«شکل گیری نماد در کودکان» اثر ژان پیاژه کتابی دربارهٔ یکی از تعیینکنندهترین گذارهای رشد ذهنی است: کودک چگونه از جهانی که عمدتا با حرکت، ادراک و کنش مستقیم میشناسد، به جهانی وارد میشود که میتواند چیزی را در غیاب آن بازنمایی کند؟ کتاب در اصل در سال ۱۹۴۵ با عنوان فرانسوی «شکلگیری نماد در کودکان» منتشر شد و ترجمهٔ انگلیسی آن با عنوان Play, Dreams and Imitation in Childhood در ۱۹۵۱ انتشار یافت. این اثر پس از پژوهشهای پیاژه دربارهٔ پیدایش هوش و ساختهشدن واقعیت در کودک قرار میگیرد و درواقع ادامهٔ همان پروژه است: این بار مسئله دیگر فقط چگونگی شناخت اشیا نیست، بلکه پیدایش توانایی ساختن تصویر، نماد و معنا در ذهن است. پیاژه حرکت خود را از تقلید آغاز میکند. نوزاد ابتدا اعمالی را بازتولید میکند که مستقیما در میدان ادراک او حضور دارند؛ اما بهتدریج میتواند رفتاری را پس از ناپدیدشدن الگوی آن تکرار کند. این «تقلید تأخیری» برای پیاژه اهمیت نظری ویژهای دارد، زیرا نشان میدهد کودک دیگر کاملا به وضعیت حاضر وابسته نیست: چیزی از عمل در ذهن باقی مانده است که میتوان آن را دوباره احضار کرد. مسیر کتاب از همین نقطه به سوی بازی نمادین، تصویر ذهنی، زبان و سرانجام شکلهای پیچیدهتر بازنمایی پیش میرود. بخش مربوط به بازی یکی از ماندگارترین قسمتهای کتاب است. پیاژه میان بازیهای تمرینی، بازی نمادین و بازیهای دارای قاعده تمایز میگذارد و میکوشد تحول آنها را با دو مفهوم بنیادی نظریهاش، «درونسازی» و «انطباق»، توضیح دهد. در تقلید، کودک بیشتر خود را با الگوی بیرونی سازگار میکند؛ در بازی، برعکس، واقعیت را بیشتر تابع طرحها و خواستههای خود میسازد. چوب میتواند اسب شود، جعبه میتواند خانه باشد و یک حرکت ساده میتواند در جهانی خیالی معنایی تازه پیدا کند. بازی در این تصویر فعالیتی حاشیهای یا صرفا تفریحی نیست؛ آزمایشگاهی است که در آن کودک فاصله میان چیز و چیزی را که آن چیز میتواند نمایندگی کند، کشف میکند. ورود رویا به بحث نیز از همین مسئله ناشی میشود. پیاژه با نظریههای روانکاوانهٔ نمادپردازی وارد گفتوگو میشود، اما نمیخواهد هر نماد کودکانه را مستقیما به معنایی پنهان فروبکاهد. او میکوشد رویا، خیال و بازی نمادین را درون نظریهای عمومیتر از رشد بازنمایی توضیح دهد. بخش پایانی کتاب به همین دلیل از مشاهدات جزئی رفتار کودکان فاصله میگیرد و به پرسشی معرفتشناختیتر میرسد: ذهن چگونه از «عملکردن بر جهان» به «فکرکردن دربارهٔ جهانی که اکنون حاضر نیست» میرسد؟ قدرت کتاب در پیوندزدن رفتارهایی است که در نگاه نخست جدا از یکدیگر به نظر میآیند. تقلید، بازی وانمودی، رویا، تصویر ذهنی و زبان در طرح پیاژه جلوههای پراکندهٔ یک توانایی بنیادیترند: پیدایش کارکرد نمادین. مشاهدات دقیق او بهویژه مشاهدهٔ طولی فرزندان خودش و کودکان دیگر به کتاب جزئیاتی میدهد که نظریه را دائما به رفتار واقعی کودک بازمیگرداند. بااینحال همین روش امروز یکی از محدودیتهای اثر نیز محسوب میشود. نمونههای کوچک و اتکای فراوان به مشاهدهٔ طبیعی برای معیارهای پژوهش تجربی معاصر کافی نیستند، و پژوهشهای بعدی نشان دادهاند برخی تواناییهایی که پیاژه نسبتا دیرهنگام میدانست، از جمله شکلهایی از تقلید تأخیری، میتوانند زودتر ظاهر شوند. تصور یک توالی کاملا هماهنگ و مرحلهای برای پیدایش همهٔ این تواناییها نیز همچنان محل بحث است. اهمیت «شکل گیری نماد در کودکان» با درستبودن همهٔ زمانبندیهای پیاژه سنجیده نمیشود. پرسش بزرگتر او هنوز زنده است: چگونه موجودی که ابتدا تنها میتواند ببیند، لمس کند و عمل کند، به موجودی بدل میشود که میتواند چیزی را وانمود کند، به یاد آورد، تصور کند و با نشانهای به چیزی غایب اشاره کند؟ لحظهای که یک کودک تکهای چوب را برمیدارد و آن را «اسب» مینامد، از نگاه پیاژه اتفاق کوچکی نیست؛ ذهن برای نخستینبار نشان میدهد که دیگر به جهانی که اکنون پیش چشم اوست محدود نمانده است.
درباره ژان پیاژه
ژان پیاژه روانشناس، زیستشناس و شناختشناس فرانسوی-زبانِ سوئیسی بود که به خاطر کارهایش در روانشناسی رشد و شناختشناسی شهرت یافتهاست، از جمله نظریه رشد مرحلهای پیاژه.