خاطرات خانه اموات

The House of the Dead

مشخصات خاطرات خانه اموات
مترجم :مهرداد مهرین
نوع جلد :جلد سخت
قطع :رقعی
شابک :978-964-351-529-4‮
سال انتشار شمسی :1396
سال انتشار میلادی :1862
تعداد صفحه :390
سری چاپ :4
زودترین زمان ارسال :17 فروردین

مشخصات خاطرات خانه اموات
مترجم :
قطع :رقعی
نوع جلد :زرکوب
سال انتشار شمسی :1396
سال انتشار میلادی :1862
سری چاپ :4
تعداد صفحه :424
شابک :9789644530388
زودترین زمان ارسال :17 فروردین

معرفی کتاب خاطرات خانه اموات اثر فئودور داستایفسکی | ایران کتاب

کتاب خاطرات خانه ارواح، رمانی نوشته ی فئودور داستایفسکی است که اولین بار در سال 1862 منتشر شد. فئودور داستایفسکی به خاطر عضویت در گروهی مخفی از آرمان گرایان، در سال 1849 بازداشت و به یکی از اروگاه های کار در سیبری تبعید شد. این تبعید که مشکلات روحی و جسمانی زیادی را برای داستایفسکی به وجود آورد، مایه ی الهام او برای خلق رمان خاطرات خانه ارواح گردید. داستان این رمان توسط مردی روایت می شود که به خاطر قتل همسرش به ده سال زندان محکوم شده است. داستایفسکی در این کتاب به شکلی روشن و ملموس، شایط جهنم گونه ی زندان را به تصویر می کشد: بی رحمی نگهبانانی که عاشق اذیت و آزار زندانیان هستند؛ شرارت زندانیانی که از کشتن کودکان لذت می برند؛ و رنج کشیدن انسان هایی نجیب به خاطر تحقیر و بدرفتاری.

کتاب خاطرات خانه اموات


ویژگی های کتاب خاطرات خانه اموات

فئودور داستایفسکی از بزرگترین نویسندگان ادبیات روسیه

فیلمی بر اساس این کتاب در سال 1932 ساخته شده است.

نکوداشت های کتاب خاطرات خانه اموات
It ranks among the Russian novelist's greatest masterpieces.
این اثر در زمره ی برجسته ترین شاهکارهای نویسنده ی روس قرار می گیرد.
Barnes & Noble

I know no better book in all modern literature.
کتاب بهتری در تمام ادبیات مدرن نمی شناسم.
Leo Tolstoy

A haunting and remarkable work filled with wonder.
اثری به یاد ماندنی، قابل توجه و سرشار از شگفتی.
Amazon Amazon

قسمت هایی از کتاب خاطرات خانه اموات (لذت متن)
تا آن ساعت، صدای فریادها، خنده ها، و دشنام ها به گوش می رسید! صدای به هم ساییدن زنجیرها، بوی بد و نامطبوع بخارات و دودهای غلیظ، سرهای تراشیده، صورت های داغ شده با آهن سرخ. جامه های ژنده و پاره، خجلت آور و افتضاح آمیز بود! آری، انسان زندگانی دشواری دارد. من تصور می کنم بهترین تعریفی که می توان از انسان کرد این است: «انسان عبارت است از موجودی که به همه چیز عادت می کند.»

بسیار به ندرت افتاق می افتد که یک نفر محکوم بتواند خونسردی خود را در لحظه ی آغاز مجازات حفظ کند؛ حتی اگر چندین بار نیز تازیانه خورده باشد. در آن لحظه، وی وحشتی کاملا طبیعی و جسمانی، حاد، غیرارادی و ناآگاهانه در خود احساس می کند و این وحشت وی را گیج می سازد.

اگرچه به نظر من غیرممکن می آمد که بتوانم این گونه زندگی کنم، چیزی نگذشت که آن را قبول کردم؛ زیرا خود را در برابر امری اجتناب ناپذیر می دیدم.