0

کتاب سال های سگی The Time of the Hero


  • قیمت : ۳۵,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

مروری بر سال های سگی
مینا دامغانیان مینا دامغانیان

سال های سگی، رمانی نوشته ی ماریو بارگاس یوسا است که در سال 1963 انتشار یافت. رمان، داستان نوجوانانی در یک مدرسه ی نظامی در پرو را روایت می کند که تلاش می کنند تا از محیط خشونت بار و خصومت آمیز پیرامون شان جان سالم به در ببرند. فساد موجود در این مدرسه ی نظامی، انعکاس دهنده ی تباهی ها و مشکلات بزرگتری است که پرو را تحت تأثیر قرار می دهند. کتاب، دارای ساختاری پیچیده ، خط روایی غیرخطی و راویان متعدد است. شایان ذکر است که ارتش پرو پس از انتشار این کتاب، صدها نسخه از آن را در مراسمی رسمی به آتش کشید و از بین برد. داستان، ماجرای دزدیده شدن یکی از برگه های امتحانی توسط دانشجویی به نام کاوا را دنبال می کند. این دزدی، به دستور جگوار، دانشجوی ارشد و بی رحم این مدرسه ی نظامی، انجام شده است. دانشجویی تازه وارد و پایین رتبه، ماجرای دزدی را گزارش می دهد و جگوار، در خلال مانورهای نظامی از او انتقام می گیرد. مقامات ارشد و مدیران که به شدت نگران وجهه و آبروی مدرسه هستند، خود را به ندانستن زده و مدارک و شواهد نشان دهنده ی جرم جگوار را نادیده می گیرند.

خرید و معرفی کتاب خواندنی سال های سگی



مشخصات سال های سگی
قطع : رقعی
شابک : 978-964-351-213-2
تعداد صفحه : 560
سال انتشار شمسی : 1396
سال انتشار میلادی : 1962
وزن : 560
سری چاپ : 9

ویژگی ها

نویسنده ی کتاب برنده ی جایزه نوبل ادبیات سال 2010

فیلمی بر اساس این کتاب و به کارگردانی فرانسیسکو خوزه لومباردی در سال 1985 ساخته شده است

نکوداشت
A microcosm of Peruvian society.
ماکتی از جامعه ی پرو.
Bookrags Bookrags

One of the greatest Latin American novelists of the twentieth century.
یکی از بهترین رمان نویسان آمریکای لاتین در قرن بیستم.
LA Times LA Times

Vargas functions on more than a single level of meaning.
بارگاس، چیزی بیش از یک لایه از معنی را به مخاطب ارائه می کند.
New York Times New York Times

لذت متن
چه بخوای چه نخوای، تو ارتش چیزی که مهمه اینه که بزن بهادر باشی، دل و جرئت داشته باشی، می دونی چی می خوام بگم؟ پیش از این که سوارت بشن سوارشون شو. راه دیگه ای وجود نداره. من خوش ندارم کسی سوارم بشه...

خودمو به دیوونگی می زنم، می خوام بگم خودمو به حماقت می زنم. تو هم همین کارو در پیش بگیر. اون وقت کسی پا روت نمی ذاره رد بشه. اگه با چنگ و دندون از خودت دفاع نکنی، روی گرده ات سوار می شن. این قانون جنگله.

واقعیت داشت، چون دیگر نه تنش را احساس می کرد و نه زمان را. صدای مادرش را شنید: «مواظب باش، ریکاردیتو، پاتو رو ماهی دم شلاقی خاردار نذاری.» و دست های دراز و نگهبانش را پیش آورد و او را در زیر آفتاب بی رحم، در آغوش گرفت.