«تابوی خاموشان» مجموعهای است از اشعار عاشقانه، عرفانی و اجتماعی که هرکدام به جنبهای از زندگی و اندیشههای انسانی میپردازند. این اشعار با زبان فاخر و تصاویر زیبا، دنیای درونی انسانها را به تصویر میکشند و خواننده را به تفکر و تامل وامیدارند.
ببر سر از من بیدل که سر، شمار کنیم بریز خون مرا دل بده قمار کنیم اگر چنین نکنی با من خرابه نشین امیر ملک سلیمان! بگو چه کار کنیم؟ شدیم بسمل پا تا گلو پر از باده سلیم عقل و شرافت مدار و ازاده به رقص امده پر ریخته سر افتاده براق امده تا شه بر او سوار کنیم.