کتاب فروید

Freud
کد کتاب : 31257
مترجم :
مجتبی جعفری
شابک : 978-600-490-181-9
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 414
سال انتشار شمسی : 1399
سال انتشار میلادی : 2005
نوع جلد : جلد سخت
سری چاپ : 1

معرفی کتاب فروید اثر جاناتان لیر

جاناتان لیر فیلسوف و استاد دانشگاه برجسته ی دانشگاه شیکاگو است. او همچنین موفق به دریافت جایزه ی «دستاورد ممتاز بنیاد اندرو ملون» شده است. جاناتان لیر در کتاب فروید به طور واضح تمام اندیشه های فروید را معرفی کرده و ارزیابی می کند ، و بر آن حوزه هایی از فلسفه تأکید دارد که تأیید شده فروید در آنها تأثیر پایدار داشته است. این حوزه ها شامل فلسفه ی ذهن ، اختیار و جبرگرایی آزاد ، عقلانیت ، ماهیت خود و ذهنیت ، و اخلاق و دین است. وی همچنین برخی از مسائل و مشکلات عمیق فروید را که با آنها درگیر است ، در نظر می گیرد ، و اهمیت فلسفی آنها را به طرز درخشانی نشان می دهد: جنسیت انسان ، ناخودآگاه ، رویاها و نظریه انتقال.
کتاب فروید یکی از مهمترین مقدمه ها و مشارکت در درک این متفکر بزرگ است که سالهاست منتشر می شود ، و خواندن آن برای هر کسی در علوم انسانی ، علوم اجتماعی و فراتر از آن علاقه به فروید و یا فلسفه دارد ضروری خواهد بود. این کتاب در 7 فصل نوشته است و فصل های به ترتیب عبارتند از: فصل اول: تفسیر ناهشیار، فصل دوم: تمایل جنسی، غریزۀ لذت و زندگی، فصل سوم: تفسیر رویاها، فصل چهارم: انتقال، فصل پنجم:اصول کارکرد روانی، فصل ششم: ساختار روان و تولید روابط موضوعی و فصل هفتم: اخلاق و مذهب.
کتاب فروید را پرویز شریفی درآمدی و مجتبی مهدوی ترجمه کرده اند. این کتاب را نشر ویرایش منتشر کرده است.

کتاب فروید

نکوداشت های کتاب فروید
Jonathan Lear is one of the most subtle and original thinkers in psychoanalysis.
جاناتان لیر یکی از ظریف ترین و اصیل ترین متفکران در روانکاوی است.
Marcia Cavell

Lear does very well to explain a fundamental modification in Freud's clinical work.
لیر خیلی خوب یک تغییر اساسی در کارهای بالینی فروید را توضیح می دهد.
Joseph Schwartz

This is a lucid exegesis of Freud's conception of the mind, and a satisfying demonstration of its enduring value.
این یک تفسیر شفاف از تصور فروید از ذهن ، و نمایشی رضایت بخشی از ارزش ماندگار آن است.
Mark Solms

قسمت هایی از کتاب فروید (لذت متن)
فروید از آغاز بیماران خود را ترغیب می کرد که از ذهنیاتشان سخن بگویند، اما به تجربه این واقعیت بی اندازه مهم را کشف کرد که انجام دادن این کار برای ایشان تا چه حد دشوار است. چنان که او در پانوشتی به عبارت پیش گفته می نویسد: «در هر تحلیلی زمانی می رسد که بیمار این قاعده را رعایت نمی کند». همین سبب شد که فروید قاعده بنیادین را به مثابه یک قاعده صورت بندی کند.

سرانجام، از دل تکنیک پیشین این تکنیک دقیق کنونی سر برآورد که در آن طبیب از تمرکز بر موضوع یا مسألهای خاص دست می کشد، و رضایت میدهد چیزی را که اکنون در سطح ذهن بیمار در جریان است بررسی کند، و هنر تأویل را در بازشناسی مقاومت هایی به کار گیرد که در این روند پدید می آید، و بیمار را بر آنها هشیار کند.