدریج به معیاری برای سنجیدن عشق، استعداد و حتی هویت آدمها تبدیل میشود. متن اصلی این فضای صنفی را در نورنبرگ سال ۱۵۸۵ قرار میدهد و از همان ابتدا منزلت استادکار و شکوه کار دست را برجسته میکند. ورود دو جوان، فریدریش و راینهولد، تنش داستان را آشکارتر میکند. هر دو به کارگاه استاد مارتین راه پیدا میکنند، اما نسبتشان با پیشه و هنر یکسان نیست. در پس ظاهر کارگر بشکهساز، استعدادها و آرزوهایی وجود دارد که با تقسیمبندی خشک استاد مارتین جور درنمیآید. یکی از جذابترین پرسشهای هوفمان نیز همین است: آیا حرفهای که انسان به آن تعلق دارد صرفا از مهارت دست تعیین میشود، یا نیرویی درونی وجود دارد که فرد را به سوی کار و زندگی خاص خودش میکشد؟ پژوهشهای مربوط به جهان هنرمندان در آثار هوفمان این داستان را نمونهای نسبتا متفاوت در کارنامهٔ او میدانند، زیرا در آن امکان آشتی میان هنر، کار و زندگی اجتماعی جدیتر از بسیاری از داستانهای تیرهترش مطرح میشود. این نکته برای شناخت جایگاه اثر در نوشتههای هوفمان مهم است. او معمولا هنرمند را در معرض گسست از واقعیت روزمره، تنهایی یا حتی فروپاشی قرار میدهد؛ اما «استاد مارتین بشکهساز و کارگرانش» جهانی روشنتر و اجتماعیتر دارد. کارگاه صرفا محل کار نیست؛ مکانی است که استعداد، رقابت، دوستی، عشق و تصور هرکس از آینده در آن با یکدیگر برخورد میکنند. حتی وقتی هوفمان به دنیای قدیم با نوعی حسرت رمانتیک نگاه میکند، این گذشته را کاملا بیمسئله نمیسازد. نظم صنفی میتواند مهارت را حفظ کند، اما همین نظم وقتی بخواهد برای احساس و استعداد انسان نیز قانون تعیین کند، به محدودیت بدل میشود. فرم داستان نیز با این جهان هماهنگ است. روایت حالوهوای قصههای تاریخی دارد، اما توصیفهای تصویری، حضور موسیقی و نقاشی و تأکید بر اشیای ساختهشده با دست، آن را به یکی از نمونههای روشن علاقهٔ هوفمان به پیوند هنرها تبدیل میکند. گفته شده که یکی از سرچشمههای تصویری داستان، نقاشی کارگاه بشکهسازان اثر کارل ویلهلم کولبه بوده است؛ هوفمان از یک تصویر ایستا جهانی روایی ساخته که در آن پیشهور و هنرمند مدام جایگاه یکدیگر را به پرسش میکشند. داستان نخست در ۱۸۱۸ منتشر شد و سپس در مجموعهٔ «برادران سراپیون» جای گرفت. ترجمهٔ فارسی شیوا علمینیا را نشر چهرزاد منتشر کرده است. برای خوانندهٔ امروز، جذابیت داستان فقط در فضای قدیمی نورنبرگ یا حالوهوای رمانتیک آن نیست. پرسش استاد مارتین هنوز آشناست: چه کسی حق دارد تعیین کند استعداد دیگری باید در چه قالبی زندگی کند؟ هوفمان پاسخ را در قالب موعظه نمیدهد؛ کافی است چند جوان وارد کارگاهی شوند که استادش مطمئن است بهترین شکل زندگی را از پیش میشناسد. از همان لحظه، صدای چکشها دیگر فقط صدای کار نیست؛ صدای برخورد اختیار با سنت است.
درباره ارنست تئودور آمادئوس هوفمان
ارنست تئودور آمادئوس هوفمان نویسنده آثار رمانتیک، فانتزی و ترسناک آلمانی است. وی همچنین حقوقدان، آهنگساز، منتقد موسیقی، نقشهکش و کاریکاتوریست بود.
دسته بندی های کتاب استاد مارتین بشکه ساز و کارگرانش