کتاب فرار کن

Run Away
کد کتاب : 53351
مترجم :
شابک : 978-6003841734
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 480
سال انتشار شمسی : 1400
سال انتشار میلادی : 2019
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 17 آذر

فراری
Run Away
  • 15 % تخفیف
    89,000 | 75,650 تومان
  • موجود
  • انتشارات: خوب خوب
    نویسنده:
کد کتاب : 25379
مترجم :
شابک : 978-6226983044
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 433
سال انتشار شمسی : 1400
سال انتشار میلادی : 2019
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 17 آذر

معرفی کتاب فراری اثر هارلن کوبن

یک خانواده عالی در «فراری» ، کتاب جدید ژانر هیجانی استاد تعلیق خانوداگی، هارلان کوبن، متلاشی می شود.

تصور کنید شما دخترتان را گم کرده اید.

او به مواد مخدر معتاد شده است و با یک دوست پسر بد دهن در ارتباط است. و او به صراحت گفته است که نمی خواهد پیدا شود.

سپس، به طور تصادفی، او را در حال نواختن گیتار در Central Park می بینید. اما او همان دختری نیست که شما به یاد داشته اید. این زن زندگی پر مخاطره ای را سپری می کند، ترسیده و به وضوح در مضیقه است.

بدون معطلی به او نزدیک می شوید، التماس می کنید که به خانه بیاید.

اما او پا می گذارد به فرار...

و شما کاری را انجام می دهید که والدین می توانند انجام دهند: به دنبال او در دنیایی تاریک و خطرناک که هیچ وقت نمی دانستید وجود داشته است قدم می گذارید. قبل از اینکه بدانید، خانواده و زندگی شما درگیر شده است و برای محافظت از دخترتان در برابر شرارت آن جهان، باید با آنها روبرو شوید. مخاطبان کتاب گروه سنی بزرگسال است.

با شروع رمان، سایمون دختر فراری خود را در پارک مرکزی نیویورک می بیند. یک معتاد که ترجیح می دهد با پدر و مادر و خواهر و برادرش زندگی امن را کنار بگذارد ، فیبی اکنون برای تأمین مالی عادت خود به مواد مخدر گیتار می نوازد،این فاصله چیست که پدر و دختر را از هم جدا می کند، حتی اگر آنها به اندازه کافی نزدیک باشند تا از نظر فیزیکی یکدیگر را ببینند؟ چه عواملی باعث دور شدن این حوادث شده است؟

کتاب فراری


ویژگی های کتاب فراری

نامزد دریافت بهترین داستان معمایی گودریدز سال 2019

پرفروش ترین کتاب های نیویورک تایمز

هارلن کوبن
هارلن کوبن، زاده ی 4 ژانویه ی 1962، نویسنده ی آمریکایی رمان های معمایی و تریلر است.کوبن در خانواده ای یهودی در نیوجرسی چشم به جهان گشود. او همزمان با تحصیل در رشته ی علوم سیاسی، به همراه دن براون، عضو انجمن دانشگاهی سای اوپسیلون بود.او پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه، در شرکت گردشگری پدربزرگش مشغول به کار شد.کوبن در سال آخر دانشگاه متوجه علاقه ی خود به نویسندگی شد. اولین کتاب او در 26سالگی انتشار یافت و رمان های بعدی او با موفقیت همراه شدند.هارلن کوبن به همراه همسر و چهار فرزندشان در ریجوود نی...
نکوداشت های کتاب فراری
One major bombshell awaits in the last few paragraphs. It's a secret so major that it will leave readers wondering how they would handle it long after they put the book down.
در چند پاراگراف آخر یک امر تعجب آور در انتظار است. این یک راز بسیار اساسی است به طوری که خوانندگان را به این فکر وا می دارد که مدت ها پس از گذاشتن کتاب چگونه باید با آن کنار بیایند.
USA Today USA Today

bombshell-laden thriller...the sheer amount of jaw-dropping plot twists is impressive...the breakneck pacing and audaciously intricate story line will have readers on the edge of their seats
مهیج، مملو از غافلگیری ... مقدار زیادی از پیچ و تابهای حیرت انگیز که چشمگیر هستند ... گامی شگفت آور و داستانی با جسارت و پیچیده که خوانندگان را در لبه صندلی های خود نگه خواهد داشت.
Publishers Weekly Publishers Weekly

قسمت هایی از کتاب فراری (لذت متن)
چارلی حتما متوجه نگاه مات ومبهوت سایمون شده بود. «می دونی... انگار برای انعام این کار رو می کرد.» سایمون احساس کرد چیزی درونش فرو ریخت: «انعام؟ مثل یه...» «می خواستم بهش پول بدم، ولی...» سایمون سرش را تکان داد و به چارلی فهماند که مشکلی نیست و لطفا ادامه بدهد. «... اما پیج انگار غرق در دنیای خودش بود، من رو نشناخت. نگرانم که...» چارلی نباید نظرش را کامل می گفت. «متأسفم سایمون. واقعا متأسفم.» کل ماجرا همین بود. سایمون به این فکر کرد که دربارهٔ این ملاقات به اینگرید چیزی بگوید یا نه، اما نمی خواست با عواقب آن مواجه شود. به جای آن، هر وقت فرصت داشت در مزارع توت فرنگی پرسه می زد. هیچ وقت پیج را ندید. از گوشی اش عکسی از پیج را به چند نفر از بی خانمان هایی که آنجا موسیقی اجرا می کردند نشان می داد و از آن ها می پرسید او را می شناسند یا نه، و در جعبه های گیتارشان پول می گذاشت. بعضی ها می گفتند او را می شناسند و اگر سایمون پول بیشتری بدهد جزئیات بیشتری می گویند. سایمون پول بیشتری داد اما به نتیجه ای نرسید. بیشتر آن ها گفتند که او را نمی شناسند، اما حالا که سایمون خودش تن و بدن پیج را می دید می فهمید چرا؛ هیچ شباهتی بین دختر دوست داشتنی اش و این لاغرمردنی نشئه وجود نداشت.