کتاب دوزخ اثر دن براون

کتاب دوزخ

Inferno

  • قیمت : ۳۹,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

معرفی کتاب دوزخ اثر دن براون

دن براون در اثر بسیار موفق خود، راز داوینچی، به شکل استادانه ای تاریخ، هنر، اسرار و نمادها را در هم آمیخت. براون با نوشتن تریلری جذاب و مدرن به نام رمان دوزخ، به ریشه های خود بازگشته و بدون شک یکی از بهترین آثارش را به مخاطبان عرضه کرده است. در قلب ایتالیا، شخصیتی به نام رابرت لنگدان که استاد نمادشناسی دانشگاه هاروارد است، به دنیایی پرآشوب، با محوریت یکی از جاودانه ترین و اسرارآمیزترین شاهکارهای ادبی تاریخ کشیده می شود: رمان دوزخ اثر دانته. در پس زمینه ی داستان، لنگدان با دشمنی مهیب در مبارزه است و پس از درگیر شدن با معمایی عجیب و پیچیده، با انبوهی از آثار هنری کلاسیک، گذرگاه های مخفی و علوم مدرن و مربوط به آینده مواجه می شود. لنگدان با کمک گرفتن از شعر حماسی و تاریک دانته و قبل از تغییر و تحول جبران ناپذیر دنیا، به دنبال یافتن پاسخ ها و شناختن افراد قابل اعتماد می رود.

خرید و معرفی کتاب خواندنی دوزخ


ویژگی ها کتاب دوزخ

برنده جایزه ی بهترین کتاب معمایی گودریدز سال 2013

مشخصات کتاب دوزخ
قطع :رقعی
نوع جلد :جلد نرم
شابک :978-600-182-099-1
تعداد صفحه :704
سال انتشار شمسی :1395
سال انتشار میلادی :2013
سری چاپ :5
Title: دوزخ Author: Description: خرید کتاب دوزخ Inferno نویسنده دن براون مترجم حسین شهرابی انتشارات کتابسرای تندیس - ادبیات داستانی Format: Paperback Published By: کتابسرای تندیس Language: Persian ISBN: 978-600-182-099-1 Pages: 704 Published: Edition: 5 https://www.iranketab.ir/book/286-inferno
Price: 39000
بیشتر بخوانید

آینه ی تمام نمای زندگی بشر در ادبیات تاریخی

می توان گفت که هدف اصلی این ژانر، «زندگی بخشیدن به تاریخ» از طریق ساختن داستان هایی درباره ی گذشته یا یک دوره ی تاریخی خاص است.

نکوداشت های کتاب دوزخ
Fast, clever, well-informed.
سریع، هوشمندانه و آگاهانه.
Wall Street Journal Wall Street Journal

A diverting thriller.
تریلری روشن گرانه.
Entertainment Weekly Entertainment Weekly

A fast and furious read.
کتابی سریع و خشمگین.
Plain Dealer

بخش هایی از کتاب دوزخ (لذت متن)
من یک سایه ام. فراری، در دل شهری پوشیده از غم. در اندوهی ابدی، به پرواز درمی آیم. در کناره های رود آرنو به زحمت پیش می روم. نفسم بند آمده... به سمت چپ می پیچم و از مسیر کاستلانی راهی شمال می شوم و ازدحام سایه های یوفیزی را پشت سر می گذارم. و هنوز تعقیبم می کنند.

همان طور که به جستجوی بی رحمانه شان ادامه می دهند، لحظه به لحظه صدای پایشان بلندتر و نزدیکتر می شود. سال هاست که تعقیبم می کنند.

پافشاری و سماجتشان مرا در زیر زمین نگه داشته... مجبورم کرده که در برزخ زندگی کنم... و مانند یک هیولای عالم اسفل، رنج زیستن در زیرزمین را تحمل کنم. من یک سایه ام.