1. خانه
  2. /
  3. کتاب مکتب فرانکفورت

کتاب مکتب فرانکفورت

نویسنده: تام باتامور
3.2 از 1 رأی

کتاب مکتب فرانکفورت

The Frankfurt School and Its Critics
انتشارات: نشر نی
٪10
600000
540000
معرفی کتاب مکتب فرانکفورت
تام باتومور برای نوشتن دربارهٔ مکتب فرانکفورت از بیرون سنت مارکسیستی به آن نگاه نمی‌کند. او خود جامعه‌شناسی بود که بخش مهمی از کارش به مارکس، طبقات اجتماعی، نخبگان و سنت‌های سوسیالیستی اختصاص داشت؛ بااین‌حال، همین نزدیکی فکری سبب نشد در «مکتب فرانکفورت» به مدافع نظریهٔ انتقادی تبدیل شود. کتاب که نخستین‌بار در ۱۹۸۴ منتشر شد، معرفی کوتاه اما آشکارا داورانه‌ای از این سنت است. باتومور می‌خواهد بداند پروژه‌ای که با هدف نقد جامعهٔ سرمایه‌داری و بازسازی مارکسیسم آغاز شد، تا چه اندازه توانست واقعا یک نظریهٔ اجتماعی موثر تولید کند. کتاب از شکل‌گیری موسسهٔ پژوهش اجتماعی در فرانکفورت آغاز می‌کند و سپس مسیر فکری چهره‌هایی چون ماکس هورکهایمر، تئودور آدورنو، هربرت مارکوزه، فریدریش پولاک و اریش فروم را دنبال می‌کند. تبعید اعضای موسسه پس از قدرت‌گیری نازی‌ها، انتقال فعالیت‌های آنان به ایالات متحده و بازگشت بخشی از گروه به آلمان پس از جنگ در این روایت اهمیت دارند، اما باتومور تاریخ نهادی مفصلی نمی‌نویسد. هدفش فهم تغییر خود نظریه است: چگونه برنامهٔ اولیهٔ پژوهشی که قرار بود فلسفه، اقتصاد، جامعه‌شناسی و روان‌کاوی را به هم پیوند دهد، به شکل خاصی از «نظریهٔ انتقادی» رسید. برای باتومور، دورهٔ هورکهایمر و آدورنو نقطهٔ اوج و در عین حال آغاز یک دشواری است. نظریهٔ انتقادی نقد خود را متوجه پوزیتیویسم، عقلانیت ابزاری، سلطهٔ تکنولوژیک و صنعت فرهنگ می‌کند و می‌کوشد نشان دهد چگونه عقلانیتی که قرار بود انسان را آزاد کند می‌تواند در جامعهٔ مدرن به ابزار اداره و سلطه تبدیل شود. «دیالکتیک روشنگری» در این مسیر جایگاهی تعیین‌کننده دارد. باتومور اهمیت این تغییر را می‌پذیرد، اما هم‌زمان می‌پرسد آیا نظریهٔ انتقادی در فاصله‌گرفتن از مارکسیسم کلاسیک، بیش از اندازه از تاریخ عینی و اقتصاد سیاسی نیز فاصله نگرفته است. همین پرسش مرکز ثقل انتقادی کتاب است. باتومور معتقد است بسیاری از نظریه‌پردازان نسل نخست فرانکفورت دربارهٔ سرمایه‌داری متأخر، فرهنگ توده‌ای یا سلطهٔ تکنولوژیک داوری‌های فراگیری مطرح می‌کنند، بی‌آنکه این داوری‌ها همیشه با تحلیل منظم تاریخی و پژوهش تجربی همراه شوند. از دید او، نظریه‌ای که می‌خواهد جامعه را نقد کند نمی‌تواند تنها در ارتفاع فلسفه باقی بماند؛ باید توضیح دهد نیروهای اجتماعی چگونه عمل می‌کنند، ساختار طبقاتی چگونه تغییر کرده و امکان کنش سیاسی از کجا پدید می‌آید. این دقیقا همان جایی است که فاصلهٔ باتومور با برخی صورت‌های نظریهٔ انتقادی آشکار می‌شود. در بخش مربوط به افول و تجدید حیات مکتب، یورگن هابرماس اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. باتومور در آثار هابرماس تلاشی برای بازسازی نظریهٔ انتقادی می‌بیند: بازگشت به مسائل معرفت‌شناسی، ارتباط، مشروعیت و ساختارهای جامعهٔ سرمایه‌داری پیشرفته. همچنین نسبت مکتب فرانکفورت با رادیکالیسم دههٔ ۱۹۶۰، جنبش دانشجویی و «چپ جدید» وارد بحث می‌شود. اما او میان نفوذ فرهنگی نظریهٔ انتقادی و توان آن برای توضیح سیاسی و جامعه‌شناختی تحولات تمایز می‌گذارد. مشهوربودن یک دستگاه فکری هنوز اثبات نمی‌کند که دستگاه تحلیلی کاملی در اختیار داریم. ساختار کوتاه کتاب به نفع وضوح آن کار می‌کند. چهار بخش اصلی شکل‌گیری مکتب، اوج نظریهٔ انتقادی، افول و تجدید، و ارزیابی انتقادی خواننده را بدون گرفتارکردن در جزئیات فراوان به ستون فقرات فکری این سنت می‌رسانند. همین فشردگی، محدودیت اثر نیز هست. بحث‌هایی مانند زیبایی‌شناسی آدورنو، روان‌کاوی در نظریهٔ انتقادی، جایگاه والتر بنیامین یا تفاوت‌های جدی میان اعضای مکتب نمی‌توانند در چنین حجمی با تفصیل لازم بررسی شوند. نگاه باتومور همچنین از منظر جامعه‌شناسی مارکسیستی و اهمیت اقتصاد سیاسی شکل گرفته است؛ بنابراین نقد او خود بی‌موضع نیست. ارزش «مکتب فرانکفورت» دقیقا در همین بی‌طرف‌نبودن سنجیده نهفته است. باتومور خواننده را با هورکهایمر، آدورنو، مارکوزه و هابرماس آشنا می‌کند، اما اجازه نمی‌دهد عظمت مفهومی نظریهٔ انتقادی جای یک پرسش ساده را بگیرد: نظریه‌ای که می‌خواهد جامعه را نقد کند، تا چه اندازه خود جامعه را واقعا توضیح می‌دهد؟ فاصلهٔ میان نقد درخشان جهان و شناخت دقیق سازوکارهای آن، همان فاصله‌ای است که کتاب بارها ما را وادار به اندازه‌گیری‌اش می‌کند.
درباره تام باتامور
درباره تام باتامور
توماس برتون باتامور(8 آوریل 1920 ، انگلیس - 9 دسامبر 1992، ساسکس، انگلیس)، معمولاً با نام تام باتامور شناخته می شود و به عنوان T.B منتشر می شود. باتامور، جامعه‌شناس مارکسیستی انگلیس بود. وی دبیر انجمن بین المللی جامعه شناسی از سال 1953 تا 1959 بود. او هشتمین رئیس ISA (1974-1978) بود. او سردبیر و مترجم پرکار آثار مارکسیستی بود، به ویژه مجموعه های او که در سال 1963 منتشر شد: نوشته های اولیه مارکس و نوشتارهای منتخب در جامعه شناسی و فلسفه اجتماعی.
مقالات مرتبط با کتاب مکتب فرانکفورت
چرا و چگونه فلسفه بخوانیم
چرا و چگونه فلسفه بخوانیم
ادامه مقاله
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب مکتب فرانکفورت" ثبت می‌کند