کتاب بهترین داستانهای کوتاه

Ernest Hemingway best short stories

مشخصات کتاب بهترین داستانهای کوتاه
مترجم :
شابک : 9789643512965
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 439
سال انتشار شمسی : 1398
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 7
زودترین زمان ارسال : 23 آذر

معرفی کتاب بهترین داستانهای کوتاه اثر ارنست همینگوی

بسیاری از این داستان ها، قبلن با چندین ترجمه ی مختلف این جا و آن جا منتشر شده بودند، اما چاپ این کتاب که می توان آن را عصاره ی سال های سال تلاش «ارنست همینگ وی» در عرصه ی داستان کوتاه دانست، فرصتی ست برای بازخوانی همینگ وی و آموختن شگردهایی که نثر و سبک او را این چون این جذاب و پرطرف دار کرده و بر داستان نویسی نسل بعد از جنگ جهانی دوم، تاثیری شگرف گذاشته است.
«همینگ وی» نویسنده ای ست که تقریبن همه ی داستان های اش به طرز مشخصی از تجربیات و علایق شخصی خود او مایه گرفته اند؛ شاید یکی از رموز موفقیت اش هم هم این باشد: او از چیزهایی می نویسد که با پوست و استخوان تجربه شان کرده و به هم این علت، شناخت کافی و وافی از آن ها دارد. ناآشنایی با بیوگرافی و زنده گی پرفراز و نشیب همینگ وی، چیزی از جذابیت داستان های او کم نمی کند اما به یقین، شناخت آن بر لذت مطالعه ی داستان های او می افزاید و ای بسا برای دریافت گوشه و کنایه های نهفته در زیرلایه ی بعضی از نوشته های اش نیز شرط لازم باشد.

کتاب بهترین داستانهای کوتاه

ارنست همینگوی
ارنست همینگوی در ۲۱ ژوئیه ی ۱۸۹۹ در اوک پارک ایالت ایلینوی متولد شد. پدرش کلارنس، یک پزشک و مادرش گریس، معلم پیانو و آواز بود. ارنست تابستان ها را به همراه خانواده اش در شمال میشیگان به سر می برد و در همان جا بود که متوجّه علاقه ی شدید خود به ماهیگیری شد.او پس از اتمام دوره ی دبیرستان، در سال ۱۹۱۷ برای مدّتی در کانزاس سیتی به عنوان گزارشگر گاهنامه ی استار مشغول به کار شد. در جنگ جهانی اول، داوطلب خدمت در ارتش شد امّا ضعف بینایی او را از این کار بازداشت در عوض به عنوان راننده ی آمبولانس صلیب س...
قسمت هایی از کتاب بهترین داستانهای کوتاه (لذت متن)
ارنست میلر همینگوی (Ernest Miller Hemingway) از نویسندگان برجستهٔ معاصر ایالات متحده آمریکا و برندهٔ جایزه نوبل ادبیات است. وی از پایه گذاران یکی از تأثیرگذارترین انواع ادبی، موسوم به «وقایع نگاری ادبی» شناخته می شود. کتاب حاضر، گزیده ای از داستان های وی می باشد. برخی از عناوین داستان های این مجموعه: دگرگونی دریا، پیرمرد بر سر پل، یک گوشه پاک و پرنور، در سرزمین دیگر، پنجاه هزار دلار، ده نفر سرخپوست، گربه زیر باران، پایان یک ماجرا، خانه سرباز ...
bookroom.ir
«بهترین داستان های کوتاه ارنست همینگوی» سومین کتاب از مجموعه ی بهترین داستان های کوتاه نویسندهگان بزرگ دنیاست که نشر «نگاه» آن ها را با ترجمه ی «احمد گلشیری» منتشر می کند و پیش از این هم، دو کتاب «آنتون چخوف» و «گابریل گارسیا مارکز» از این مجموعه عرضه شده است. این کتاب شامل هجده داستان برگزیده از سه مجموعه ی «در زمان ما» (۱۹۲۵)، «مردان بدون زنان» (۱۹۲۷) و «برنده سهمی نمی برد» (۱۹۳۳) ، و نیز داستان کوتاه معروف «برف های کلیمانجارو»ست.
vista.ir
دسته بندی زیر کاملن نسبی ست و برخی از داستان ها در دو دسته ی مختلف جای می گیرند. ● داستان های جنگ «ارنست همینگوی» تجربه ی حضور در سه جنگ را دارد: جنگ های جهانی اول و دوم و جنگ داخلی اسپانیا؛ در جنگ جهانی اول، راننده ی آمبولانس بود، در جنگ جهانی دوم خبرنگار و در جنگ های داخلی اسپانیا خبرنگار و یاری گر سیاسی جمهوری خواهان اسپانیایی که علیه «ژنرال فرانکو» می جنگیدند. در این میان حضور او در خط مقدم نبرد در جنگ جهانی اول، اهمیت بیش تری دارد. در آن جنگ، گلوله ی خمپاره ای در سنگر آن ها فرود آمد و همینگوی از ناحیه ی پا به شدت مجروح شد. یک سال در بیمارستان صلیب سرخ در ایتالیا بستری بود و در آن جا با «اگنس فون کوروفسکی» که پرستار بیمارستان و هفت سال از ارنست بزرگ تر بود، آشنا و دل باخته ی او شد. بعد به زادگاه اش برگشت و به رغم استقبال درخور قهرمانانی که از او به عمل آوردند، به زودی دریافت که بی کار و معطل است و افق روشنی پیش روی اش نیست. در کتاب «بهترین داستان های کوتاه»، سه داستان «در سرزمین دیگر»، «خانه ی سرباز» و «پیرمرد بر سر پل» داستان های جنگ هستند. «در سرزمین دیگر» روایت گر تجربه ی شخصی همینگوی از بستری شدن در بیمارستان برای درمان پایش است و «پیر مرد بر سر پل» داستان مرد سال خورده ای را حکایت می کند که با پیش روی دشمنان مجبور شده است که خانه و کاشانه ی خود را رها کند و این سرگردانی همه چیز را از او گرفته است. «خانه ی سرباز» هم دقیقا روایت تجربه ی شخصی خود همینگوی به هنگام بازگشتن از جنگ و بی هدفی و سرگردانی آن روزهایش به عنوان نماد نسلی از جوانان امریکایی بازگشته از جنگ است. «اگنس» در داستان کوتاه «یک داستان بسیار کوتاه» (از مجموعه ی «در زمان ما») و نیز در رمان «وداع با اسلحه» (به عنوان الهام بخش شخصیت «کاترین بارکلی») حضور دارد. ادای دین به علایق شخصی (ماهی گیری، شکار، بوکس و گاوبازی): همینگوی در دوران نوجوانی یک دوره ی بوکس دیده بود و این ورزش تا آخر عمر از فعالیت های مورد علاقه ی او بود.او همچنین عاشق شکار و ماهی گیری بود؛ بعدها در سفرهایی که به هم راه «الیزابت هدلی ریچاردسون» (همسر اولش) به اسپانیا رفت (توضیح نحوه ی تهیه ی پول برای این سفرها در کتاب «پاریس، جشن بی کران» آمده)، عاشق گاوبازی شد و از آن پس تماشای گاوبازی هم یکی از سرگرمی های مورد علاقه اش بود.این فعالیت ها در چندین داستان و رمان همینگوی، به تفصیل نقل شده اند. همینگوی سفری طولانی به افریقا برای شکار داشت و بعد از بازگشت از این سفر، تجربیاتش را در کتاب «تپه های سرسبز افریقا» مکتوب کرد. در کتاب «بهترین داستان های کوتاه»، دو داستان بسیار زیبای «زندگی خوش و کوتاه فرانسیس مکومبر» و «برف های کلیمانجارو» مستقیما ملهم از تجربیات خود او درباره ی شکار در افریقا و شامل شرح و توصیفاتی ناب از آن است. در «زندگی خوش و کوتاه فرانسیس مکومبر» با یک زن و شوهر ثروتمند امریکایی مواجه ایم که برای شکار به افریقا آمده اند و به همراه یک شکارچی حرفه ای به نام «ویلسن» به شکار شیر می روند. در کش و قوس شکار، «مکومبر» از ترس پا به فرار می گذارد و این مساله رابطه ی میان او و همسرش را تیره می کند. زن او با «ویلسن» که در شکار شیر، شجاعت قابل تحسینی از خود بروز داده، هم خوابگی می کند و غرور «مکومبر» بیش تر جریحه دار می شود. روز بعد که آن ها به شکار بوفالو می روند، مکومبر ناگهان شجاعت خفته اش را بیدارشده می یابد و با غرور بازیافته، شادی سرشاری وجودش را پر می کند، اما افسوس که این شادی دیری نمی پاید و گلوله ای که زنش به سمت بوفالوی زخم خورده ای که به سمت شوهرش یورش آورده شلیک می کند، در مغز مکومبر فرود می آید. قوت داستان آن جاست که دقیقا مشخص نیست که زن آن طور که ویلسن می گوید به عمد این کار را کرده است یا سهوا. در «برف های کلیمانجارو» هم با مردی مواجه ایم که در تپه های افریقا زخمی شده و زخم او به طرز خطرناکی پیش روی کرده؛ زن و مرد منتظر رسیدن کمکی هستند که معلوم نیست برسد یا نرسد و مرد هر لحظه به مرگ نزدیکتر می شود. مرد، نویسنده است و در این هنگام به داستان هایی فکر می کند که می توانست بنویسد و موضوعاتی که برای نوشتن کنار گذاشته اما دیگر هیچ وقت فرصت مکتوب کردنشان را نخواهد داشت. خاطراتی که در ذهن مرد می گذرد، دقیقا خاطرات شخصی خود همینگوی است و به خصوص خاطرات روزهای زنده گی اش در پاریس که او بعدها آن ها را در کتاب «پاریس، جشن بی کران» آورد. هم «برف های کلیمانجارو» و هم «زندگی خوش و کوتاه فرانسیس مکومبر» را می توان به نوعی در دسته بندی داستان هایی با موضوع «روابط عاطفی زن و مرد» نیز قرار داد. «شکست ناخورده» شرحی دقیق و سینمایی است از یک مسابقه ی گاوبازی؛ تلاش «مانوئل» برای ش
کتابلاگ