عقربه های پت و پهن ساعت روی طاقچه انگار روی همان ساعت چهار جا خوش کرده بودند. تازه از حمام فارغ شده و آن قدر زیر دوش اشک ریخته بودم که حسابی چشم هایم پف آلود شده بود، ولی این چشم های کشیده یشمی رنگ هیچ مدل قصد زشت شدن نداشت.
این کتاب ده پونزده سال پیش خیلی صدا کرد ولی برای الان دیگه به کسی پیشنهادش نمیکنم چون حقیقتا فانتزیه
یکی از بی محتواترین کتابهایی که خوندم. داستان عجیب، تخیلی و غیر باور با جملات کودکانه. انگار بچه 7ساله کتاب و نوشته.
بنظر میاد نویسنده تنها قصد سیاه کردن کاغذهای سفیدرو داشته هیچ هدف موضوع جالب و درخور تعمقی نداره بی محتوا و....
قشنگهه پیشنهاد میکم
میتونم بگم یکی از بهترین کتاب هایی بود که خوانده بودم .عالی بود
عالیه واقعا