کتاب قهوه ی سرد آقای نویسنده

Mr. Author 's Cold Coffee

مشخصات کتاب قهوه ی سرد آقای نویسنده
شابک : 978-600-367-314-4
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 220
سال انتشار شمسی : 1398
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 74
زودترین زمان ارسال : 22 آبان

معرفی کتاب قهوه ی سرد آقای نویسنده اثر روزبه معین

روزبه معین نویسنده جوانی است که نوشتن را از کودکی آغاز کرد و در اولین تجربه جدی رمان نویسی به سراغ نوشتن کتابی تحت عنوان "قهوه سرد آقای نویسنده" رفت. نویسنده جوان "قهوه سرد آقای نویسنده" از روش جالبی برای جذب مخاطب استفاده کرد و با انتشار بخش هایی از کتاب در صفحه اینستاگرامش، اشتیاق به چاپ رسیدن این اثر را بیشتر از پیش کرد و مخاطبانی که بخش هایی از این کتاب را در صفحه آقای بازیگر مطالعه کرده بودند با اشتیاق بیشتری منتظر چاپ این اثر بودند. این کتاب، داستانی عاشقانه با مضمونی هیجانی و معمایی دارد که روایتی از زندگی پرفراز و نشیب یک نویسنده و دختر روزنامه نگار است. "آرمان" نویسنده همان جوان عاشق پیشه داستان است که دلباخته دختری می شود که برای آموزش پیانو به خانه همسایه در رفت و آمد است. نویسنده داستان که دلباخته دختری است که 15 سال از او بزرگتر است اما عشق سن و سال سرش نمیشود و از هر راهی برای بیشتر دیدن دختر استفاده میکند. آرمان 10 ساله کتاب روزبه معین نت های موسیقی دختری را عاشق او شده بود دستکاری کرد اما سرانجام سال ها بعد همان نت های دستکاری شده به شاهکاری تبدیل شد که در یک کنسرت توسط معشوقه اش به اجرا درآمد و آنجا بود که آرمان با تمام وجودش دلش میخواست عشق دوران کودکی اش و اتفاقی که باعث دستکاری آن نت های موسیقی شده بود را فریاد بزند اما .....

کتاب قهوه ی سرد آقای نویسنده

روزبه معین
روزبه معین (زاده ۳ مرداد ١٣٧٠ تهران)، نویسنده، رمان نویس، نمایش نامه نویس، و کارتونیست اهل ایران است. او فعالیت حرفه ای خود را با نوشتن نمایشنامه آغاز کرد و سپس به نوشتن رمان روی آورد.بنا بر اظهاراتش نوشتن را از دوران کودکی آغاز کرده و در دوران نوجوانی به کاریکاتور و کارتون علاقه مند شده که این هنر او را به سمت خلق چهره ها و شخصیت های مختلف هدایت کرده است. به گفته خودش همواره آدم تنهایی بوده و از تنهایی لذت می برد. معین لیسانس مهندسی شیمی از دانشگاه اراک دارد و تحصیلات متوسطه خود را دردبیرستا...
قسمت هایی از کتاب قهوه ی سرد آقای نویسنده (لذت متن)
دخترهای درون گرا رو خیلی خوب می شناسم، بیشتر حرف هاشون رو به آینه اتاق شون می زنن، یه قیچی آماده به کار دارن واسه روزهای بی حوصلگی شون، و وقتی هم می خوان بخوابن پاهاشون رو بغل می کنن. اون ها راحت دم به تله نمی دن، ولی اگه دلشون یه جا گیر کنه، مثل ساعت های آونگ داری می شن که صدسال هم که بگذره، باز هم ساعت دوازده دل شون صداشون می کنه، فکر کنم ازدست دادن واسه دخترهایی شبیه به تو سخت تر باشه