اپرا، بهعنوان یکی از پیچیدهترین و فاخرترین فرمهای هنری، از ترکیب موسیقی، تئاتر، ادبیات و رقص پدید آمده است. از آغاز قرن هفدهم در ایتالیا تا دوران معاصر، این ژانر بارها از تراژدیهای سنگین کلودیو مونتهوردی و آنتونیو ویوالدی تا کمدیهای بوفای جواکینو روسینی و گائتانو دونیزتی، از اپراهای تاریخی جوزپه وردی تا تراژدیهای نمادین ریشارد واگنر، و از هجوهای اجتماعی ویلیام گیلبرت و آرتور سالیوان تا گراند اپراهای فرانسوی کامی سنسان تغییر شکل داده است.
دو اپرایی که در این کتاب بررسی میشوند، هر یک در نقطهای متفاوت از طیف گستردة اپرا قرار دارند و هرکدام نمایندة یک سنت و یک نگاه خاص به فرم هستند.
اکسیر عشق (۱۸۳۲) اثر گائتانو دونیزتی، یک اپرای بوفای ایتالیایی، با سبک ملودیک، طنز عاشقانه و دارای ساختار دو پردهای است و میکادو (۱۸۸۵) اثر آرتور سالیوان، یک اپرای کمیک انگلیسی با هجو اجتماعی و در فضای تخیلی ژاپنی ساخته شده است که در چارچوب سنت گیلبرت و سالیوان است.
اکسیر عشق و میکادو هر دو آثاری با رگههای طنز هستند، اما برآمده از دو سنت متفاوت اپرای بوفای ایتالیایی و اپرای کمیک انگلیسی هستند. از منظر تاریخ اپرا، این دو اثر نشاندهندة دو مسیر مجزای تکامل این فرم هنری از سنت ایتالیایی ملودیمحور تا سنت انگلیسی مبتنی بر دیالوگ و هجو است.
برتون دی. فیشر رهبر سابق اپرا است که در مدارس مان و جولیارد تحصیل کرده است. او در حال حاضر نویسنده و ناشر بیش از 150 کتاب در مورد اپراهای خاص و اپرا به طور کلی است.