1. خانه
  2. /
  3. کتاب قضیه ی متران پاژ

کتاب قضیه ی متران پاژ

3.8 از 1 رأی

کتاب قضیه ی متران پاژ

Provincial Anecdotes
انتشارات: مرکز
٪10
255000
229500
معرفی کتاب قضیه ی متران پاژ
یک کلمه کافی است تا تمام دستگاه اداری هتل «تایگا» از تعادل خارج شود: «مترا‌ن‌پاژ». سمیون کالوشین، مدیر هتل، معنای آن را نمی‌داند. همین نادانی، همراه با ترسی که سال‌ها زندگی در سلسله‌مراتب اداری در او ساخته، واژه‌ای بی‌خطر را به نام مقامی مرموز و احتمالا قدرتمند تبدیل می‌کند. طنز «قضیه‌ی مترا‌ن‌پاژ» اثر الکساندر وامپیلوف از همین لغزش کوچک زبانی آغاز می‌شود؛ اما خیلی زود معلوم می‌شود که موضوع نمایشنامه معنای یک واژه نیست، بلکه ذهنیتی است که پشت هر نام ناشناخته، قدرتی برای مجازات تصور می‌کند. «مترا‌ن‌پاژ» در اصطلاح قدیمی صنعت چاپ، سرپرست حروف‌چینان یا متخصصی بود که صفحه‌بندی و آرایش نهایی حروف چاپی را انجام می‌داد. پوتاپوف، مسافری که کالوشین با او بدرفتاری کرده، دقیقا همین شغل معمولی را دارد. اما مدیر هتل نمی‌داند مترا‌ن‌پاژ چیست و پس از آنکه مرد را از هتل بیرون می‌کند، ناگهان به این فکر می‌افتد که شاید با یکی از مقامات مهم درافتاده باشد. فرهنگ معتبر «گراموتا» نیز معنای روسی واژه را «حروف‌چین ارشد مسئول صفحه‌بندی صفحات چاپی» ثبت کرده است. وامپیلوف نمایشنامه را در ۱۹۶۸ نوشت. متن در ۱۹۷۱، با عنوان «Случай с метранпажем» «ماجرایی با یک مترا‌ن‌پاژ» به‌طور مستقل منتشر شد و بعدها با عنوان «История с метранпажем» در کنار «بیست دقیقه با یک فرشته» بخش نخست «حکایت‌های شهرستانی» را تشکیل داد. نسخه‌ای اولیه با عنوان «بیشهٔ کلاغ‌ها» نیز وجود داشته که تفاوت‌های قابل توجهی با متن نهایی دارد. منابع مربوط به تاریخ نمایشنامه نشان می‌دهند همین تبدیل متن اولیه به صورت نهایی، طنز را از یک سوءتفاهم صرف به نقدی دقیق‌تر از بوروکراسی و شخصیت کالوشین سوق داد. ساختار نمایشنامه تقریبا کامل بر یک واژه بنا شده است. پوتاپوف پس از برخورد توهین‌آمیز کالوشین از صحنه کنار می‌رود، اما عنوان شغلی او باقی می‌ماند و کنترل وقایع را به دست می‌گیرد. کالوشین به افراد مختلف تلفن می‌زند تا معنای «مترا‌ن‌پاژ» را بفهمد و هر پاسخ ناموفق اضطرابش را بیشتر می‌کند. از این لحظه واقعیت اهمیت خود را از دست می‌دهد؛ آنچه رفتار شخصیت را تعیین می‌کند تصویری است که خودش از قدرت ساخته است. منتقدان وامپیلوف به همین دلیل بر نقش «کلمه» در ساختمان نمایش تأکید کرده‌اند: لفظی که در آغاز تقریبا تهی است، به‌تدریج چنان قدرتی پیدا می‌کند که بدن، رفتار و روابط شخصیت‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. رد گوگول در این کمدی آشکار است. همان‌گونه که در «بازرس» یک شهر کامل در برابر کسی که او را مأمور حکومت تصور کرده‌اند شخصیت واقعی خود را آشکار می‌کند، در «ماجرای مترا‌ن‌پاژ» نیز کالوشین قربانی تصور خودش از سلسله‌مراتب قدرت می‌شود. پژوهشگران روس این رابطه را آن‌قدر جدی دیده‌اند که مقایسهٔ مستقیم نمایشنامه با «بازرس» موضوع مطالعات مستقل قرار گرفته است. با این حال وامپیلوف مقیاس را کوچک کرده: به جای یک شهر، یک هتل؛ به جای گروهی از مقامات، یک مدیر جزء؛ و به جای بازرس خیالی، شغلی که حتی صاحب آن از هیچ اقتدار اداری برخوردار نیست. همین کوچک‌شدن مقیاس، طنز را تیزتر می‌کند. کالوشین فقط از «بالادستی» نمی‌ترسد؛ او چنان در منطق مقام و فرمان زندگی کرده که نمی‌تواند انسانی را بدون جایگاه سازمانی تصور کند. اگر پوتاپوف کارگری عادی باشد، می‌توان تحقیرش کرد؛ اگر صاحب مقامی مهم باشد، باید در برابرش خم شد. معیار رفتار اخلاقی نیست، رتبه است. وامپیلوف لازم نیست دربارهٔ بوروکراسی سخنرانی کند. کافی است شخصیتش نداند یک واژه چه معنایی دارد. نمایشنامه در میانهٔ این وحشت، از کمدی اداری به قلمروی تاریک‌تری نزدیک می‌شود. کالوشین برای فرار از پیامد رفتارش دست به نقش‌بازی‌کردن می‌زند و وانمود می‌کند تعادل روانی ندارد، اما نمایش و واقعیت به‌تدریج در هم می‌روند. اطرافیان نیز هر یک برداشت خودشان را از رفتار او دارند. نتیجه شبکه‌ای از سوءتفاهم‌هاست که در آن تقریبا هیچ‌کس وضعیت را به همان شکلی که هست نمی‌بیند. تحلیل کلاسیک الینا گوشانسکایا از نمایشنامه دقیقا بر همین «نظام ظواهر» تأکید می‌کند: چندین برداشت نادرست هم‌زمان روی صحنه کار می‌کنند و حقیقت از دل انگیزه‌هایی کاملا غلط آشکار می‌شود. نقطهٔ قوت وامپیلوف این است که کالوشین را فقط کاریکاتوری از یک مدیر احمق نمی‌کند. ترس او مضحک است، اما کاملا بی‌منطق نیست. او قواعد محیطی را که در آن زندگی کرده خوب فهمیده است: قدرت می‌تواند ناگهانی و نامرئی باشد و اشتباه در تشخیص جایگاه یک نفر هزینه داشته باشد. ضعف اخلاقی شخصیت با ساختاری اجتماعی پیوند می‌خورد که خودش آن را درونی کرده است. همین پیوند، «قضیه‌ی مترا‌ن‌پاژ» را از یک اسکچ کوتاه دربارهٔ سوءتفاهم زبانی بالاتر می‌برد. با این همه، وامپیلوف
درباره الکساندر وامپیلوف
درباره الکساندر وامپیلوف
الكساندر والنتینوویچ وامپیلوف (19 اوت 1937 - 17 اوت 1972) نمایشنامه نویس روسی بود. نمایشنامه «پسر بزرگتر او» برای اولین بار در سال 1969 اجرا شد و دو سال بعد به یک موفقیت ملی بدل شد. بسیاری از نمایشنامه های او در روسیه فیلمبرداری یا تلویزیونی شده است. چهار نمایشنامه کامل او به انگلیسی ترجمه شد و شکار اردک در لندن و واشنگتن دی سی (صحنه آرنا) اجرا شد.
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب قضیه ی متران پاژ" ثبت می‌کند