در دوران جنگ جهانی دوم سالهای 1939-1945 بل حدود شش سال، بهعبارتی دوهزار روز پشت جبهههای نبرد آلمان نازی بهعنوان نیروی مخابرات بیسیمچی آشپز دیدهبان و نگهبان انباردار کتابدار یا مترجم زبانهای روسی هلندی، فرانسوی نروژی و... خدمت کرده است. او را هیچگاه بهعنوان سرباز جنگنده به جبههها اعزام نکردند زیرا از بیماریهای مفاصلی و روماتیسمی رنج میبرده. شاید یک یا دو بار به جبههها به مدت خیلی کوتاه اعزام شده و هر دو بار هم مجروح گشته که خوشبختانه بهزعم ما خوانندگان امروزش برای همیشه از جنگیدن با دشمنان ساختگی توسط حزب نازی محروم میشود. این برای نویسندهای چون هاینریش بل فرصت و مجالی طلایی بوده که 878 نامۀ منظم به پدر و مادرش و بهویژه به دوستدختر سابق و همسر آتیاش آنهماری سچ را به رشتۀ تحریر درآورد.
در اکثر نامههای هاینریش بل به همسرش آنهماری سچ ما بهعنوان خوانندگان این نامهها که بعدا اجازه سرک کشیدن داریم، اتفاقا خودمان را نامحرم نمیدانیم و انگار راوی نامهها هم مایل است که ما را هم دعوت به خواندن نگارش نامههای خود بنماید. علیرغم اینکه همیشه از جنگ بهعنوان پدیدۀ نفرتانگیز یاد میکند اتفاقا به فرازهای انسانی هم توجه ویژه داشته است. بدین خاطر است که گهگاه گله و شکایت از این دارد که اوقات فراغتش را به نحو احسن بهکار نمیگیرد. در اکثر نامههایش از کتاب و کتابخوانی قلم و کاغذ و جوهر و مکانی آرام برای امر نگارش بهطور ویژه یاد میکند حاصل را به سمع و بصر دلدادهاش میرساند و حتی بعضی روزها دو الی سه نامه مینویسد ولع نگارش. بل اعتراف میکند که بهشدت به نامهنگاریهای در جهان میان انسانهای بزرگ به خصوص نویسندگان هنرمندان فلاسفه و ادبا علاقهمند است و یادداشتهای روزانۀ انسانهای مشهور را بهشدت پیگیری مینموده. این همانا برخاسته از دوران کارآموزی کتابداری در شهر بن آلمان است که او قبل از ورود به نظام سربازی فرا گرفته و از ذخایر کتابخانهای کتابداری و دانش نشر کتاب اطلاعات بسیار وسیعی داشته که مطمئنا در رشد و توسعۀ پلکانی این نویسنده نقش سترگی ایفا نموده است.