روایتی احساسی و روانکاوانه از عشق، فقدان و جستوجوی هویت است. داستان درباره دختری به نام سارنوس است که از کودکی و نوجوانی با پسرهایی همبازی بوده و در این میان، به یکی از آنها به نام مهند دل میبندد. عشقی که از جنس محبت مادرانه و وابستگی عمیق است، اما با بیتفاوتی و سردی مهند مواجه میشود. سارنوس پس از تجربه جدایی و فروپاشی روحی، تلاش میکند خود را بازسازی کند و به زنی موفق تبدیل شود. اما گذشته و خاطرات، او را رها نمیکنند. ده سال بعد، وقتی مهند دوباره در زندگی او ظاهر میشود، سارنوس باید با زخمهای کهنه، ترسها و احساسات سرکوبشدهاش روبهرو شود. رمان با نثری شاعرانه و تلخ، به بررسی چرخه بیپایان امید و ناامیدی در عشق، تنهایی عمیق انسان و مرز باریک میان واقعیت و خیال میپردازد. داستان در دو بخش روایت میشود: بخش اول به خاطرات کودکی و شکلگیری عشق میپردازد، و بخش دوم به بازگشت و مواجهه دوباره شخصیتها پس از سالها.
سارا صفرپور نویسنده ایرانی؛ دانشجوی رشتهی مهندسی علم مواد و متالورژی است، که مسیر پرفراز و نشیب هنر را در عرصههای مختلف تجربه کرده است. امروز با تکیه بر این پیشینه غنی، دنیایی منحصربهفرد در ادبیات خلق میکند. او نویسندگی را با عشقی عمیق به واژهها آغاز کرد. پیش از آن، در دنیای صدا و تصویر غرق بود. از ایستادن روی صحنه تئاتر تا تجربه حضور در عرصه دوبله و طراحی گرافیک. این تلفیق هنرهای نمایشی، صوتی و بصری، قلم او را به ابزاری قدرتمند تبدیل کرده است. او داستانهای انسانی را از عمیقترین احساسات عاشقانه تا پیچیدهترین مفاهیم علمی روایت میکند.