کتاب مهمانخانه قاچاقچی ها

Greenglass House
کد کتاب : 23095
مترجم :
شابک : 978-6004621434
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 365
سال انتشار شمسی : 1401
سال انتشار میلادی : 2014
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 9
زودترین زمان ارسال : 19 بهمن

خانه سبز شیشه ای
Greenglass House
کد کتاب : 29630
مترجم :
شابک : 978-6008004967
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 408
سال انتشار شمسی : 1396
سال انتشار میلادی : 2014
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 19 بهمن

معرفی کتاب مهمانخانه قاچاقچی ها اثر کیت میلفرد

کتاب «مهمانخانه قاچاقچی ها» رمانی نوشته ی «کیت میلفرد» است که اولین بار در سال 2014 به چاپ رسید. «عمارت شیشه رنگی»، از آن خانه های قدیمی و مرموزی است که یک داستان ترسناک گوتیک به راحتی می تواند در آن به وقوع بپیوندد، و به نظر می رسد این قصه از «میلفورد» نیز در همین مسیر حرکت می کند، حداقل در ابتدا. «مایلو» به تازگی تکالیفش را انجام داده و منتظر فرا رسیدن تعطیلات کریسمس است: در زمانی که مهمانخانه ی قاچاقچی ها که به پدرخوانده و مادرخوانده اش تعلق دارد، معمولا خلوت و آرام است. اما در میانه ی برف و کولاکی شدید، گروهی عجیب از مهمان ها با انگیزه ها و اهدافی پنهان به مهمانخانه می آیند. وقتی برق قطع می شود و وسایل در اتاق های این مهمانان شروع به گم شدن می کند، «مایلو» تصمیم می گیرد به همراه دختر آشپز مهمانخانه، «مدی»، انگیزه ها و اهداف شوم مهمان ها را برملا کند.

کتاب مهمانخانه قاچاقچی ها


ویژگی های کتاب مهمانخانه قاچاقچی ها

نامزد جایزه ملی کتاب سال 2014

نامزد جایزه Locus سال 2015

نامزد جایزه آگاتا سال 2014

برنده جایزه ادگارز سال 20015

از کتاب های پرفروش نیویورک تایمز

کیت میلفرد
کیت میلفورد (متولد: 2 دسامبر 1976) اصالتاً اهل آناپولیس، مریلند است. او نویسنده کتاب های Boneshaker ، The Broken Lands ، The Kairos Mechanism ، Bluecrowne و Greenglass House است که مدتها در فهرست ملی کتاب جای داشت. او همچنین پرفروش ترین نویسنده نیویورک تایمز از سال 2016 است.
نکوداشت های کتاب مهمانخانه قاچاقچی ها
An enchanting, empowering read.
داستانی مسحورکننده و روح بخش.
Booklist Booklist

An exceptionally engaging story.
داستانی فوق العاده جذاب.
VOYA

With an atmospheric setting and nuanced characters.
با محیطی تأثیرگذار و کاراکترهای پرظرافت.
School Library Journal School Library Journal

قسمت هایی از کتاب مهمانخانه قاچاقچی ها (لذت متن)
آرام با خودش می گفت: «تعطیلات، تعطیلات، تعطیلات!» تازه تکالیفش را تمام کرده بود. قرار بود برای مدتی مسئولیتی نداشته باشد. زنگ دوباره به صدا درآمد. «مایلو» تسلیم ناامیدی اش شد. وسط سالن ورودی ایستاد؛ یک لنگه چکمه اش را پوشیده بود. دست هایش را کنار بدنش مشت کرد و با عصبانیت فریاد زد.

البته که منطقی به نظر رسیدن این موضوع، حس «مایلو» را بهتر نمی کرد؛ اما سرش را تکان داد و لباس پوشیدنش تمام شد.

مهمان ها از مسیر شهر به آنجا نمی آمدند. مهمان ها از رودخانه می آمدند؛ بعضی وقت ها با قایق های خودشان و بعضی وقت ها هم با پول دادن به یکی از ملوان های پیر بندرگاه که برای کمی پول، افراد را با قایقشان، که به اندازه ی خودشان پیر بود، به عمارت شیشه رنگی می آوردند.