کتاب امتداد زمان

Timeline
کد کتاب : 21982
شابک : 978-6001826023
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 312
سال انتشار شمسی : 1399
سال انتشار میلادی : 2020
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1

معرفی کتاب امتداد زمان اثر سید طه رسولی

امتداد زمان قصه ای نو با نگارش و فضایی جدید به قلم سید طه رسولی است. پیشرفت های حال حاضر تکنولوژی به حدی زیاد شده که دیگر هیچ چیز دور از انتظار نیست. ذهن انسان هر چیزی را که روزی از مسیر تخیل به آن اندیشیده، طراحی می کند و به دست می آورد. نوآوری ها بر تخیل می افزاید و خیالات بر خلاقیت. به این ترتیب این چرخه ی تخیل و تصنع آن قدر ادامه می یابد که هر نوع پیشرفتی را ممکن می سازد. اگر به تاریخ نگاه کنیم می بینیم که ردپایی از هر پیشرفتی که امروز داشته ایم، در ادبیات و اندیشه ی انسان های اعصار قبلی دیده می شود. بنابراین بعید نیست آنچه که ما امروز به آن می اندیشیم و آن را ماورای دستیابی می بینیم، روزی به یک پدیده ی رایج و روزمره تبدیل شود.
یکی از این مواردی که همواره مورد توجه نویسندگان و خیال پردازان و دانشمندان قرار گرفته، مساله ی زمان است. این بار هم در کتاب امتداد زمان شاهد پردازش قصه ای جذاب پیرامون محور زمان و پیشرفت های تکنولوژی هستیم. از همان ابتدای داستان توضیحاتی همچون ملافه ای که شارژش در حال تمام شدن است، برنامه های هولوگرافیک تلویزیون و نسل جدید ساعت های هوشمند، خواننده را برای رویارویی با یک داستان متفاوت آماده می کند و این روند همگام با خط داستان پیشرفت می کند. از دیگر بخش های قابل توجه داستان شخصیت ساراست که به دلیل عارضه ی نامشخصی حدود یک سال است که به دکتر می رود. او انواع و اقسام داروها را بدون این که بداند مشکلش چیست مصرف می کند و تنها چیزی که روانپزشک ها به سارا می گویند این است که او دچار یک نوع مشکل خاص و ناشناخته ی روانی است که باعث شده او چیزهایی را ببیند که بقیه نمی بینند. اما دلیل این مشکلات و اتفاقاتی که برای سارا رقم می خورد، داستانی مدرن است که مخاطبان علاقمند به قصه های جدید و پیشرفته را سرگرم خواهد ساخت.

کتاب امتداد زمان

قسمت هایی از کتاب امتداد زمان (لذت متن)
سارا با ترس و لرز پرسید:"شما سهراب سپهری هستید؟" جوان چند لحظه ای از تعجب دهانش باز ماند و گفت:"بله،من رو از کجا می شناسی؟" سارا با هیجان پاسخ داد:"همه شما رو می شناسن!یعنی بعدا می شناسن.بعدا شما به یکی از معروف ترین شاعرهای ایران تبدیل می شی.دیگه چیز بیشتری نمی تونم بگم. جز اینکه..." سارا یاد جشن تولد یازده سالگی اش افتاد و ادامه داد:"البته اگه می شه بعد از اینکه از دانشگاه فارغ التحصیل شدین یه ذره بیش تر به قیافه تون برسین! موها و ریشاتون رو مرتب کنین خیلی بهتره! اصلا مثل همین الان ریشاتون رو بزنین!اون وقت سیصد سال بعد که من خواستم عکس شما رو بزنم دیوار اتاقم بقیه مسخره م نمی کنن!" سارا می دانست که از شدت هیجان یکی از احمقانه ترین جملاتش را به یکی از بزرگ ترین انسان های تاریخ گفته است.