1. خانه
  2. /
  3. کتاب میراث استر

کتاب میراث استر

3.5 از 1 رأی

کتاب میراث استر

Esther's Inheritance
انتشارات: مرکز
٪10
615000
553500
معرفی کتاب میراث استر
«میراث استر» رمانی کوتاه از شاندور مارای، نویسندهٔ مجارستانی، است که نخستین بار در سال ۱۹۳۹ با عنوان Eszter hagyatéka منتشر شد. همانند «خاکستر گرم»، یکی دیگر از آثار مشهور مارای، این رمان نیز بر بازگشت کسی از گذشته بنا شده است؛ اما آنچه اهمیت دارد خود بازگشت نیست، بلکه نیرویی است که گذشته هنوز بر کسانی دارد که گمان می‌کردند از آن عبور کرده‌اند. استر زنی نزدیک به پنجاه سال است که زندگی نسبتا آرام و محدودی دارد، تا اینکه خبر می‌رسد لاژوس، مردی که بیش از بیست سال پیش دوستش داشته، دوباره بازمی‌گردد. لاژوس همان کسی است که استر زمانی عاشقش بوده و بعد با خواهر او ازدواج کرده است. او در حافظهٔ اطرافیان چهره‌ای فریبکار، بدهکار، بی‌ثبات و درعین‌حال به‌شدت جذاب است؛ مردی که تقریبا همه می‌دانند نباید به او اعتماد کرد، اما حضورش همچنان بر دیگران اثر می‌گذارد. مارای تنش رمان را از همین تناقض می‌سازد: چرا دانستن اینکه کسی دروغ می‌گوید الزاما قدرت او را از میان نمی‌برد؟ چرا شناخت عقلانی خطر، همیشه به توانایی مقاومت در برابر آن تبدیل نمی‌شود؟ روایت از زاویهٔ دید استر پیش می‌رود و بخش عمدهٔ رمان در فاصلهٔ زمانی بسیار کوتاهی رخ می‌دهد. بازگشت لاژوس به‌تدریج خاطرات، رنجش‌ها، توضیح‌های دیرهنگام و روابط قدیمی را دوباره فعال می‌کند. مارای به حادثهٔ بیرونی زیادی احتیاج ندارد؛ گفت‌وگوها میدان اصلی کشمکش‌اند. هر جمله می‌تواند هم اعتراف باشد و هم نمایش، هم حقیقت و هم وسیله‌ای برای دست‌کاری دیگری. لاژوس دقیقا از همین منطقهٔ مبهم نیرو می‌گیرد. او صرفا دروغ‌گویی ماهر نیست؛ توانایی‌اش در ساختن روایتی از واقعیت است که دیگران برای مدتی می‌خواهند در آن زندگی کنند. این ویژگی «میراث استر» را از یک داستان ساده دربارهٔ زن فریب‌خورده فراتر می‌برد. پرسش رمان فقط این نیست که لاژوس چرا چنین شخصیتی دارد؛ توجه اصلی متوجه کسانی است که به او اجازه می‌دهند وارد زندگی‌شان شود. استر از ساده‌لوحی کودکانه رنج نمی‌برد. او بسیاری از ضعف‌های لاژوس را می‌شناسد و حتی می‌تواند سازوکار فریب او را تشخیص دهد. بنابراین کشمکش واقعی میان حقیقت و دروغ نیست، بلکه میان دانستن و توانستن است: انسان ممکن است حقیقت را بداند و باز هم برخلاف آن عمل کند. نثر مارای برای چنین موقعیتی مناسب است؛ فشرده، روان‌شناختی و متکی بر گفت‌وگو و سکوت. خاطره نزد او سندی بی‌طرف نیست. سال‌هایی که گذشته‌اند، شخصیت‌ها را از واقعه دور نکرده‌اند؛ برعکس، گذشته را به روایتی شخصی‌تر و شاید خطرناک‌تر تبدیل کرده‌اند. در اینجا عشق نیز الزاما نیرویی رهایی‌بخش نیست. می‌تواند شکل وابستگی، خودفریبی یا میل به بازسازی چیزی باشد که هرگز آن‌گونه که در حافظه مانده وجود نداشته است. قوت رمان در همین فشار روانی و اقتصاد روایی آن است. مارای در حجمی اندک فضایی تقریبا نمایشی می‌سازد که در آن قدرت، میل، حافظه و فریب به هم گره می‌خورند. در مقابل، برخی خوانندگان ممکن است شخصیت‌ها را بیش از اندازه وابسته به یک موقعیت اخلاقی واحد ببینند یا لحن ملودراماتیک بعضی بخش‌ها را متعلق به زمانهٔ نگارش اثر بدانند. اما همین تمرکز شدید سبب می‌شود پرسش مرکزی کتاب بدون حاشیه باقی بماند. «میراث استر» در نهایت دربارهٔ مالی یا خانه‌ای نیست که ممکن است به ارث برسد. میراث واقعی چیزی است که گذشته در شخصیت انسان باقی می‌گذارد: میلی که حتی پس از سال‌ها، وقتی همهٔ دلایل مخالفت حاضرند، هنوز می‌تواند از عقل قوی‌تر باشد.
درباره شاندور مارائی
درباره شاندور مارائی
شاندور مارائی (Márai Sándor) با نام اصلی شاندور کارویی هنریک گروس‌شمید دی مارا (Sándor Károly Henrik Grosschmied de Mára) (زاده ۱۱ آوریل ۱۹۰۰ در کاشّا در اتریش-مجارستان – درگذشته ۲۱ فوریه سال ۱۹۸۹ در سن دیه گو، کالیفرنیا، ایالات متحده)، نویسنده و روزنامه‌نگار اهل مجارستان بود. شاندور مارائی در ۱۱ آوریل ۱۹۰۰ میلادی در شهر کاشّا در اتریش-مجارستان، کوشیتسهٔ کنونی در اسلواکی به دنیا آمد. وی به خانواده‌ای قدیمی با نسب ساکسون تعلق داشت که در طی قرنها با مجارها مخلوط شده بودند. مارائی در سال‌های اولیه فعالیت خود، ضمن سفر و اقامت‌های نه چندان طولانی خود در فرانکفورت، برلین و پاریس نوشتن به زبان آلمانی را در نظر داشت، اما در نهایت زبان مادری خود، مجاری را برای خلق نوشته‌هایش برگزید. او در منطقهٔ کریستیناواروش بوداپست، به سال ۱۹۲۸ ساکن شد. در سال ۱۹۳۰، وی از طریق سبک واقع‌گرایی دقیق و روشنی که در رمان‌هایش اتخاذ کرده بود، به‌عنوان یک نویسنده برجسته مطرح شد و اولین نویسندهٔ مجار بود که در آثارش نسبت به کارهای کافکا موضع انتقادی گرفت.
او در نوشته‌هایش با شوق و ذوق خیلی زیاد در مورد جوایز وین سخن گفته بود، که طی آن آلمان، چکسلواکی و رومانی را وادار به پس دادن بخش‌هایی از سرزمین‌های از دست رفته مجارستان مطابق پیمان تریانون نمود. با این وجود، مارائی به شدت نسبت به نازیها انتقاد داشت و به گونه‌ای شفاف موضع ضد فاشیستی را که موضعی خطرناک در زمان جنگ جهانی دوم محسوب می‌شد، اتخاذ کرده بود.
مارائی که نویسنده ۴۶ عنوان کتاب بود، و عمده کتابهای او را رمان‌های او تشکیل می‌دادند، از طرف منتقدان ادبی، به‌عنوان یکی از تأثیرگذارترین نمایندگان ادبیات طبقه متوسط در مجارستان، در فاصله بین دو جنگ جهانی تلقی می‌گردد. او در سال ۱۹۴۲ کتاب شمع‌ها تا ته می‌سوزند، که در فارسی با عنوان خاکستر گرم یا خاکستر داغ ترجمه شده‌است، را نوشت که مشتمل بر ابراز دلتنگی برای گذشته‌ایی چند قومی و چند فرهنگی بود که در زمان امپراتوری اتریش-مجارستان در زادگاهش وجود داشت، اثری که یادآور آثار یوزف رت بود. در سال ۲۰۰۶ اقتباسی از این رمان به منظور اجرای صحنه‌ای آن، توسط کریستوفر همپتون نوشته شد، که در لندن به اجرا درآمد.
مقالات مرتبط با کتاب میراث استر
آثار کلاسیک کوتاه، فرصتی برای آشتی با کتاب خواندن
آثار کلاسیک کوتاه، فرصتی برای آشتی با کتاب خواندن
ادامه مقاله
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب میراث استر" ثبت می‌کند