کتاب کورالاین Coraline


  • قیمت : ۶,۵۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

معرفی کتاب کورالاین اثر نیل گیمن

ایران کتاب ایران کتاب

رمان کورالاین همیشه در این فکر بوده که چه چیزی پشت در قفل شده ی اتاق مهمان ها قرار دارد. وقتی که او سرانجام در اتاق را باز می کند، معلوم می شود که فقط یک دیوار آجری آن جا بوده اما زمانی که برای بار دوم پا به این اتاق می گذارد، گذرگاهی به شکلی اسرارآمیز پدیدار می شود. رمان کورالاین با تعجب بسیار، اتاقی را می بیند که دقیقا مشابه اتاق اوست اما به شکل عجیبی متفاوت است؛ و زمانی که «آن یکی» پدر و مادر خود را در این دنیای موازی پیدا می کند، آن ها، علی رغم چشم های دکمه ای و مشکی ترسناکشان، در نظرش بسیار جالب تر از پدر و مادر واقعی اش جلوه می کنند. اما زمانی که آن ها با صراحت به رمان کورالاین می گویند که قصد دارند او را تا همیشه نزد خود نگه دارند، او وارد بازی کابوس واری برای نجات پدر و مادر واقعی خود و سه بچه ی گیرافتاده در آینه می شود. رمان کورالاین فقط با داشتن سنگی سوراخ شده و گربه ای گوشه گیر، وارد کارزاری نفسگیر برای فرار از این موجودات مخوف می شود. نیل گیمن، رمانی شگفت انگیز و میخکوب کننده به مخاطبان خود ارائه کرده و کتاب دوستان پس از آشنایی با دنیای عجیب و غریب، همانند خود کورالاین، علاقه ای به ترک کردن آن نخواهند داشت.

خرید و معرفی کتاب خواندنی کورالاین



مشخصات کتاب کورالاین
قطع :رقعی
شابک :978-964-8944-59-4
وزن :170
تعداد صفحه :144
سال انتشار شمسی :1393
سال انتشار میلادی :2002
سری چاپ :5

ویژگی ها کتاب کورالاین

برنده ی جایزه ی هوگو سال 2003

برنده ی جایزه ی نبیولا سال 2003

برنده ی جایزه ی برام استوکر سال 2002

نکوداشت های کتاب کورالاین
With a deft and practiced narrative.
با داستانی استادانه و کار شده.
Bulletin of the Center for Children’s Books

With a chilly, finely-wrought prose.
با نثری نفس گیر و خوش ساخت.
Times Educational Supplement

So wonderfully whimsical.
به شکل شگفت انگیزی غافلگیرکننده.
Globe and Mail

بخش هایی از کتاب کورالاین (لذت متن)
کورالاین قلّک پولش را باز کرد و به سوپرمارکت رفت. دوتا بطری بزرگ، شربت آبلیمو خرید، یک کیک شکلات و یک بسته ی جدید سیب و به خانه برگشت و آن ها را برای شام خورد. مسواک زد و به اتاق مطالعه ی پدرش رفت. کامپیوترش را روشن کرد و یک داستان نوشت. داستان کورلاین. یک دختر بود به اسم سیب. او خیلی می رقصید. آن قدر رقصید و رقصید که پاهایش تبدیل به سوسیس شد. پایان.

کورالاین از پله های بیرون ساختمان بالا رفت تا به بالاترین آپارتمان برود، جایی که در دنیای خودش پیرمرد خل وضع زندگی می کرد. قبلا یک بار با مادر واقعی اش به آنجا رفته بود؛ وقتی مادرش داشت برای خیریه کمک جمع می کرد. جلوی در ایستاده بودند تا پیرمرد خل وضع با آن سبیل کلفتش پاکتی را که مادر کورالاین به او داده بود، پیدا کند. خانه بوی غذاهای عجیب وغریب، توتون پیپ و بوی تند و پنیرمانند و عجیبی می داد که کورالاین نمی توانست تشخیص بدهد بوی چیست. اصلا دوست نداشت جلوتر برود.

کورالاین تندی گفت: «نه می خواستم قبل از ان بخواهم که دیگر بهم نگویید کارولین من کورالاین هستم.» پیرمرد طبقه بالایی گفت: «تو به این دلیل نمی توانی موش های سیرک را ببینی که آن ها هنوز آماده نیستند و تمرین هایشان تمام نشده. تازه آن ها حاضر نیستند آهنگی را که برایشان نوشته ام را اجرا کنند. همه آوازهایی که من برای موش ها نوشته ام دادار دودوری است اما موش های سفید من فقط بلدند آوازهای جینگیل پینگیلی بخوانند. به نظرم باید نوع پنیری را که بهشان می دهم را عوض کنم.»