کتاب بمب و خاکستر

The Association of Small Bombs
کد کتاب : 33142
مترجم :
شابک : 978-6226983457
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 352
سال انتشار شمسی : 1399
سال انتشار میلادی : 2016
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 30 شهریور

برنده ی جایزه ی کتاب انیسفیلد-ولف سال 2017

نامزد جایزه ی ملی کتاب آمریکا سال 2016

نامزد جایزه گودریدز سال 2016

نامزد جایزه ی DSC ادبیات آسیا جنوبی سال 2017

از کتاب های برگزیده نیویورک تایمز

معرفی کتاب بمب و خاکستر اثر کاران ماهاجان

کتاب «بمب و خاکستر» رمانی نوشته ی «کاران ماهاجان» است که اولین بار در سال 2016 به انتشار رسید. وقتی دو برادر با نام های «توشار» و «ناکول کورانا» به همراه دوستشان «منصور احمد»، تلویزیون خانواده ی خود را از یک مغازه ی تعمیرات در دهلی تحویل می گیرند، فاجعه بدون اخطار قبلی از راه می رسد. یک بمب—یکی از بمب های «کوچک» زیادی که انگار در همه جای جهان به چشم می خورد—در بازار دهلی منفجر می شود و در لحظه جان پسرهای خانواده ی «کورانا» را می گیرد. «منصور» جان به در می برد اما تأثیرت جسمانی و روانشناختی این بمب در او باقی می ماند. از هند تا آمریکا، زندگی قربانیان، والدین، دوستان و دشمنان برای همیشه تغییر می کند.

کتاب بمب و خاکستر

کاران ماهاجان
کاران ماهاجان متولد 24 آوریل 1984 رمان نویس ، مقاله نویس و منتقد هندی-آمریکایی است. رمان دوم وی" بمب و خاکستر" ، نامزد نهایی جایزه ملی کتاب داستانی 2016 بود. در سال 2017 ، وی به عنوان یکی از بهترین رمان نویسان جوان آمریکایی انتخاب شد.ماهاجان در استمفورد کنتیکت متولد شد و در دهلی نو هند بزرگ شد. وی پیش از دریافت مدرک در رشته داستان از مرکز نویسندگان میچنر ، در دانشگاه استنفورد انگلیسی و اقتصاد می خواند. وی علاوه بر نویسندگی ، به عنوان سردبیر در سانفرانسیسکو ، مشاور اقتصادی و برنامه ریزی شهری د...
نکوداشت های کتاب بمب و خاکستر
Smart, devastating, unpredictable.
هوشمندانه، ویرانگر، پیش بینی ناپذیر.
New York Times New York Times

A deeply moving exploration of terrorism.
کاوشی عمیقا تکان دهنده در تروریسم.
Slate Book Review

Ambitious. It carries us deep into the human side of a tragedy.
بلندپروازانه. این اثر ما را به عمق جنبه ی انسانی تراژدی می برد.
Washington Post Washington Post

قسمت هایی از کتاب بمب و خاکستر (لذت متن)
سال های آزمون های حسابداری رسمی، سال های اضطراب هستند؛ آن هم زمانی که آدم، کودکی بیش نیست. حس رد شدن، همیشه با آدم همراه است. با کتاب هایت در سنگر پناه گرفته ای اما وقتی از سنگر بیرون می آیی، فقط خودت هستی و خودت و باید در برابر گلوله هایی که به سمتت شلیک می شوند، جاخالی بدهی. در این میان، عزت نفست مدام در نوسان است.

وقتی «ویکاس» خبرهای مربوط به انفجار بمب را از تلویزیون شنید، همسرش را صدا کرد که بیاید و تماشا کند. «دیپا» که داشت در اتاق پذیرایی روزنامه می خواند، آن را مچاله کرد و به طرف تلویزیون دوید. «دیپا» در حالی که سرش درون کمد اتاق خواب بود، آمد روی لبه ی تخت نشست، عینکش را میزان کرد و پرسید: «چند نفر مرده ان؟» خانواده ی «یکورانا» در چند سال گذشته علاقه ای بیمارگونه به خبرهای انفجار بمب در سراسر کشور به خصوص در دهلی پیدا کرده بودند.

اگر «ویکاس» می خواست با خودش صادق باشد، باید ژست ها را برای محقق ساختن آرزوهایی جاه طلبانه می دزدید، آن هم از افرادی که می دانست هرگز شبیه آن ها نخواهد شد، مثل «پرابات» عیاش، و عجیب تر آن که «ویکاس» ژست ها را از افرادی دزدیده بود که در ابتدا از حرکات دستشان یا اخلاق و رفتارشان بیزار بود و آن ها را زشت، پر سر و صدا، ناشایست و غیرعادی می دانست.