قتل غیر عمد

نمایش نامه
Involuntary Homicide

  • قیمت : ۱۲,۰۰۰ تومان
  • موجود
  • انتشارات: کتاب فانوس
    نویسنده:

مشخصات کتاب قتل غیر عمد
مترجم :
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-6009637874
تعداد صفحه :104
سال انتشار شمسی :1396
سال انتشار میلادی :1993
سری چاپ :1
زودترین زمان ارسال :3 اردیبهشت

معرفی کتاب قتل غیر عمد اثر کوبو آبه | ایران کتاب

نمایشنامه «قتل غیرعمد» این نویسنده، نمایشنامه ای است با ١٠ شخصیت. ماجرا از این قرار است که مردی به نام اگوچی که ایتارو که مدیر کافه، کلوپ بازی و آمفی تئاتر و توزیع کننده بستنی یخی در جزیره کیکو است، بر اثر ضرب وشتم مردم جزیره کشته شده است و نمایشنامه، شرح این ماجرا توسط افراد مختلف است، که البته ظاهرا این شرح با لاپوشانی حقیقت نیز همراه است و درواقع به راویان حادثه دیکته شده است که آن گونه که عامل اصلی قتل می خواهد، ماجرا را شرح دهند.

صحنه گردان این معرکه هم ظاهرا شخصیتی است که با عنوان «رئیس آتش نشانی» در نمایشنامه حضور دارد. نمایشنامه با صحنه کتک خوردن اگوچی آغاز می شود:

«نوری شبیه به رعدوبرق. عده ای مردی (اگوچی) را احاطه کرده و او را با چوب می زنند. مرد روی زمین افتاده است. حرکات به شکلی تعمدی به صورت صحنه آهسته است. حمله کنندگان چکمه و بارانی سیاه پوشیده و کلاه بارانی را بر سر کشیده اند. صدایی بلند و یکنواخت، شبیه صدای ضربه زدن به یک کیسه شن، پخش می شود و بی وقفه ادامه دارد.»

نمایشنامه همین طور که پیش می رود، به رغم روایت هایی که دستکاری شده اند، از ماهیت اصلی و حقیقی خشونتی که اگوچی قربانی آن بوده است پرده برمی دارد و کلیتی را ارائه می دهد از وضعیتی بحرانی. اگوچی ظاهرا عنصری شناخته شده که مخل آسایش مردم جزیره است و بنا بر این تشخیص باید محو شود. ساکنان جزیره این روایت را پذیرفته اند و در ضرب وشتمی که به قتل اگوچی منجر شده شرکت کرده اند، اما به هرحال پای عذاب وجدان هم در میان است. ازهمین روست که یکی از ضاربین می کوشد اقدام خود را توجیه کند و این طور بقبولاند که قصدش از ضرب وشتم، کشتن اگوچی نبوده است.

کتاب قتل غیر عمد

قسمت هایی از کتاب قتل غیر عمد (لذت متن)
صدای اگوچی: (نالان و نفس نفس زنان) بذارین برم... آخ... درد داره... بذارین برم. رئیس آتش نشانی: همه زدنش؟ فقط یه ضربه کافیه ها، اما همه باید شریک باشن. صدای اگوچی: (ضعیف و نالان) بذارین برم، ممکنه؟ معذرت می خوام. بذارین برم... خیلی درد داره. رئیس آتش نشانی؛ همه ما توی این ماجرا با هم هستیم. هیچ کس حق نداره شونه خالی کنه. و...