0

کتاب پانزده زندگی اول هری آگوست The First Fifteen Lives of Harry August


  • قیمت : ۳۷,۰۰۰ تومان
  • قیمت برای شما : ۳۱,۴۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

مروری بر پانزده زندگی اول هری آگوست
مینا دامغانیان مینا دامغانیان

هری آگوست در دستشویی زنانه ی ایستگاه برویک در سال 1919 به دنیا آمده و پس از سپری کردن زندگی ای معمولی و نه چندان چشمگیر در سال 1989 در بیمارستان نیوکاسل از دنیا می رود. او دوباره در سال 1919 و دقیقا با همان شرایط متولد شده و تجارب و دانسته های زندگی قبلی اش را در سنی پایین به دست می آورد. هری می فهمد که یک «اوروبوران» یا «کالاچاکرا» است و سرنوشتش این است که دوباره و دوباره به دنیا آمدن را تجربه کند. اما شخصیت اصلی داستان تنها نیست و خیلی زود از طرف باشگاه کرونوس، سازمانی با اعضای دارای وضعیت مشابه هری، با او تماس گرفته می شود. بعدها مشخص می شود که این سازمان در طول زندگی های متوالی از هری مراقبت می کرده است. اما نقطه ی تمایز هری با دیگر اعضای باشگاه، «مننژیک» بودن اوست؛ به این معنی که او به جای فراموش کردن اطلاعات مانند سایر انسان ها، می تواند همه چیز را درباره ی زندگی های سابق خود به خاطر آورد. هنگامی که هری به پایان زندگی یازدهم خود نزدیک شده است، دختری بر بالین او ظاهر شده و می گوید: «دلم داشت برایت تنگ می شد، دکتر آگوست، باید پیغامی بفرستم.» این رمان، داستان کارهای بعدی و قبلی هری، پس از دیدار با دخترک است؛ و این که چگونه او سعی می کند تا گذشته ای تغییرناپذیر و آینده ای هولناک را از نابودی نجات دهد.

خرید و معرفی کتاب خواندنی پانزده زندگی اول هری آگوست



انتشارات: هیرمندهیرمند
مترجم: مهرآیین اخوت
نویسنده: کلر نورس کلر نورس
مشخصات پانزده زندگی اول هری آگوست
قطع : رقعی
شابک : 978-964-408-441-6
وزن : 616
تعداد صفحه : 562
سال انتشار شمسی : 1396
سال انتشار میلادی : 2014
سری چاپ : 1

ویژگی ها

برنده ی جایزه ی یادواره ی John W. Campbell سال 2015

نکوداشت
A subtle study of friendship, love and the complexity of existence.
تحلیلی ظریف درباره ی دوستی، عشق و پیچیدگی های وجود.
Guardian Guardian

A wonderful novel.
رمانی حیرت آور.
Booklist Booklist

Fantastic.
شگفت انگیز.
io9

لذت متن
بیشترین چیزی که به نظر می رسد درباره ی استفاده از زمان می دانیم، هدر دادن آن است.

در سال ۱۹۸۹ همزمان با سقوط دیوار برلین مردم؛ تنها، در بیمارستانی در نیوکاسل، مردی طلاق گرفته و بی فرزند و بی ملک و املاک که حتا در بستر مرگ تصور می کرد پسر پاتریک و هریت آگوست مرحوم بود و سرآخر از مرضی مرد که در تمام عمرش مایه ی هلاکتش بود: مولتیپل میلوما که در سرتاسر بدن پخش می شود تا آن که بدن از کار بیفتد. طبعا واکنشم به تولد دوباره، دقیقا در همان جایی که زندگی ام شروع شده بود در دستشویی زنانه ی ایستگاه برویک اپان تویید، در شب سال نوی ۱۹۱۹، آن هم با تمام خاطرات زندگی پیشینم، همان جنون باسمه ای و پیش بینی پذیر را در من پدید آورد.

وقتی خودآگاه بالغ من با تمام عظمتش به بدن کودکانه ام بازگشت، اولش گیج شدم و بعد درد کشیدم و بعد شک کردم و بعد در ورطه ی یأس غلتیدم و بعد فریاد زدم و بعد جیغ کشیدم و سرانجام در هفت سالگی من را به آسایشگاه سنت مارگو سپردند که خودم هم صادقانه تصور می کردم جای مناسبی برایم باشد. بعد از شش ماه حبس در اتاق، توانستم خودم را از پنجره ای در طبقه ی سوم به بیرون پرت کنم.