کتاب میزری

Misery
کد کتاب : 33987
مترجم :
شابک : 964-9043349‬
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 528
سال انتشار شمسی : 1372
سال انتشار میلادی : 1987
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : ---

برنده جایزه برام استوکر سال 1987

نامزد جایزه جهانی داستان فانتزی سال 1988

از کتاب های پرفروش نیویورک تایمز

معرفی کتاب میزری اثر استیون کینگ

کتاب «میزری» رمانی نوشته ی «استیون کینگ» است که نخستین بار در سال 1987 به انتشار رسید. رمان نویسی پرفروش به نام «پال شلدن» تصور می کند که بالاخره از «میزری» خلاص شده است. او به تازگی، شخصیت اصلی محبوب مجموعه رمان های عاشقانه اش را به کام مرگ فرستاده تا بتواند نوشتن آثار جدید و متفاوت را آغاز کند. اما چنین تغییری، بدون عواقب نخواهد بود. «پال» پس از آسیب دیدن در یک سانحه ی رانندگی و پیش رفتن تا آستانه ی مرگ، درمی یابد که غریبه ای عجیب و ترسناک، در حال پرستاری و مراقبت از او است: «آنی ویلکس»، کسی که خودش را «طرفدار شماره ی یک» او می داند. «آنی» به خاطر کاری که «پال» با «میزری» کرده، بسیار ناراحت است و از او می خواهد از طریق نوشتن یک رمان جدید، راهی را برای بازگرداندن این شخصیت خیالی پیدا کند؛ رمانی که باید بهترین اثر «پال» تاکنون باشد و به «آنی» تقدیم شود.

کتاب میزری

استیون کینگ
استیون ادوین کینگ که به اختصار با نام استیون کینگ میان مردم شناخته می شود، نویسنده ی رمان و داستان های کوتاه است که در ۲۱ سپتامبر ۱۹۴۷ در ایالات پورتلند در آمریکا به دنیا آمد. استیون یکی از برترین نویسنده های قرن حاضر محسوب می شود. اغلب آثار کینگ در ژانر وحشت بوده و می توان گفت که او برترین نویسنده ی ژانر وحشت در حال حاضر به شمار می آید.کینگ در سال ۱۹۷۰ از دانشگاه شهر مین (مکان تولدش) فارغ التحصیل شد و از آن زمان به بعد شروع به نوشتن داستان نمود. ۴ سال بعد کینگ موفق به انتشار اولین رمان خود ب...
نکوداشت های کتاب میزری
One of Stephen King’s best... genuinely scary.
یکی از بهترین آثار «کینگ»... واقعا ترسناک.
USA Today USA Today

Full of twists and turns and mounting suspense.
سرشار از پیچ و خم های داستانی و تعلیق فزاینده.
Boston Globe Boston Globe

King at his best.
«کینگ» در اوج توانایی های خود.
New York Times New York Times

قسمت هایی از کتاب میزری (لذت متن)
درست یادش نمی آمد. درد شدیدی داشت؛ دردی که در تمام نقاط بدنش پیچیده و فرصت به خاطر آوردن آن لحظات را از او گرفته بود. یادش آمد که قبل از آن درد لعنتی، در فضایی مه آلود سیر می کرد. می توانست دوباره به همان فضا برگردد و دیگر دردی احساس نکند. کافی بود نفسش را در سینه حبس کند، کاری که اصلا برایش سخت نبود. به هر حال تنفس فقط دردش را زیاد می کرد.

همراه با درد، صداهایی هم به گوشش می رسید. وقتی درد، مثل مد دریا، تمام ساحل ذهنش را فراگرفته بود، صداها برایش نامفهوم بودند: «نفس بهش، باید نفس بهشی، پال!» با فروکش کردن شدت درد، صداها مفهوم بیشتری پیدا کردند و تبدیل به کلمات شدند. می دانست که اتفاق بدی برایش افتاده، و حالا کم کم داشت آن حادثه را به خاطر می آورد.

نامش «پال شلدن» بود، اعتیاد شدیدی به سیگار داشت. دو بار ازدواج کرده اما هر دو منجر به طلاق شده بود. نویسنده ی مشهوری بود و قلم شیوایی داشت. شهرتش به خاطر سبک نگارشش نبود، بلکه آن را مدیون خلق «میزری کاستین» بود. زن خوش چهره ای که در قرن نوزدهم در انگلیس زندگی می کرد و ماجراها و زندگی عاشقانه اش تبدیل به هشت جلد کتاب شده و میلیون ها نسخه فروخته بود.