1. خانه
  2. /
  3. کتاب واپسین وارث تخت و تاج قاجار

کتاب واپسین وارث تخت و تاج قاجار

4.5 از 2 رأی

کتاب واپسین وارث تخت و تاج قاجار

Qajar
٪15
220000
187000
معرفی کتاب واپسین وارث تخت و تاج قاجار
«واپسین وارث تخت و تاج قاجار؛ سلطان حمید میرزا قاجار» گفت‌و‌گوی دکتر حبیب لاجوردی، مبتکر و مبدع طرح تاریخ شفاهی مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه هاروارد آمریکا، با حمید میرزاست. این گفت‌وگو سال ۱۳۶۰ در لندن انجام شده و اکنون، پس از سال‌ها که مصاحبه شونده روی در نقاب خاک کشیده، امیر سعیدالهی آن را به زبان فارسی ترجمه کرده است.
حمید میرزا قاجار، پسر محمد حسن میرزا و محترم السلطنه رزاقی، در سال ۱۹۱۸ به دنیا آمد و پس از سه یا چهار سال اقامت در تهران، ایران را ترک کرد. مدتی پیش جدش، محمدعلی شاه قاجار مخلوع، در استانبول ماند و سپس همراه‌ پدرش، محمد حسن میرزا (برادر احمدشاه) در سن ریمو و پاریس زندگی کرد. او در سال ۱۹۲۵ به اصرار پدرش، برای تحصیل روانه انگلستان می‌شود. در آن‌جا زیر نظر «سرپرسی هرون مکسول» یکی از دوستان پدرش محمد حسن میرزا، در مدرسه‌ای که خانم هرون- مکسول بنیاد نهاده با زبان انگلیسی آشنایی کامل پیدا می‌کند. او اصلا فارسی بلد نبود، بنابراین میان حمید قاجار و پدرش زبان مشترکی وجود ندارد و در نتیجه خانواده‌ی هرون- مکسول جانشین خانواده سرگردان سلطان‌حمید قاجار می‌شود. او در انگلستان نام مستعار «دیوید (داود) دروماند» را برای خودش برمی‌گزیند. حمید قاجار در سال ۱۹۵۷، به ایران برمی‌گردد و چهارده سال شغل‌های گوناگونی را در کنسرسیوم نفت به عهده می‌گیرد. در این مدت، با خلقیات ایرانیان برای اولین بار آشنا می‌شود و با تعدادی از قوم و خویش‌های قاجاری خود، که در ایران مانده‌اند ، تماس پیدا می‌کند. حمید میرزا تزویر و ریاکاری را از صفات بارز مقامات ایرانی می‌داند. او در برخورد با ایرانیان با آنان احساس بیگانگی می‌کند. ندانستن فارسی هم بیشتر او را از آن‌ها جدا می‌‌کند. آن‌چه چهره‌ی ایرانیان را در چشم او سیاه می‌کند، فساد است، فسادی همه‌گیر. چون حمید میرزا در محیط باز و بی‌تعارف پرورش یافته، زبانی صریح دارد و به رک‌گویی متمایل است؛ بنابراین از اظهار آراء و عقاید تند خودش پرهیز نمی‌کند. چنان‌که حتی گاهی درباره آلودگی محمدرضا پهلوی نیز بی‌پروا حرف‌هایی می‌زند. ازاین‌رو است که او را در «اداره اطلاعات شهربانی» بازجویی می‌کنند. او محیط کار فاسد ایران را به مدت چهارده سال تحمل می‌کند و در تمام این مدت زبان فارسی را هم یاد نمی‌گیرد.
«واپسین وارث تخت و تاج قاجار؛ سلطان حمید میرزا قاجار» کتابی جالب و خواندنی برای علاقمندان به تاریخ و حکومت قاجار است.
درباره حمید میرزا قاجار
درباره حمید میرزا قاجار
حمید میرزا قاجار، پسر محمد حسن میرزا و همسرش محترم السلطنه رزاقی، در سال ۱۹۱۸ به دنیا آمد و پس از سه یا چهار سال اقامت در تهران، ایران را ترک کرد. مدتی پیش جدش، محمد علی شاه قاجار مخلوع، در استانبول ماند و سپس همراه‌پدرش، محمد حسن میرزا در سن ریمو و پاریس زندگی کرد. وی در سال ۱۹۲۵ به اصرار پدرش، برای تحصیل روانه انگلستان شد و در آن‌جا زیر نظر سرپرسی هرون مکسول، که یکی از دوستان محمد حسن میرزا بود. حمید قاجار در مدرسه‌ای که خانم هرون-مکسول بنیاد نهاده بود با زبان انگلیسی آشنایی کامل یافت. فارسی هم اصلاً نمی‌دانست. پس میان حمید قاجار و پدرش زبان مشترکی وجود نداشت و در نتیجه طبیعی بود که خانواده پابرجای هرون-مکسول جانشین خانواده سرگردان سلطان‌حمید قاجار شد و هیچ‌چیز نیز مانع گسستن پیوندهای معنوی و عاطفی وی بافرهنگ ایرانی نشد.
حمید قاجار در انگلستان نام مستعار «دیوید (داود) دروماند» را گزید.
سرشت دیوید دروماند-حمید قاجار- ترکیب و معجونی بود از شمایل یک ایرانی با منش گرم دریانورد خوش‌خلق انگلیسی. در سال ۱۹۵۷، حمید قاجار به ایران برگشت و چهارده سال شغل‌های گوناگونی را در کنسرسیوم نفت به عهده گرفت. در این مدت، با خلقیات ایرانیان برای اولین بار آشنا شد. البته این خلقیات را دیوید دروماند شخصاً تجربه کرد.
آنچه چهره ایرانیان را در چشم او سیاه کرد، فساد بود، فساد همه‌گیر و بازکننده چشم و گوش هر آدم بی‌خبری که وی آن را در کلیه سطوح کنسرسیوم نفت مشاهده کرد. چون حمید میرزا در محیط باز و بی‌تعارف نیروی دریایی بریتانیا- به قول خودش-پرورش یافته بود، به رک‌گویی متمایل بود؛ بنابراین وی از اظهار آرا و عقاید تند خود با عبارات پوست‌کنده پرهیز نمی‌کرد. چنان‌که حتی گاهی دربارهٔ آلودگی محمدرضا پهلوی نیز بی‌پروا حرف‌هایی می‌زد.
ازاین‌رو است که در «اداره اطلاعات شهربانی» بازجویی شد. حمید میرزا تزویر و ریاکاری را از صفات بارز مقامات ایرانی می‌دانست. پس از بازگشت «سلطان حمید قاجار»، به ایران، وی با تعدادی از قوم و خویش‌های قاجاری خود، که در ایران مانده بودند، تماس پیدا کرد. او در این برخوردها، با آنان‌احساس بیگانگی می‌کرد. ندانستن فارسی هم بیشتر او را از آن‌ها جدا می‌ساخت. به قول او، «تقریباً همه آن‌ها مشغول کاری بودند که مردم آن را معمولاً در ایران انجام می‌دادند، در حالی که من با کنسرسیوم بین‌المللی به‌طور عادی همکاری می‌کردم». از این‌جمله معلوم است که حمید میرزا به دو نوع کار قائل است: کار «ایرانی» و کار «فرنگی». کار ایرانی گویا غیرعادی است و همراه با فساد که با پارتی‌بازی و رشوه پیش می‌رود، در صورتی که‌کار فرنگی کاری است به هنجار که در محیط سالم با روش‌های صحیح و مصون از نفوذ افراد ذی‌نفوذ انجام می‌شود. شاید برای خواننده موجب تعجب باشد که دروماند-قاجار محیط کار فاسد ایران را به مدت چهارده سال تحمل کرده و در تمام این مدت زبان فارسی‌را هم یادنگرفته‌است.
دسته بندی های کتاب واپسین وارث تخت و تاج قاجار
قسمت هایی از کتاب واپسین وارث تخت و تاج قاجار

درباره سلسله قاجار و این آخرین ها یعنی احمدشاه - بنا به گفته یکی از خانم های خانواده والا که پس از انقلاب اسلامی خاطراتش چند شماره ای در مجله هفتگی سپید و سیاه چاپ می شد و البته همه اش مدح و ثنای احمدشاه بود و دودمان قاجار و محمد حسن میرزا و سلطان حمید میرزا، (مصاحبه شونده در کتاب حاضر) - حرف و حدیث فراوان است. ارفع الدوله در خاطرات خود از دیدار با محمدعلی شاه و احمدشاه مطالبی آورده است. رحیم زاده صفوی در کتاب «اسرار سقوط احمدشاه»، مشاهدات خود از دیدار ارفع الدوله با احمدشاه در یکی از اقامتگاه های اروپایی او در یک عید نوروز و تفأل های نامیمونی را که ارفع الدوله براساس گفته های ناامید کننده احمدشاه زده است با آن قلم شیرینش ذکر کرده است. خان ملک ساسانی نیز به دیدارهای خود با احمدشاه در دوران تصدی مقام شارژ دافری در استانبول و کوشش بی ثمری که محمد علی شاه برای خواستگاری از یکی از شاهزاده خانم های عثمانی برای پسرش احمدشاه به خرج داد و به دلیل تعصب سنی گری بزرگان باب عالی به جایی نرسید، اشارات فراوان کرده است و...

نظر کاربران در مورد "کتاب واپسین وارث تخت و تاج قاجار"
1 نظر تا این لحظه ثبت شده است

کتاب‌های آقای حبیب لاجوردی عالی هستش.خیلی کتاب خوبی بود

1403/11/28 | توسطکاربر سایت
0
| |