برادران سیسترز

The Sisters Brothers

مشخصات کتاب برادران سیسترز
مترجم :
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-600229493-7
تعداد صفحه :279
سال انتشار شمسی :1397
سال انتشار میلادی :2011
سری چاپ :5
زودترین زمان ارسال :17 فروردین

برنده ی جایزه ی راجرز رایترز تراست 2011

نامزد جایزه ی من بوکر 2011

معرفی کتاب برادران سیسترز اثر پاتریک دویت | ایران کتاب

کتاب «برادران سیسترز» نوشته ی «پاتریک دوویت» را «پیمان خاکسار» به فارسی برگردانده است. این رمان در سال 2011 منتشر شد و بسیار مورد توجه قرار گرفت. در تمام جوایز ادبی کانادا نامزد شد و دو جایزه دریافت کرد و همچنین به فهرست نهایی جایزه ی «من بوکر» راه یافت.

مترجم درباره ی این کتاب می گوید: «معمولا -برای خود من که این طور است- وقتی می بینم کتابی بیش از حد مورد توجه قرار گرفته و جلدش پر از علائم خوش نقش و نگار جوایز گوناگون است برای خواندنش دودل می شوم. تجربه ی شخصی خودم باعث شده که خیلی به این گونه آثار اعتماد نداشته باشم. یا زیادی "ادبی" اند یا بیش از حد ساختارشکن و البته گاهی اوقات هم دست سیاست در اهدای جوایز بی تأثیر نبوده. مثالش هم نوبل هایی که در این چند سال اخیر اعطا شده. فکر نکنم اگر کسی آثار ترانسترومر و یا لوکلزیو را نخواند چیز بزرگی از دست داده باشد. معمولا سعی می کنم دست کم چند صفحه ای از کتاب های نامزد بوکر و پولیتزر را بخوانم تا ببینم به درد خواندن و در نهایت ترجمه می خورند یا نه. برادران سیسترز را زودتر از بقیه پیدا کردم و شاید هنوز بیست-سی صفحه بیشتر نخوانده بودم که با خودم گفتم باید ترجمه اش کنم. بنابراین کتابی را که در دست ترجمه داشتم نیمه کاره رها کردم و همراه برادران سیسترز شدم. چیزی که برایم عجیب بود نامزد شدن این رمان برای دریافت جایزه ی من بوکر بود. احساس کردم ذائقه ی داوران جوایز مهم ادبی در حال تغییر است. برادران سیسترز هم «ادبیات» است و هم بسیار پرکشش. بعید می دانم کسی بیست صفحه ی اول را بخواند و نخواهد داستان را تا انتها دنبال کند. یکی از دوستداران کتاب حرف جالبی زده بود. نوشته بود که بالاخره جوایز ادبی کانادا دست از سر کاراکترهای ناامید و سیاه اندیش و منفعل و اندیشمند و همیشه در رختخواب رمان های کانادایی برداشتند و به رمانی جایزه دادند که مهم ترین دغدغه اش روایت صحیح داستانی به شدت پرافت و خیز است. برای خود من هم برادران سیسترز یک کشف به تمام معنا بود. از تمام کلمات و لحظاتش حظ بی اندازه بردم. هر چه بگویم کم است. نگران نباشید که اسم نویسنده را نمی شناسید. بعدها اسم پاتریک دوویت را زیاد خواهید شنید.»

در این کتاب با دو برادر به نام های چارلی و ایلای روبه رو می شویم. برادرانی با نام خانوادگی سیسترز و شهرتی نفرت برانگیز و دلهره آور به سبب آدم کشی های پی در پی و موفقیت آمیزشان. داستان از آن جایی شروع می شود که چارلی و ایلای برای کشتن فردی به نام وارم، فردی که گمان می رفته اندوخته طلا بسیار دارد اجیر می شوند. مابین داستان در کنار روح سیاه و متروک چارلی، با روح سرد ایلای؛ راوی داستان، که نقطه نوری بی حال در آن بی کران خاکستری عواطفش در حال درخشیدن است آشنا می شویم

کتاب برادران سیسترز

نکوداشت های کتاب برادران سیسترز
چه قدر عالی، چه قدر خنده دار و چه قدر غمگین.
آیریش تایمز

پاتریک دوویت درست مثل تارانتینو می داند که چطور نوع نگاه ماجراهای خون بار را خنده دار جلوه دهد و درست مثل مارک تواین می داند خواننده تمایل دارد ایرادات شخصی راوی را عفو کند.
کلیولند پلین دیلر

قسمت هایی از کتاب برادران سیسترز (لذت متن)
بیشتر مردم به ترس ها و حماقت هایشان زنجیر شده اند و جرات ندارند بی طرفانه قضاوت کنند که مشکل زندگی شان چیست. بیشتر آدم ها همین طور زندگی شان را بی هیچ رضایتی ادامه می دهند بدون این که تلاش کنند تا بفهمند سرچشمه نارضایتی شان از کجاست یا بخواهند تغییری در زندگی شان ایجاد کنند. سرآخر می میرند در حالی که هیچ چیز در قلبشان نیست.

پیرزن به چارلی گفت: «هر قلبی صدای خاص خودشو داره. مثل ناقوس که صدای این یکیش با اون یکیش فرق می کنه. صدای قلب تو آزاردهنده ترین صداییه که به عمرم شنیدم جوون. گوش هام درد گرفت از شنیدنش. همون طور که چشم هام از نگاه کردن به چشم هات درد گرفته ن.

میفیلد چند لحظه به من خیره شد و بعد رو کرد به چارلی. پنج تا سکه طلای بیست دلاری عقاب نشان انداخت روی میز و چارلی با کف دست جمع شان کرد. دوتایشان را به من داد و من هم گرفتم. تصمیمم بر این بود که پول را حتی مسخره تر از قبل خرج کنم. فکر کردم دنیا چه جور جایی می شد اگر پول طوقی نبود بر گردن و روحمان.