کتاب انسان ها

The Humans
هیچ جا خانه نمی شود
  • 10 % تخفیف
    قیمت : 50,000 | 45,000 تومان

  • موجود
  • انتشارات: هیرمند هیرمند
    نویسنده:
کد کتاب : 2105
مترجم :
شابک : 978-9644083624
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 352
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2013
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 9
زودترین زمان ارسال : 10 خرداد

نامزد دریافت جایزه ی ادگار 2014

نامزد جایزه ی بهترین کتاب داستانی علمی گودریدز سال 2013

نامزد جایزه ی ادبی دوبلین سال 2015

معرفی کتاب انسان ها اثر مت هیگ

کتاب "انسان ها" یک رمان خنده دار است که در مورد آدم ربایی بیگانگان، ریاضیات، و جالب تر از همه در باره خودمان است. مت هیگ، در آخرین رمان خود با ترکیب زندگی غیرعادی داگلاس آدامز، با زندگی واقعی جهان و چیزهای دیگر، یک داستان دوست داشتنی و جذاب سرشار از طنز و اصالت را ارائه کرده است.
استاد اندرو مارتین، قهرمان داستان "انسان ها"، قبل از شروع کتاب مرده است. با این که معلوم می شود که او انسان خیلی خوبی نبوده است - به این خاطر که بیگانه ای بدن او را اشغال کرده بود -. آدم فضایی برای از بین بردن شواهدی مبنی بر اینکه اندرو یک مشکل اساسی ریاضی را حل کرده بود، به زمین فرستاده شد. او پس از مدتی درمورد استاد، خانواده و "انسان ها" بیش از آنچه که انتظار داشت، می آموزد. هنگامی که او عاشق همسر و فرزند خود می شود – آنها نمی دانند که او اندروی واقعی نیست -، بیگانه باید بین انجام ماموریت خود و بازگشت به خانه، یا ماندن در خانه جدید در روی زمین، یک گزینه را انتخاب کند.

کتاب انسان ها

مت هیگ
مت هیگ، زاده ی 3 جولای 1975، رمان نویس و روزنامه نگار انگلیسی است.هیگ در شفیلد به دنیا آمد. او در دانشگاه هال به تحصیل در رشته ی زبان انگلیسی و تاریخ پرداخت. هیگ تا به حال آثاری داستانی و غیرداستانی را هم برای کودکان و هم برای بزرگسالان به رشته ی تحریر در آورده است. او در بیست و چهار سالگی به افسردگی شدیدی مبتلا شد اما توانست آن را پشت سر بگذارد.
نکوداشت های کتاب انسان ها
The bestselling, award-winning author of The Radleys is back with his funniest, most devastating dark comedy yet, a “silly, sad, suspenseful, and soulful” (Philadelphia Inquirer) novel that’s “full of heart”
جالب ترین و خنده دارترین کمدی تاریک او در یک رمان "احمقانه، غمناک، شکاکانه و پر روح.
Entertainment Weekly Entertainment Weekly

قسمت هایی از کتاب انسان ها (لذت متن)
لازم نیست استاد دانشگاه بشوی، مجبور نیستی هیچ چیزی بشوی. به خودت فشار نیاور. با احتیاط جلو برو و تا وقتی حس نکردی چیزی مناسب است احتیاط را کنار نگذار. شاید هیچ چیز مناسب نباشد. شاید تو جاده ای نه مقصد. عیبی ندارد، جاده باش. اما مراقب باش این جاده برای از پنجره به بیرون نگاه کردن چیزی داشته باشد.

دلیل وجود داشتن عشق این بود که به تو کمک کند جان به در ببری. برای این بود که معنا را فراموش کنی. دست از جست و جو برداری و شروع کنی به زندگی کردن. معنی اش این بود که دست کسی را بگیری که برایش اهمیت قائل و در زمان حال زندگی کنی. گذشته و آینده توهم بود.

فکر می کنند خدا همیشه طرف آن هاست، حتی اگر طرف آن ها در تضاد با بقیه ی هم نوعان شان باشد. آن ها نمی توانند در مورد دو واقعه بسیار مهم که به صورت زیستی برایشان اتفاق می افتد - تولید مثل و مرگ- به توافق برسند. تظاهر می کنند می دانند پول برایشان خوشبختی نمی خرد، با این حال هر بار پول را ترجیح می دهند. در هر فرصت ممکن چیز های معمولی را می ستایند و عاشق این اند که شاهد بدشانسی دیگران باشند. آن ها بیشتر از صد هزار نسل روی این سیاره زندگی کرده اند و با این حال هنوز نمی دانند واقعا کی هستند و واقعا چطور باید زندگی کنند. در حقیقت، آنها حالا کمتر از گذشته می دانند.

هر چند وقت یکبار اطمینان حاصل کنید که کاری را انجام می دهید که خوشحال می شوید در حال انجام آن بمیرید.

هیچ کس شما را نخواهد فهمید. در نهایت این مهم نیست، بلکه این مهم است که شما خود را درک کنید.

یک پارادوکس: چیزهایی که شما برای زندگی نیازی به آنها ندارید - کتاب ، هنر ، سینما ، شراب ، و غیره - همان چیزهایی هستند که شما برای زندگی به آنها لازم دارید.