کتاب کلیات شمس تبریزی

Shams-e Tabrizi
کد کتاب : 24006
مترجم :
شابک : 978-6005026238
قطع : وزیری
تعداد صفحه : 1186
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2017
نوع جلد : جلد سخت
سری چاپ : 6
زودترین زمان ارسال : ---

معرفی کتاب کلیات شمس تبریزی اثر جلال الدین محمد بلخی(مولانا)

"کلیات شمس تبریزی"، اثر جاودانه ی "مولانا جلال الدین محمد بلخی" بر اساس تصحیح استاد "بدیع الزمان فروزانفر" از بهترین نسخه های این کتاب به شمار می رود که نشر پارسه آن را به انتشار رسانده است. "کلیات شمس تبریزی" از سه قسمت تشکیل شده که شامل ترجیعات، غزل ها و رباعیات "مولانا" است. بر همگان مبرهن است که غزل "مولانا" از جنبه های مختلفی در ادبیات ایران و جهان نظیر ندارد. یکی از علل منحصر به فرد بودن این اشعار، رویکرد "مولانا" در بی توجهی آگاهانه ای به سنت های رایج ادبی است که راه و رسم نو سخن گفتن را به مخاطبینش نشان می دهد. این ویژگی چه در وزن و زبان و شعر و چه در طرح و شکل و قالب آن دیده می شود؛ در تمام این موارد، امضای بدیع بودن و تازگی کلام "مولانا" به وضوح دیده می شود.
در غزل های "کلیات شمس تبریزی"، وزن، جایگاه مخصوصی را از آن خود کرده است. علت این امر می تواند موقعیت سروده شدن غزل ها باشد؛ چرا که "مولانا" بسیاری از این غزل ها را با طربی عارفانه برای مجالس سماع سروده یا در برخی موارد، حتی بدون از پیش اندیشیدن، در دم تغزل نموده است. بار خوشایند شادی و طرب این مجالس بر وزن غزل ها حس می شود و این اوزان از تنوع چشمگیری برخوردار هستند. چیرگی "مولانا" در سرودن غزل ها و حال و هوای عاشقانه و طرب انگیز آن ها هیچ بویی از تصنع ندارد و طبیعت اشعار به همان شکلی که سروده شده حس می شود. محتوای غزل های "کلیات شمس"، جلوه گر حرارت و ناآرامی درونی "مولانا" است و گرمای این شور و اشتیاق، حتی با یکبار خواندن غزل های "مولانا" روح را مسحور می کند.

کتاب کلیات شمس تبریزی

جلال الدین محمد بلخی(مولانا)
جلال الدین محمد بلخی معروف به مولانا، مولوی و رومی، زاده ی 15 مهر 586 و درگذشته ی 4 دی 652 هجری شمسی، از مشهورترین و تأثیرگذارترین شاعران ایرانی است.جلال الدین محمد بلخی در بلخ زاده شد. پدر او مولانا محمد بن حسین، خطیبی معروف به بهاءالدین ولد و سلطان العلما، از بزرگان صوفیه و مردی عارف بود و نسبت خرقه ی او به احمد غزالی می رسید. وی در عرفان و سلوک سابقه ای دیرین داشت و چون اهل بحث و جدال نبود و دانش و معرفت حقیقی را در سلوک باطنی می دانست نه در مباحثات و مناقشات کلامی و لفظی، پرچمداران کلام و...
قسمت هایی از کتاب کلیات شمس تبریزی (لذت متن)
ای رستخیز ناگهان وی رحمت بی منتها/ ای آتشی افروخته در بیشه اندیشه ها/ امروز خندان آمدی مفتاح زندان آمدی/ بر مستمندان آمدی چون بخشش و فضل خدا/ خورشید را حاجب تویی اومید را واجب تویی/ مطلب تویی طالب تویی هم منتها هم مبتدا/ در سینه ها برخاسته اندیشه را آراسته/ هم خویش حاجت خواسته هم خویشتن کرده روا/ ای روح بخش بی بدل وی لذت علم و عمل/ باقی بهانه ست و دغل کاین علت آمد وان دوا/ ما زان دغل کژبین شده با بی گنه در کین شده/ گه مست حورالعین شده گه مست نان و شوربا/ این سکر بین هل عقل را وین نقل بین هل نقل را/ کز بهر نان و بقل را چندین نشاید ماجرا/ تدبیر صدرنگ افکنی بر روم و بر زنگ افکنی/ و اندر میان جنگ افکنی فی اصطناع لا یری/ می مال پنهان گوش جان می نه بهانه بر کسان/ جان رب خلصنی زنان والله که لاغست ای کیا/ خامش که بس مستعجلم رفتم سوی پای علم/ کاغذ بنه بشکن قلم ساقی درآمد الصلا

من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو/ پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو/ سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو/ ور از این بی خبری رنج مبر هیچ مگو/ دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت/ آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو/ گفتم ای عشق من از چیز دگر می ترسم/ گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو/ من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت/ سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو/ قمری جان صفتی در ره دل پیدا شد/ در ره دل چه لطیف است سفر هیچ مگو/ گفتم ای دل چه مه ست این دل اشارت می کرد/ که نه اندازه توست این بگذر هیچ مگو/ گفتم این روی فرشته ست عجب یا بشر است/ گفت این غیر فرشته ست و بشر هیچ مگو/ گفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد/ گفت می باش چنین زیر و زبر هیچ مگو/ ای نشسته تو در این خانه پرنقش و خیال/ خیز از این خانه برو رخت ببر هیچ مگو/ گفتم ای دل پدری کن نه که این وصف خداست/ گفت این هست ولی جان پدر هیچ مگو