کتاب «انسانشناسی حقوق» نوشتهی نوربر رولان یکی از آثار مرجع در حوزهی پیوند میان انسانشناسی و نظریهی حقوق است؛ اثری که با رویکردی تطبیقی و میانرشتهای، بنیانهای فهم حقوق را از چارچوبهای صرفا دکترینال و دولتمحور فراتر میبرد. رولان در این کتاب استدلال میکند که حقوق را نمیتوان تنها بهمثابه مجموعهای از قواعد رسمی، متون قانونی یا نهادهای قضایی فهمید، بلکه باید آن را در بستر روابط اجتماعی، هنجارهای فرهنگی و تاریخ زیستهی جوامع انسانی تحلیل کرد. نقطهی عزیمت اثر، نقد نگاههای کلاسیک حقوقی است که اغلب حقوق را پدیدهای جهانشمول، عقلانی و مستقل از زمینههای فرهنگی تلقی میکنند. رولان نشان میدهد که چنین رویکردی، بهویژه در مواجهه با جوامع غیرغربی یا نظامهای حقوقی عرفی، ناکافی و گاه گمراهکننده است. انسانشناسی حقوق، آنگونه که او ترسیم میکند، تلاشی است برای فهم چگونگی کارکرد واقعی هنجارها، قواعد و سازوکارهای حل اختلاف در زندگی روزمرهی مردم؛ خواه این هنجارها در قالب حقوق دولتی مدرن صورتبندی شده باشند، خواه در قالب عرف، آیین، خویشاوندی یا داوریهای غیررسمی. در سراسر کتاب، رولان هم به بررسی نظامهای حقوقی جوامع کوچکمقیاس و بهاصطلاح «سنتی» میپردازد و هم نشان میدهد که حتی در جوامع مدرن، حقوق رسمی همواره با فرهنگ، قدرت، مناسبات اجتماعی و کنشهای غیررسمی درهمتنیده است. از این منظر، حقوق نه یک ساختار ایستا، بلکه فرایندی پویا و اجتماعی است که در بستر تعارضها، مذاکرات و تفسیرهای مداوم شکل میگیرد. این نگاه، مرز میان «حقوق» و «غیرحقوق» را سیال میکند و توجه را از متن قانون به عمل حقوقی معطوف میسازد. یکی از مضامین محوری کتاب، تأکید بر بهرسمیتشناختن دیگریبودگی حقوقی است. رولان هشدار میدهد که مفاهیم محوری حقوق غربی-مانند فردگرایی حقوقی، برتری قانون مکتوب یا تفکیک صریح میان حقوق و اخلاق-نباید بهعنوان معیار سنجش سایر نظامهای هنجاری به کار روند. او نشان میدهد که در بسیاری از فرهنگها، عدالت، نظم و حل اختلاف در چارچوبهایی متفاوت معنا مییابند و تنها از طریق فهم درونی آن فرهنگها قابل درکاند. این موضع، نقدی جدی بر قوممحوری حقوقی و گامی اساسی در جهت گسترش افقهای حقوق تطبیقی است. بخش قابلتوجهی از کتاب به مسائل روششناختی اختصاص دارد. رولان با مرور تاریخ شکلگیری انسانشناسی حقوق-از متفکران اولیهای چون هنری سامنر مین تا پژوهشگران معاصر-نشان میدهد که این حوزه چگونه میان ادعای جهانشمولی و احترام به خاصبودگی فرهنگی در نوسان بوده است. او بر اهمیت مشاهدهی میدانی، مطالعهی فرایندهای واقعی حل اختلاف و تحلیل حقوق در متن روابط قدرت و معنا تأکید میکند. در این مسیر، به نقش پژوهشگر و خطرات تحمیل مفاهیم حقوقی غربی بر زمینههای ناهمخوان نیز توجه داده میشود. در نهایت، «انسانشناسی حقوق» افق تحلیل حقوقی را فراتر از چارچوب دولت-ملت و نظامهای رسمی میگشاید و نشان میدهد که نظمهای هنجاری متنوع-از داوریهای خویشاوندی و عرفهای محلی تا سازوکارهای غیررسمی حل اختلاف-میتوانند بهلحاظ تحلیلی در همان سطحی قرار گیرند که معمولا به حقوق دولتی اختصاص داده میشود. از این رهگذر، کتاب نهتنها به غنای انسانشناسی میافزاید، بلکه نظریهی حقوق را نیز وادار به بازاندیشی در مفروضات بنیادین خود میکند. «انسانشناسی حقوق» اثری است بنیادی، متراکم و دانشگاهی که با ارائهی درکی فرهنگمحور و اجتماعی از حقوق، همچنان منبعی کلیدی برای دانشجویان و پژوهشگران پیشرفته در حوزههای انسانشناسی، نظریهی حقوق و حقوق تطبیقی بهشمار میآید. این کتاب بنیانی روششناختی نیرومند برای مطالعهی کثرتگرایی حقوقی و فهم تفاوتهای فرهنگی در نظمهای هنجاری فراهم میکند و خواننده را به فاصلهگرفتن از بداهتهای حقوقی رایج وادار میسازد.
درباره نوربر رولان
نوربر رولان متولد 24 ژانویه سال 1948 در مارسی ، یک حقوقدان ، استاد مردم شناسی حقوقی و نویسنده رمان های تاریخی ، عضو مؤسسه دانشگاهی فرانسه است.