در تنگ

Strait Is the Gate

مشخصات کتاب در تنگ
مترجم :
شابک :978-964-331-149-0
قطع :رقعی
تعداد صفحه :200
سال انتشار شمسی :1392
سال انتشار میلادی :1909
نوع جلد :شومیز
سری چاپ :2
زودترین زمان ارسال :---

برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات سال 1947

معرفی کتاب در تنگ اثر آندره ژید | ایران کتاب

رمان در تنگ که برای اولین بار در سال 1909 انتشار یافت، رمانی است که به شکست عشق در مواجهه با تنگنای فلسفه ی اخلاقی آیین پروتستان می پردازد. پسری دوست داشتنی و اهل پاریس به نام ژروم پالیسیه، تابستان ها را در خانه ی عمویش در حومه ی نورماندی می گذراند. ژروم در آن جا عاشق و شیفته ی دخترعموی خود، آلیسا شده و درمی یابد که آلیسا نیز به او علاقه مند است. اما آلیسا به تدریج متقاعد می شود که علاقه ی ژروم به او، سعادت روح پسرعموی جوانش را تهدید می کند و به خاطر رستگاری ژروم، تصمیم می گیرد تا هر چیز زیبایی که در خود می بیند[چه روحی و چه بدنی]را سرکوب و پنهان سازد. رمان در تنگ که بر اساس تحلیل های فروید پایه گذاری شده است، برای پیشروی خود از تجارب دوران کودکی و سوءتفاهم های ایجاد شده میان دو نفر، استفاده می کند. رمان در تنگ، بازسازی خاطره ی خواستگاری نافرجام آندره ژید از دخترعمویش، بین سال های 1888 و 1891 نیز هست.

کتاب در تنگ

آندره ژید
پل گیوم آندره ژید، زاده ی ۱۸۶۹ و درگذشته ی ۱۹۵۱، نویسنده ی فرانسوی و برنده ی جایزه ی ادبی نوبل در سال ۱۹۴۷ بود.پدرش استاد حقوق و مادرش دختر یکی از بورژواهای ثروتمند نرماندی بود. ژید در خانواده ای پایبند به سنت های مذهب پروتستان پرورش یافت و سال های نوجوانی و جوانی او، تحت تأثیر این موضوع قرار گرفت. در کودکی، به سبب بیماری نتوانست به طور منظم به تحصیل در مدرسه ادامه دهد. اما از آنجا که در خانواده ای علاقه مند به علم و فرهنگ می زیست، توانست این کمبود را به خوبی کنترل کند و در خانه به تحصیل ادام...
نکوداشت های کتاب در تنگ
This book is about the problems of human relationships.
این کتاب به مشکلات روابط انسانی می پردازد.
Amazon Amazon

A consciously stark but basically ironic tale.
داستانی سرراست و بی پروا اما اساسا طعنه آمیز.
Britannica Britannica

Beautifully deep and evocative.
بسیار ژرف و تأمل برانگیز.
Book to the Future

قسمت هایی از کتاب در تنگ (لذت متن)
اگر با زنی به بحث و مجادله بنشینی، کارت درآمده است و کاملا باخته ای.

خدایا، تو می دانی که من برای دوست داشتن تو به وجود او احتیاج دارم. خدایا، او را به من بده تا من قلب خویش را به تو دهم. خدایا این دعای ناشایسته را بر من ببخشای... نه قدرت آن دارم که نام وی به زبان نیاورم و نه قدرت دارم که درد دل خویش از یاد ببرم...

می خواهم چیزی به تو بگویم: ژروم، من دیوانه وار عاشق ژولیت هستم! - خوب! اظهار عشق کردی؟ - نه، نه... نمی خواهم شیرین ترین فصل سرگذشت را ورق بزنم.