گرگ بیابان

Steppenwolf

  • 20 % تخفیف
    قیمت : 40,000 | 32,000 تومان

  • موجود
  • انتشارات: فردوس فردوس
    نویسنده:
مشخصات گرگ بیابان
مترجم :
شابک : 978-964320271-2
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 384
سال انتشار شمسی : 1397
سال انتشار میلادی : 1927
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 10
زودترین زمان ارسال : 3 مهر

Steppenwolf

مشخصات گرگ بیابان
مترجم :
شابک : 9786001215728
قطع : جیبی
تعداد صفحه : 346
سال انتشار شمسی : 1396
سال انتشار میلادی : 1927
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 5
زودترین زمان ارسال : ---

معرفی کتاب گرگ بیابان اثر هرمان هسه

اتفاقات روزهای آغازین رمان؛ «هاری هالر» روشنفکر و هنرمندی خسته و دردمند و تنها و گوشه گیر و نا سازگار با محیط خود را؛ تا مرز خودکشی می کشاند. یک روز غروب به علت حمله گرگ منشانه اش به یک استاد نه چندان سرشناس عرفان شرق دچار شرم زدگی می شود.تصمیم به خودکشی می گیرد اما مرگ به وحشتش می اندازد. با حالتی مست سکندری خوران وارد میخانه ای می شود و با زن بدکاره عاقل و عجیبی به نام هرمینه روبرو می شود که با سرزنش هایش او را از حالت هیستریک بیرون می آورد. هاری دست به اصلاح خود می زند. روشن می شود که تهوع انتحار آمیزش؛ شبیه حالت سیذارتا؛ علامتی است بر پایان یک نوع شخصیت. شخصیت شیزوفرنیک مفلوج «گرگ بیابانی» و شروع شخصیت دیگری که با وضوح بیشتر اتحاد درونی و هماهنگی او را با دنیا می بیند.
هاری هالر در این رمان باید با موجودی گرگ صفت در درون خود سازگار شده و آن را تحمل می کند. او پی می برد که خوب و بد دروجود و نهاد انسان خلق شده و انسان ها همواره با این دو ویژگی زندگی می کنند. در جایی می گوید: «زندگی جز مصالحه چیز دیگری نیست».

کتاب گرگ بیابان

هرمان هسه
هرمان هسه، زاده ی ۲ ژوئیه ی ۱۸۷۷ و درگذشته ی ۹ اوت ۱۹۶۲ میلادی، ادیب، نویسنده و نقاش آلمانی-سوئیسی و برنده ی جایزه ی نوبل سال ۱۹۴۶ در ادبیات بود.پدر هرمان، مدیریت موسسه ی انتشارات مبلغین پروتستان را به عهده داشت. مادرش دختر هندشناس معروف، دکتر «هرمان گوندرت» و مدیر اتحادیه ی ناشران کالو بود. کتاب خانه ی بزرگ پدربزرگ و شغل پدر، اولین باب آشنایی هرمان هسه جوان با ادبیات بود. او در سال ۱۹۱۲ به سوئیس مهاجرت کرد و در سال ۱۹۲۳ تابعیت آن کشور را پذیرفت و در همین زمان برای بار دوم ازدواج کرد. وی در س...
قسمت هایی از کتاب گرگ بیابان (لذت متن)
هاری وضعش از قرار دیگر بود گرگ و انسان با یکدیگر سازگاری نداشتند و خیلی به بندرت به کمک هم می شتافتند بلکه خصومت دائمی و دشمنی صلبی و بطنی با یکدیگر می ورزیدند و هریک به کوری چشم دیگری زندگی می کرد و هرگاه دو جزء و دو چیز در روحی واحد بخون یکدیگر تشنه باشند آنوقت دیگر گند آن زندگی در می آید