تصویر رایج از عمر خیام معمولا میان دو چهره تقسیم شده است: در یک سو شاعر رباعیاتی که از مرگ، شراب، بیاعتباری جهان و لذت لحظه میگویند؛ در سوی دیگر ریاضیدان و منجمی که سهمی مهم در تاریخ علوم دارد. کتاب «عمر خیام» با نوشتهی مهدی امینرضوی و گلن ون بروملن، که اصل آن از مدخل دانشگاهی «عمر خیام» در دانشنامهی فلسفهی استنفورد میآید، میکوشد این جدایی را اصلاح کند. مسئلهی کتاب این است که خیام را نه صرفا شاعر رباعیات و نه فقط دانشمند، بلکه متفکری در متن فلسفهی اسلامی قرون میانه ببیند و نسبت میان فلسفه، شعر و فعالیت علمی او را دوباره بررسی کند. این تغییر زاویه اهمیت دارد، زیرا شهرت رباعیات، بهویژه پس از ترجمهی ادوارد فیتزجرالد در قرن نوزدهم، تصویر خاصی از خیام در جهان غرب ساخت: شکاک، لذتگرا، مخالف باورهای دینی و گاه چیزی شبیه یک آزاداندیش مدرن. امینرضوی و ون بروملن نشان میدهند که این تصویر تنها بخشی از مسئله است. رسالههای فلسفی منسوب به خیام او را در پیوندی جدی با سنت مشائی و بهخصوص ابنسینا قرار میدهند؛ متفکری که دربارهی وجود خدا، نسبت وجود و ماهیت، مراتب موجودات، مسئلهی شر، معاد و جبر و اختیار استدلال فلسفی میکند. یکی از جذابترین بخشهای کتاب از تنش میان این رسالهها و رباعیات پدید میآید. خیام فیلسوف در برخی مسائل مواضعی نسبتا منظم و سازگار با سنت ابنسینایی عرضه میکند، درحالیکه خیام رباعیسرا با تردید، حیرت و اعتراض به مسئلهی مرگ، عدالت الهی و تقدیر بازمیگردد. نویسندگان این فاصله را فورا به تناقض فرو نمیکاهند. برای نمونه، مسئلهی شر در نوشتههای فلسفی موضوع استدلال دربارهی ساختار هستی است، اما در شعر میتواند تجربهی زیستهی رنج و حیرت باشد. همین تمایز اجازه میدهد خیام را پیچیدهتر از برچسبهایی چون «ملحد»، «صوفی» یا «لذتگرا» بخوانیم. کتاب همزمان مشکل مهم دیگری را نیز پیش چشم میگذارد: معلوم نیست همهی رباعیاتی که طی قرنها به خیام نسبت داده شدهاند واقعا از او باشند. گسترش مجموعهی رباعیات منسوب به خیام و تفاوت نسخهها باعث شده است که استخراج یک نظام فلسفی منسجم صرفا از شعر او کاری پرخطر باشد. بنابراین رسالههای فلسفی و شهادتهای تاریخی برای نویسندگان اهمیت ویژهای پیدا میکنند. این احتیاط روششناختی از نقاط قوت کتاب است، زیرا میان «خیام تاریخی» و شخصیتی که سنت ادبی بعدی از او ساخته فاصله میگذارد. ون بروملن، مورخ ریاضیات، وجه علمی خیام را نیز از حاشیه بیرون میآورد. پژوهشهای او دربارهی معادلات درجهی سوم، مسئلهی خطوط موازی، نظریهی نسبتها و فعالیتهای نجومی نشان میدهند که عنوان «دانشمند» دربارهی خیام صرفا تکملهای بر شهرت ادبی او نیست. کتاب از همین مسیر تصویری چندبعدی میسازد که در آن شعر، فلسفه و ریاضیات سه زندگی جداگانهی یک فرد نیستند، بلکه سه صورت از ذهنیاند که پیوسته با نظم، ضرورت، عدم قطعیت و حدود شناخت درگیر بوده است. مزیت «عمر خیام» فشردگی و اتکای آن به پژوهش دانشگاهی است. خواننده در حجمی محدود با اصلیترین مناقشههای مربوط به زندگی، آثار، فلسفه، رباعیات و دستاوردهای علمی خیام آشنا میشود. همین فشردگی البته محدودیت آن نیز هست: بسیاری از مسائل، بهویژه اختلافهای نسخهشناختی رباعیات یا جزئیات ریاضیات خیام، مجال بررسی تخصصی پیدا نمیکنند و برخی تفسیرهای فلسفی همچنان محل بحثاند. ترجمهی فارسی کتاب با ترجمهی رضا زرینکمر از سوی نشر نگاه معاصر منتشر شده است. شاید اهمیت این بازخوانی در نهایت در حذف یکی از چهرههای خیام به سود دیگری نباشد. مسئله درست از جایی جالب میشود که ریاضیدانی در پی اثبات، فیلسوفی در جستوجوی نظم عقلانی و شاعری گرفتار حیرت دربارهی مرگ و تقدیر را یک نفر بدانیم.