کتاب اکسیر جادویی

Beyond the Kingdoms
قصه های همیشگی 4
کد کتاب : 22227
مترجم :
شابک : 978-6004626682
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 375
سال انتشار شمسی : 1400
سال انتشار میلادی : 2015
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 16
زودترین زمان ارسال : 4 خرداد

معرفی کتاب اکسیر جادویی اثر کریس کالفر

"اکسیر جادویی" به قلم "کریس کالفر" چهارمین اثر از مجموعه ی "قصه های همیشگی" است. "قصه های همیشگی" مجموعه ای از کتاب های کودک و نوجوان است که به خوبی می داند چطور خوانندگان بزرگسال را جذب کند و بیشتر به دلیل طنز قصه هاست که این اتفاق می افتد. "قصه های همیشگی" مواجهه ای آزاد و خیالی از افسانه ها ، رمز و راز و ماجراجویی است. یک تجربه عالی برای طرفداران نارنیا و دیگر داستان های افسانه ای، یا به عبارتی برای کودکان و بزرگسالانی که می فهمند داستان های بلند از دوران گذشته، چقدر می تواند در ذهن ما بماند. خوشبختانه کتاب چهارم این مجموعه هم خوانندگان را ناامید نکرد!

در حالی که مرد نقابدار راست راست می چرخد ، کار دوقلوهای بیلی است که او را متوقف کنند. فقط یک مشکلی وجود دارد! او ممکن است عضوی از خانواده آنها باشد و علاوه بر این ، شورای پری ها متوجه این خطر نیستند. کانر و الکس به همراه دوستان وفادار خود کشف می کنند که مرد نقابدار می تواند کتاب ها را به پورتال تبدیل کند. دنیای آنها زمانی فراتر از افسانه ها پیش می رود که مجبور شوند در نورلند و دیگر قلمروهای عجیب و غریب گشت و گذار کنند تا جلوی مرد نقابدار را از بازگرداندن هر شرور مشهوری که تاکنون جهان به خود دیده، بگیرند.

"کریس کالفر" بار دیگر ثابت کرد که برداشت او از داستان های کودکی ما چقدر خیالی و شکوهمند است. ما در "اکسیر جادویی" فراتر از سرزمین داستان ها می رویم. نویسنده سرانجام با معرفی شخصیت هایی که در گذشته تأثیرگذار بوده اند ، قلمرو خلاقیت خود را کاوش می کند و بدین وسیله تمام عناصر مجموعه را به زیبایی هرچه تمام به هم گره می زند.


کتاب اکسیر جادویی

کریس کالفر
کریستوفر کالفر، زاده ی 27 می 1990، خواننده، بازیگر، نویسنده و تهیه کننده ی آمریکایی است.کالفر در کالیفرنیا به دنیا آمد. او به دلیل موارد بسیاری از مورد آزار و اذیت قرار گرفتن در مدرسه، بخشی از تحصیلات ابتدایی خود را در خانه انجام داد. کالفر در دبیرستان، در بسیاری از برنامه های سخنرانی و مباحثه شرکت می کرد و توانست جوایز بسیاری را در این عرصه ها کسب کند. او مقام نهم مسابقه ی تفسیر دراماتیک را در کالیفرنیا و همچنین جایزه هایی را از نهادهای «باشگاه درام» و «FFA» کسب نمود. کالفر در مدرسه، رئیس با...
نکوداشت های کتاب اکسیر جادویی
Children will engage with Colfer's bubbly writing style and become hooked on the characters and lost in their adventures. This genre of writing never loses its charm, and in The Land of Stories, Colfer has secured the following of a new generation of fairytale fans.
کودکان سبک نوشتن حبابی کالفر درگیر خواهند شد و مجذوب شخصیت ها شده و خود را در ماجراهای آن ها گم می کنند. این سبک نوشتن هرگز جذابیت خود را از دست نمی دهد و در سرزمین داستان ها، کالفر دنباله ای از نسل جدید طرفداران داستان های افسانه ای را برای خود ضمانت کرده است.
Teaching English (Primary Matters)

Revelations, evil villains, wisecracks, and resourceful young heroes return in an onslaught of disparate elements that may not quite gel, but you'll be too busy flipping pages to notice.
افشاگری ها ، اشرار شیطانی ، حقه های خردمندانه و قهرمانان جوان و باهوش با هجومی از عناصر متفاوتی که ممکن است کاملا با هم ترکیب نشوند ، به قصه برمی گردند؛ اما شما آنچنان مشغول ورق زدن صفحات خواهید بود که به هیچ چیز دیگری توجه نکنید.
Common Sense Media Common Sense Media

قسمت هایی از کتاب اکسیر جادویی (لذت متن)
موجودات ساکن جنگل کوتوله ها می دانستند اگر جانشان را دوست دارند نباید اطراف رودخانهٔ مرد مرده پیدایشان شود. نیمه شب هایی که ماه کامل بود، جادوگرهایی از سراسر جنگل و سرزمین های همسایه در محل رودخانه گرد هم می آمدند. این جلسه ها فقط مخصوص جادوگرها بود و آن ها هم حسابی از اینکه مزاحم ها را برای همه درس عبرت بکنند، لذت می بردند. رودخانهٔ مرد مرده همیشه محل اسرارآمیزی بود و همین آن را به مکانی ایده آل برای گردهمایی جادوگرها تبدیل می کرد. هر از گاهی بدون هیچ هشدار یا توضیح قبلی، جریان رود عوض می شد و به بالادست، به داخل جنگل می رفت. هر بار جهت جریان رود عوض می شد، تابوت هایی از مکانی نامعلوم سر می رسیدند و روی آب شناور می شدند. جسدهای توی تابوت ها هیچ وقت شناسایی نمی شدند... نه مشخص بود اجساد چه کسانی هستند و نه معلوم می شد چه موجودی آن ها را می فرستد... فرصتی هم برای انجام تحقیقات وجود نداشت. وقتی اجساد پیدایشان می شد، جادوگرها مثل لاشخور به جانشان می افتادند و تکه تکه شان می کردند و چیزهایی که برای اکسیرهایشان لازم داشتند، می انداختند توی شیشه و می بردند به خانه شان. این گردهمایی های نیمه شبی در قهوه خانهٔ جادوگران برگزار می شد؛ قهوه خانه ای قدیمی که تمامش از شاخ وبرگ و کود گیاهی ساخته شده بود و مثل سد عظیم سگ های آبی، در وسط رودخانهٔ مرد مرده قرار داشت. دود از تنها دودکش قهوه خانه بلند می شد و هوا را پر از بویی نامطبوع می کرد؛ به جادوگرهایی که به سمت رودخانه می آمدند هم علامت می داد که گردهمایی به زودی شروع می شود. معمولا این گردهمایی ها کسل کننده بودند و جادوگرهای زیادی در آن ها شرکت نمی کردند، اما با توجه به بحران اخیر که مثل توفان تمام سرزمین ها را درنوردیده بود، انتظار می رفت گردهمایی آن شب شلوغ تر از همیشه باشد.