داستانی چندوجهی درباره ی دو خانواده، به فاصله ی دو نسل، که از طریق یک بی عدالتی به هم پیوند خورده اند.
داستانی گزنده و جذاب درباره ی تاوان رازها.
یکی از بهترین کتاب های سال.
مادرم کاملا درگیر جنبه های ریز زندگیمان است، مانند حرص و جوش خوردن بابت تار مو و برنامه ریزی برای عکس خانوادگی کریسمس در ماه ژوئیه، اما پدرم برعکس اوست. او سرد است-جزیره ای از مردانگی غیر قابل نفوذ در خانه ی زنان. می دانم که عمیقا به مادرم، دو خواهرم و من اهمیت می دهد اما به ندرت احساساتش را بروز می دهد.
داستان من از یک شب گرم ماه آگوست شروع شد، اتاقی که هرگز چشمانم شبیه آنجا را ندیده و فقط در ذهنم آن را تصور می کنم. چند روزی هست که سعی به توصیفش دارم.
او واقعا زیبا بود. یک روح مهربان و لطیف. آدمی نبود که بخواهد فاجعه ای که اکنون رقم می خورد را عمدا به بار بیاورد. توی این چند سال زندگی فهمیدم که بیشتر مردم می خواهند به بهترین نحو ممکن زندگی کنند، آن ها نمی خواهند به کسی آزاری برسانند. این فقط یک سرنوشت وحشتناک است که دنیا رقم زده.
این کتاب یکی از خواندنیترین کتاب هایی بود که این اواخر مطالعه کردم. داستانش بر اساس واقعیت است و اگر در اینترنت سرچ کنید، متوجه خواهید شد شخصیت پست فطرت، بچه دزد و پول پرست «جورجیا تن» صاحب یتیم خانه تنسی در ممفیس وجود خارجی داشته است. داستان درباره عشق، خانواده، پیوندها و رازهای خانوادگی است و بین زمان حال و گذشته در جریان است. بسیار زیباست و عجیب به دل مینشیند و به اعماق قلب خواننده نفوذ میکند. فقط توصیه میکنم از بین سه ترجمه موجود در بازار، ترجمه خانم شیرین احمدی از نشر علمی را بخوانید به اسم «پیش از آنکه مال شما باشیم.» متأسفانه دو ترجمه دیگر به دلایلی غیر منطقی خیلی از جاهای کتاب را حذف کرده اند و بعضی قسمت ها، جملات نامفهوم و بی سر و ته هستند. من که عاشقش شدم. امیدوارم شما هم از خواندنش لذت ببرید.😊
از نشر شمشاد خوندم و کتاب خوبی بود
کتاب خیلی خوبی بود من از نشر علمی خوندم ترجمه روانی داشت