کتاب دختری در تعقیب ماه

The Girl Who Chased the Moon

مشخصات کتاب دختری در تعقیب ماه
مترجم :
شابک : 978-600-8740-38-4
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 256
سال انتشار شمسی : 1397
سال انتشار میلادی : 2010
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 27 شهریور

از کتاب های پرفروش نیویورک تایمز

نامزد جایزه بهترین داستان گودریدز

معرفی کتاب دختری در تعقیب ماه اثر سارا ادیسون الن

کتاب دختری در تعقیب ماه، رمانی نوشته ی سارا ادیسون الن است که اولین بار در سال 2010 انتشار یافت. امیلی بندیکت به مالبای در کارولینای شمالی آمده با این امید که حداقل تعدادی از معماهای پیرامون زندگی مادرش را حل کند. اما در لحظه ای که امیلی به خانه ی دوران کودکی مادرش قدم می گذارد و با پدربزرگی که هیچ وقت نمی شناخته ملاقات می کند، درمی یابد که معماها در مالبای حل نمی شوند بلکه بخشی از زندگی هستند: اینجا اتاق هایی وجود دارد که مطابق با حس و حالتان، کاغذدیواری های خود را عوض می کنند؛ نورهایی ناشناخته شب ها حیاط را روشن می کنند؛ و همسایه ای به نام جولیا وینترسن، کیک می پزد تا هم کام مردم شهر را شیرین کند و هم آتش عشق را دوباره در شهر برافروزد. آیا کیکی به شکل یک پرنده می تواند عشقی از دست رفته را بازگرداند؟ آیا واقعا روحی شب ها در حیاط پشتی خانه ی امیلی شروع به رقص می کند؟ پاسخ این پرسش ها هرگز چیزی نیست که فکر می کنید. اما این شهر کوچک و دوست داشتنی، درست جای چیزهای غیرمنتظره و باورنکردنی است.

کتاب دختری در تعقیب ماه

سارا ادیسون الن
سارا ادیسون الن، نویسنده ای آمریکایی است. الن در نشویل بزرگ شد و به دانشگاه کارولینای شمالی رفت. او در این دانشگاه به تحصیل در رشته ی ادبیات پرداخت. الن پس از فارغ التحصیلی به نوشتن داستان روی آورد و رمانش به نام دختری در تعقیب ماه، در فهرست پرفروش ترین های نیویورک تایمز قرار گرفت.
نکوداشت های کتاب دختری در تعقیب ماه
Captivating.
مسحورکننده.
The Roanoke Times

Charming and entertaining.
جذاب و سرگرم کننده.
Asheville Citizen-Times

An enjoyable read with doses of magical realism and romance.
داستانی لذت بخش با رگه هایی از رئالیسم جادویی و داستان عاشقانه.
Associated Press

قسمت هایی از کتاب دختری در تعقیب ماه (لذت متن)
آدم هایی که کارهایشان را بدون فکر انجام می دهند، همیشه به وسیله ی عواقب کارهایشان غافلگیر می شوند.

خیلی طول کشید تا این را بفهمم: خودمان چیزی که ما را تعریف می کند را انتخاب می کنیم.

دوران نوجوانی مثل این است که به اندازه ی دیدن فقط یک پله در مقابلت، نور در اختیار داری.