کتاب مجموعه کتاب های فردریک بکمن

Backman Collected books
کد کتاب : 3082
مترجم :


شابک : 9786008740230
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 1934
سال انتشار شمسی : 1396
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 0
زودترین زمان ارسال : ---

معرفی مجموعه کتاب های فردریک بکمن اثر فردریک بکمن

در ادبیات نمونه های زیادی از نویسندگانی به چشم می خورد که در اواخر جوانی، میانسالی یا حتی سالمندی دست به قلم برده و آثار ارزشمندی آفریده اند. اما عشق به خواندن و نوشتن معمولا از همان کودکی افراد شروع می شود. بیشتر نویسندگان موفق، استعدادشان را در جوانی با نوشته هایشان نشان داده اند.
" فردریک بکمن " نویسنده سوئدی که در ابتدا وبلاگ نویس بود و خالق کتاب " مردی به نام اوه " است. اولین و معروف ترین کتاب وی که ابتدا به زبان آلمانی ترجمه و بازار کتاب آلمان را تحت تاثیر قرار داد و حالا به ۳۰ زبان زنده دنیا ترجمه شده است.
دومین کتاب " فردریک بکمن " ، «مادربزرگ سلام رساند و گفت متأسف است» بود که در سال 2015 منتشر شد. یک سال بعد کتاب «بریت ماری اینجا بود» را منتشر کرد، داستانی که شباهت های زیادی با داستان «مردی به نام اوه» داشت و بعضی از آن به عنوان نسخه ی مونث آن نام می برند. در سال 2019 از روی داستان «بریت ماری اینجا بود» هم فیلمی سوئدی به کارگردانی «تووا نووتنی» با همین نام ساخته شد.
حال این کتاب مجموعه ای از بهترین و پرفروش ترین کتاب های این نویسنده موفق است، که شامل:
مردی به نام اوه
تمام آنچه پسر کوچولویم باید دربارهٔ دنیا بداند
مادربزرگ سلام رساند و گفت متاسف است
بریت ماری اینجا بود
شهر خرس
هر روز صبح راه خانه دورتر و دورتر می شود

و من دوستت دارم و...
" فردریک بکمن " داستان های خود را به زبان طنز و ساده می نویسد. لحن نوشتاری او صمیمی است و شخصیت های داستان هایش از دل جامعه بیرون آمده اند. وی در داستان های خود از مسائل اجتماعی فراگیر و تلخی مثل خیانت یا خودکشی استفاده می کند و آن را با نگاه طنز به تصویر می کشد نکته جالب درباره ی بیشتر آنها این است که شخصیت اصلی داستان ها او بیشتر افراد سالمندی هستند که رفتارهای عجیب و بامزه دارند.


کتاب مجموعه کتاب های فردریک بکمن

فردریک بکمن
کارل فردریک بکمن، نویسنده و وبلاگ نویس سوئدی ا ست که در دوم ژانویه ی ۱۹۸۱ در استکهلم به دنیا آمده است. پیش ترها شهرت بکمن در سوئد به خاطر وبلاگ نویسی بود. او برای روزنامه های مختلف مقاله می نوشت و همکاری اش را با مجله مترو هم شروع کرده بود. او در سال ۲۰۱۲ کتاب مردی به نام اوه را نوشت که همان سال بیش از ۶۰۰ هزار نسخه از آن فروش رفت. این کتاب در حال حاضر به بیش از ۳۰ زبان ترجمه شده، رتبه ی اول پرفروش های سوئد و نیویورک تایمز را از آن خود کرده و فیلم برگرفته از کتاب با همین نام در ۲۰۱۶ در سینماه...
دسته بندی های مجموعه کتاب های فردریک بکمن
قسمت هایی از مجموعه کتاب های فردریک بکمن (لذت متن)
دوباره سکوت برقرار می شود؛ سکوتی مثل سکوت بین دو هفت تیرکش قهار که ناگهان متوجه می شوند اسلحه های شان را در خانه جا گذاشته اند. اوه مدتی طولانی به جعبه خیره می شود، انگار منتظر باشد که جعبه به گناهش اعتراف کند. بعد با اوقات تلخی می پرسد: «اون وقت صفحه کلیدش رو باید از کجا بیرون کشید؟» فروشنده، کف دستش را به حاشیه ی پیشخوان می کشد و با حالتی عصبی وزنش را از یک پا، روی پای دیگرش می اندازد، درست مثل سایر فروشنده های جوانی که برایشان روشن می شود که موضوع خیلی بیشتر از آن چیزی که امید داشتند، کش پیدا خواهد کرد.

مادربزرگ هفتاد و هفت ساله است. یعنی در واقع تقریبا هفتاد و هشت ساله. او هم نسبت به سن و سالش چندان خوب نیست. آدم از چهره اش تشخیص می دهد که پیر شده است، چون صورتش مثل یک تکه روزنامه است که در کفش خیس قرار داده شده باشد، ولی به ذهن هیچ کس خطور نمی کند که بگوید مادربزرگ آدم پخته ای است. گاهی بعضی ها به مادر السا می گویند که مادربزرگ «سرزنده»است و بعد با نگرانی، حتی کمی خشمگین، به مادر السا نگاه می کنند. و مادر السا هم هربار آه می کشد و می پرسد، این بار میزان خسارت چقدر است.

مشخصات بریت-ماری باید ثبت شود. انگار خلافکار است. انگار آمده تا کار را از بخش واگذاری مشاغل بدزدد. خانم جوان لحظه ای بعد می پرسد: «شیر و شکر؟» و یک لیوان پلاستیکی پر از قهوه را به دست او می دهد. بریت - ماری هیچ کس را محکوم نمی کند، اصلا! ولی آخر چه کسی چنین کاری را انجام می دهد؟ قهوه، داخل لیوان پلاستیکی! آیا ما در دوران جنگ به سر می بریم؟ بریت - ماری خیلی دوست دارد این پرسش را مطرح کند، ولی چون کنت همیشه به او تذکر می دهد که کمی «اجتماعی تر» رفتار کند، لبخند سیاستمدارانه ای می زند و منتظر دریافت نعلبکی می ماند. کنت، شوهر بریت - ماری است. او مقاطعه کار است و در کارش به شکلی باورنکردنی، واقعا باورنکردنی، موفق. با آلمان معامله می کند و فردی بسیار اجتماعی است. خانم جوان دو بسته ی کوچک یک بارمصرف حاوی شیر را جلوی او می گیرد، از همان بسته های شیر که لازم نیست در یخچال نگه داری شوند. بعد یک لیوان پلاستیکی را که پر از قاشق های پلاستیکی است، به سمت او هل می دهد. اگر خانم جوان یک مار سمّی را جلوی او گذاشته بود، به وحشت بریت - ماری ذره ای افزوده نمی شد.

مشخصات بریت-ماری باید ثبت شود. انگار خلافکار است. انگار آمده تا کار را از بخش واگذاری مشاغل بدزدد. خانم جوان لحظه ای بعد می پرسد: «شیر و شکر؟» و یک لیوان پلاستیکی پر از قهوه را به دست او می دهد. بریت - ماری هیچ کس را محکوم نمی کند، اصلا! ولی آخر چه کسی چنین کاری را انجام می دهد؟ قهوه، داخل لیوان پلاستیکی! آیا ما در دوران جنگ به سر می بریم؟ بریت - ماری خیلی دوست دارد این پرسش را مطرح کند، ولی چون کنت همیشه به او تذکر می دهد که کمی «اجتماعی تر» رفتار کند، لبخند سیاستمدارانه ای می زند و منتظر دریافت نعلبکی می ماند. کنت، شوهر بریت - ماری است. او مقاطعه کار است و در کارش به شکلی باورنکردنی، واقعا باورنکردنی، موفق. با آلمان معامله می کند و فردی بسیار اجتماعی است. خانم جوان دو بسته ی کوچک یک بارمصرف حاوی شیر را جلوی او می گیرد، از همان بسته های شیر که لازم نیست در یخچال نگه داری شوند. بعد یک لیوان پلاستیکی را که پر از قاشق های پلاستیکی است، به سمت او هل می دهد. اگر خانم جوان یک مار سمّی را جلوی او گذاشته بود، به وحشت بریت - ماری ذره ای افزوده نمی شد.