کتاب ماتیلدا Matilda


  • قیمت : ۱۹,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود
  • تنها 1 عدد از این کتاب باقی مانده

معرفی کتاب ماتیلدا اثر رولد دال

مینا دامغانیان مینا دامغانیان

رمان ماتیلدا، دختری مهربان و استثنایی است، اما والدینش او را فقط مایه ی رنجش خود می پندارند. او انتظار دارد تا مدرسه شرایط متفاوتی نسبت به خانه داشته باشد اما مدیر مدرسه، خانم ترانچبول، زنی ترسناک است که اصلا دل خوشی از بچه ها ندارد. زمانی که رمان ماتیلدا توسط خانم ترانچبول مورد حمله قرار می گیرد، به شکلی ناگهانی و اتفاقی متوجه وجود قدرتی عجیب در خود می شود. فقط یک ابرقهرمان نابغه می تواند جلوی خانم ترانچبول ایستاده و حق همه ی بچه ها را از او بگیرد و به نظر می رسد که رمان ماتیلدا دقیقا همان ابرقهرمان است. رمان ماتیلدا همیشه بهترین راه حل را برای مشکلاتش انتخاب می کند اما رمان ماتیلدا جذاب و گیرا به هیچ وجه قابل پیش بینی نیست. رولد دال در رمان ماتیلدا، علاوه بر پیش بردن خلاقانه ی داستان، عواطف انسانی را به باورپذیرترین شکل ممکن به تصویر کشیده است. مخاطب با رمان ماتیلدا همزادپنداری می کند، چرا که او دارای احساسات واقعی و ملموس است.

خرید و معرفی کتاب خواندنی ماتیلدا



انتشارات: نشر چشمهنشر چشمه
نویسنده: رولد دال رولد دال
مشخصات کتاب ماتیلدا
قطع :رقعی
شابک :978-964-6194-53-3
وزن :225
تعداد صفحه :268
سال انتشار شمسی :1395
سال انتشار میلادی :1988
سری چاپ :9

ویژگی ها کتاب ماتیلدا

برنده ی جایزه ی کتاب کودک سال 1999

نکوداشت های کتاب ماتیلدا
Matilda will surely go straight to children's hearts.
ماتیلدا مطمئنا به دل کودکان خواهد نشست.
New York Times Book Review New York Times Book Review

Sensitive and brilliant.
فکر شده و درخشان.
School Library Journal School Library Journal

Delightful.
لذت بخش.
Children's Literature

بخش هایی از کتاب ماتیلدا (لذت متن)
اگر من معلم بودم، برای این والدین شیفته، چیزهایی سرهم می کردم که حسابی بچزند! مثلا می نوشتم: «پسر شما، ماکسیمیلیان، جدا افتضاح است! خدا کند یک کسب و کار خانوادگی داشته باشید که بتوانید بعد از ترک تحصیل، آنجا بچپانیدش! وگرنه محال است جای دیگری گیرش بیاید!»

معلم های مدرسه که ناچارند چنین مزخرفاتی را از پدر و مادرهای از خودراضی تحویل بگیرند، واقعا خیلی عذاب می کشند. ولی معمولا موقع نوشتن کارنامه، تلافی اش را در می آورند.

نکته ی خنده داری که در مورد پدر و مادرها وجود دارد این است که، حتی اگر فرزندشان چندش آورترین موجود عالم هم باشد، باز گمان می کنند تحفه ای بی همتاست! بعضی از آن ها، از این هم فراتر می روند و عشق به فرزند، چنان کورشان می کند که خیال می کنند رگه هایی از نبوغ در فرزندشان هست! البته تا این جای کار، زیاد اشکال ندارد. چون، به هر حال تا بوده، چنین بوده! اما امان از وقتی که درباره ی هوش سرشار بچه های نفرت انگیزشان برای ما سخن پراکنی می کنند! آن وقت است که فریادمان به آسمان بلند می شود: "یک لگن بیاورید! حال مان دارد به هم می خورد!