کتاب تمدن و فرهنگ

Civilization and culture
همگرایی فرهنگی جهان و تحول فرهنگی ایرانیان
کد کتاب : 32892
شابک : 978-6004055628
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 354
سال انتشار شمسی : 1399
سال انتشار میلادی : 2020
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 18 آذر

معرفی کتاب تمدن و فرهنگ اثر مرتضی مردیها

"تمدن و فرهنگ" یا "همگرایی فرهنگی جهان و تحول فرهنگی ایرانیان" اثری است از "مرتضی مردیها" که عرصه ی بی کران فرهنگ را مورد اندیشه و واکاوی قرار می دهد. اندیشدن از قاب فرهنگ، علاوه بر این که راهبردی علمی و بر اساس دانش های تخصصی است، به جهت ماهیت خاص موضوع، نوعی سلوک عرفانی نیز به حساب می آید. در کتاب "تمدن و فرهنگ"، "مرتضی مردیها" می کوشد تا فرهنگ شناسی را به عنوان یک رشته ی مستقل دانشگاهی شناسانده و در کنار فرهنگ، مفهوم تمدن را نیز مورد بررسی قرار دهد. در همین راستا نقد و ارزیابی اندیشه های موافق یا متفاوت در زمینه ی "تمدن و فرهنگ" نیز مورد بحث قرار گرفته است.
در کنار "تمدن و فرهنگ" ایرانیان، رویکردهای سازمان یافته و دانشگاهی در جهان از جمله در آمریکا، انگلیس و آلمان نیز به مخاطب معرفی شده و از این جهت عنوان فرعی کتاب، "همگرایی فرهنگی جهان و تحول فرهنگی ایرانیان" نام گرفته است. اندیشمندان حوزه ی "تمدن و فرهنگ" در کشورهای نامبرده به همراه نگرش های نوین آنان، به خواننده معرفی می شوند و افق جدیدی از دیدگاه های حاضر در این حوزه در اختیار مخاطب قرار می گیرد. نویسنده اظهار می دارد که گرچه در این مکتب ها، "تمدن و فرهنگ" دو حیطه ی در هم آمیخته اند و اغلب به جای هم به کار می روند، اما نیاز است که به مرور تفاوت ها و کاوش های مستقلی در هر یک از زمینه های نامبرده صورت بگیرد. به این ترتیب کتاب پیش رو، با اشاره به مضامین مشترک ، برداشت های همسو و ریشه های ابتدایی هر مفهوم، مسیری جدید را برای اندیشه و بررسی های بیشتر ولو در عرصه های آکادمیک کشور طراحی نموده است.

کتاب تمدن و فرهنگ

مرتضی مردیها
سید مرتضی مردیها (متولد ۱۲ مرداد ۱۳۳۹) نویسنده، روزنامه‌نگار و مترجم ایرانی است.او استاد فلسفه و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی بود.[۵] مردیها مدیر گروه اندیشه روزنامه جامعه بود و با روزنامه‌های توس و نشاط نیز همکاری داشت. او در فروردین‌ماه سال ۱۳۸۹ از دانشگاه علامه طباطبایی اخراج شد و در مهرماه ۱۳۹۰ به فرانسه و سپس آمریکا مهاجرت کرد. مردیها پس از آن به مؤسسه مطالعات پیشرفته ردکلیف در دانشگاه هاروارد رفته و در آنجا مشغول پژوهش شد. مردیها از سال ۱۳۹۷ مجدداً در دانشگاه علامه ط...
قسمت هایی از کتاب تمدن و فرهنگ (لذت متن)
تبسّم صلح روی لبان شهر پهن شده بود و طراوت آن چون آبی زیر پوست این می دوید. خاطره ها به سرعت محو می شد و کسی شبح خشونت را، که سایه وار از کوچه های شهر گذشته بود، جدی نمی گرفت. خوشه های خشم، غوره نشده مویز می شد، و ردّپای تیزی و تندی را محو می کرد. همه چیز آماده بود تا از پس فترتی کوتاه، تن لوند غزل دوباره روی پیکر چغر حماسه سنگینی کند و پشت او را به خاک بنشاند؛ تا دوباره خسرو آب تنی شیرین را در چشمه نظاره کند، تا دوباره بیژن به تماشای بزمگاه منیژه برود؛ تا دل های هرزه گرد به چین زلف یار بروند و عزم وطن نکنند و گوی های مرمرین در خم چوگان آبنوس بازی کنند و قپه های قمر چون دوقلوهای زیبا به موازات هم ناز کنند... بی خیال باش صددرصد. برقی که از تن لذت گذر کرده و یک چند آن را در برزخ برفک وانهاده بود، خود هیچ نبود مگر "دنبالۀ ماجرا تا چند لحظۀ دیگر". از سبزرویان شیرازی تا سپیدچهره های گیلانی و از ترکان تبریزی تا فارسان خراسانی همه می رفتند تا دوباره به نان گرم و آب سرد و بانگ نای و روی خوب درآویزند؛ اگر اصلا از آن گسسته بودند! لاله های وحشی با همۀ اصالتی که مدعی بودند، در برابر این باد آرام اما علی الدوام، که همه جای زمین می وزید، قدرت ماندن نداشتند؛ نه ریشۀ عمیق داشتند و نه تنۀ ستبر. آنچه بود، داغی پهن و سیاه بود که تمامی دل را زیر چتر خود گرفته بود و هرچه بود، از این داغ می زاد. از آن باد نامساعدی که از غرب به شرق می وزید، کسی گمان نمی برد که شقایق های بی بنیه بتوانند جای پای خویش را محکم کنند. کسی آن تغییر را جدی نمی گرفت. می رفت تا بی خیالی، از نوع آهنج، و خوش خیالی، از نوع عبّود، این آموزۀ بهلول را همه گیر کند که "این نیز بگذرد". اما چنین نشد. همه چیز از آن آژیر قرمز شروع شد.