کتاب آواز اجساد بی گور

Sing, Unburied, Sing

مشخصات کتاب آواز اجساد بی گور
مترجم :
شابک : 978-600917267-2
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 312
سال انتشار شمسی : 1397
سال انتشار میلادی : 2017
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 23 آبان

برنده جایزه ملی کتاب آمریکا 2017

از پرفروش ترین کتاب های نیویورک تایمز

معرفی کتاب آواز اجساد بی گور اثر جسمین وارد

کتاب آواز اجساد بی گور، رمانی نوشته ی جسمین وارد است که اولین بار در سال 2017 به چاپ رسید. جوجو، سیزده ساله است و تلاش می کند بفهمد که مرد بودن چه معنایی دارد. او می تواند برای یافتن این سوال به پدربزرگ سیاه پوست خود، پاپ، نگاه کند. اما مردان دیگری هستند که باعث پیچیدگی درک او از این مفهوم می شوند: پدر سفیدپوستش مایکل که در کنارش نیست و قرار است از زندان آزاد شود؛ پدربزرگ سفیدپوستش، جوزف بزرگ، که او هم در کنارش نیست و حتی وجود جوجو را نمی پذیرد؛ و خاطرات عموی فقیدش، گیون، که در نوجوانی جانش را از دست داد. کتاب آواز اجساد بی گور، اثری غنی با نثر متمایز و شعرگونه ی جسمین وارد است و یک داستان خانوادگی فراموش نشدنی و وسیع را روایت می کند.

کتاب آواز اجساد بی گور

جسمین وارد
جسمین وارد (به انگلیسی: Jesmyn Ward) یک آمریکایی رمان نویس و یک استاد زبان انگلیسی در دانشگاه تولین است. او برای دومین رمان خود به نام نجات استخوان ها، برنده سال ۲۰۱۱ جایزه کتاب ملی و ۲۰۱۲ جایزه Alex و همچنین در سال ۲۰۱۷ موفق به دریافت دومین جایزه کتاب ملی برای کتاب آواز اجساد بی گور شد. او اولین زن برنده دو جایزه کتاب ملی برای بخش داستان است.
نکوداشت های کتاب آواز اجساد بی گور
An odyssey through rural Mississippi’s past and present.
ادیسه ای در گذشته و اکنون مناطق روستایی می سی سی پی.
The Philadelphia Inquirer

A tour de force.
دستاوردی ارزشمند.
Oprah Magazine Oprah Magazine

This book is so good that after you read it, you will want to read it again.
این کتاب آنقدر خوب است که بعد از این که آن را خواندید، دوباره می خواهید به سراغش بروید.
Sun Herald

قسمت هایی از کتاب آواز اجساد بی گور (لذت متن)
چند سال بعد، وقتی مایکل به زندان افتاد، به مامانش زنگ زدم. خدا را شکر خودش گوشی را برداشت و نه جوزف گنده بک. اگر جوزف گنده بک بر می داشت، به جای اینکه با من حرف بزند، گوشی را به رویم - همان کاکاسیاهی که پسرش از او بچه ها دار شده بود- قطع می کرد. به مادر مایکل گفتم که شغلی می خواهم و ازش پرسیدم که می تواند سفارشم را پیش مالک آن بار کند یا نه. این چهارمین باری بود که ما با هم حرف می زدیم.

اولین بار، زمانی با هم حرف زدیم که من و مایکل تازه با هم آشنا شده بودیم؛ بار دوم، وقتی بود که جوجو به دنیا آمد و سومین بار هم، زمان تولد مایکلا بود. با این حال، قبول کرد و بهم گفت که باید به کیل، به ییلاق آبا و اجدادی مایکل و والدینش، همان جایی که آن بار قرار داشت، بروم و خودم را به گلوریا معرفی کنم.

اندوه، غذایی است که بیش از اندازه زود بلعیده شده، در گلو گیر و نفس کشیدن را تقریبا غیرممکن کرده است.