مبارزه با رومی ها

گورخر گلادیاتور
Julius Zebra: Rumble with the Romans

مشخصات کتاب مبارزه با رومی ها
مترجم :
شابک :978-622-204-039-0
قطع :رقعی
تعداد صفحه :294
سال انتشار شمسی :1397
سال انتشار میلادی :2015
نوع جلد :شومیز
سری چاپ :1
زودترین زمان ارسال :2 شهریور

از کتاب های پرفروش در انگلیس

جلد اول مجموعه «گورخر گلادیاتور»

معرفی کتاب مبارزه با رومی ها اثر گری نورتفلید | ایران کتاب

کتاب مبارزه با رومی ها، اثری نوشته ی گری نورتفیلد است که نخستین بار در سال 2015 به چاپ رسید. جولیوس گورخر به همراه شیری زخمی به نام میلوس و گرازی ساده لوح به نام کورنلیوس، در دشتی مرطوب و پرآب و علف گرفته می شود. جولیوس و دوستانش را به تماشاخانه ی بزرگ و پر سر و صدای کولوسئوم می برند و حالا آن ها باید گلادیاتور شوند! تنها راهی که جولیوس و دوستانش می توانند آزادی خود را دوباره به چنگ آورند، به دست آوردن دل تماشاچیان رومی است. اما آیا آن ها می توانند در دنیایی که فقط سرسخت ترین ها و بی رحم ترین ها زنده می مانند، جان سالم به در ببرند؟ با ماجراجویی های هیجان انگیز و فوق العاده بامزه ی جولیوس گورخر و دوستان جذابش همراه شوید تا جواب این سوال را خودتان پیدا کنید.

کتاب مبارزه با رومی ها

گری نورتفلید
گری نورتفیلد، زاده ی سال 1969، کارتونیست و نویسنده ای انگلیسی است. نورتفیلد در سال 1992 در رشته ی تصویرسازی از دانشگاه وستمینستر فارغ التحصیل شد. او سپس به گروهی از کارتونیست ها پیوست و شروع به خلق آثار کمیک نمود. نورتفیلد در سال 2002، تصویرساز ارشد نشر Eaglemoss شد و پنج سال در آن جا به فعالیت پرداخت.
نکوداشت های کتاب مبارزه با رومی ها
A fun and informative book.
کتابی سرگرم کننده و آموزنده.
School Library Journal School Library Journal

Rife with gags, slapstick comedy, and cartoonish illustrations.
مملو از شوخی، کمدی بزن بکوب و تصویرسازی های کارتونی.
Booklist Booklist

A very funny, page-turning adventure.
یک ماجراجویی بسیار خنده دار و جذاب.
The Guardian

قسمت هایی از کتاب مبارزه با رومی ها (لذت متن)
«احتمال این که یه شهاب سنگ از آسمون بیاد و به تو آسیب بزنه، بیشتر از اینه که یکی از اون هیولاهای تنبل تو رو بگیره!» ژولیوس گفت: «این احمقانه ترین چیزیه که تا حالا شنیدم! مسخره ست. من یه عالمه گورخر می شناسم که شیرها خوردنشون.»

زندگی ژولیوس در دشت های پر از بوته و گرد و خاک آفریقا، همه اش به تفریح و بازی نمیگذشت. (توضیح دقیق تر: به خوردن علف می گذشت!) هر چهارشنبه مامانش، او و برادر مزاحم احمقش، براتوس، را به دریاچه می برد، ولی ژولیوس از این کار بیزار بود. ژولیوس از دریاچه متنفر بود.

ژولیوس گفت: «ببین، ما همه مون می دونیم که قراره بمیریم، ولی با این حال ترجیح می دیم تو دهنت رو ببندی!» کورنلیوس همانطور که شمشیرش را بیرون می کشید، گفت: «پا شین. ما از پسش برمی آیم! تمرین های اضافه ای که این هفته کردیم، ازمون ماشین های جنگی به دردبخوری ساخته!» هیچکس محلش نگذاشت. میلوس از توی تاریکی بیرون آمد. «ما هیچ شانسی جلوی قهرمان های بزرگ امپراتوری نداریم. شاید بهتر باشه یه بار برای همیشه فقط دراز بکشیم و بذاریم اون ها کار رو تموم کنن.»