کتاب قرار ملاقات The Appointment


  • قیمت : ۱۱,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

معرفی کتاب قرار ملاقات اثر هرتا مولر

محمدعلی فائزی محمدعلی فائزی

«من احضار شده ام. پنجشنبه، رأس ساعت 10.» یکی از روزهای زندگی یک کارگر جوان کارخانه ی تولید پوشاک، در زمان حاکمیت مستبدانه ی نیکولای چائوشسکو، با این جملات آغاز می شود. این زن جوان قبلا مورد بازپرسی قرار گرفته است اما باور دارد که این بار، مسئله فرق دارد. جرم او، دوختن یادداشت هایی در آستر کت و شلوارهای ارسالی به ایتالیا است. یادداشتی با اسم و آدرس او وجود دارد که روی آن نوشته شده است: «با من ازدواج کن.» فکر او در راه رسیدن به محل بازپرسی، به افراد مختلفی مشغول می شود: دوستش، لیلی که هنگام فرار به مجارستان تیر خورد؛ پدربزرگ و مادربزرگش که پس از این که همسر اولش آن ها را لو داد، از کشور اخراج شدند؛ سرگرد آلبو، بازپرسش که هر جلسه را با بوسه ای بر انگشتان او آغاز می کند و پائول که برخلاف دائم الخمر بودن، معشوق و تنها فرد مورد اطمینان شخصیت اصلی داستان است. او که غرق در همین افکار است، ایستگاه مورد نظر را از دست داده و خود را در خیابانی ناآشنا می یابد. در مقایسه با چیزی که او در آن خیابان درمی یابد، ترس رمان قرار ملاقات با بازپرس، بسیار کم رنگ و محو جلوه می کند. هرتا مولر در رمان قرار ملاقات، ترس های تحقیر کننده ی زندگی تحت حاکمیت رژیمی سرکوب گر را به خوبی به تصویر کشیده و رمان قرار ملاقات، جایگاه او را به عنوان یکی از برترین نویسندگان اروپا تثبیت کرده است.

خرید و معرفی کتاب خواندنی قرار ملاقات



انتشارات: هیرمندهیرمند
مترجم: آهنگ حقانی
نویسنده: هرتا مولر هرتا مولر
مشخصات کتاب قرار ملاقات
قطع :رقعی
تعداد صفحه :221
سال انتشار شمسی :1394
سال انتشار میلادی :1997
شابک :978-964-408-327-3
وزن :255
سری چاپ :2

ویژگی ها کتاب قرار ملاقات

نویسنده کتاب برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات سال 2009

نکوداشت های کتاب قرار ملاقات
A slim, masterfully written tale.
داستانی موجز با نگارشی استادانه.
Newsweek Newsweek

A taut and brilliant book.
کتابی مستحکم و درخشان.
Chicago Tribune Chicago Tribune

Powerful.
قدرتمند.
Newsday Newsday

بخش هایی از کتاب قرار ملاقات (لذت متن)
زندگی چیزی است که با آن کنار نیامده ام ،در ضمن اصلا هم منظورم این نیست که با این وضع کنار نمی آیم، حتما کنار می آیم، اما کی، معلوم نیست.

به جای این فکرها که مدام در حال سنگین و سبک کردن شان هستیم، بهتر است چیزهای واقعی توی سر داشت، این طوری می توان دست را دراز و آن ها را احساس کرد.

فراموش کردن تدریجی دعوا، راحت تر از این است که آسیب هایی را که وارد کرده ایم، در سکوت بشماریم.