تنفس در هوای تازه

Coming Up for Air

مشخصات کتاب تنفس در هوای تازه
مترجم :
شابک :978-964-453-117-0
قطع :رقعی
تعداد صفحه :296
سال انتشار شمسی :1396
سال انتشار میلادی :1939
نوع جلد :شومیز
سری چاپ :4
زودترین زمان ارسال :2 شهریور

جورج اورول از برجسته ترین نویسندگان قرن بیستم

معرفی کتاب تنفس در هوای تازه اثر جورج اورول | ایران کتاب

کتاب تنفس در هوای تازه، رمانی نوشته ی جورج اورول است که اولین بار در سال 1939 به چاپ رسید. جورج بولینگ، قهرمان این رمان کمیک از اورول، مردی میانسال است که به عنوان کارگزار بیمه کار می کند و به همراه همسر و دو فرزندش در خانه ای معمولی در حومه ی شهر روزگار می گذراند. او یک روز پس از بردن مبلغی پول در یک شرط بندی، به روستایی بازمی گردد که در آن بزرگ شده تا در آبگیری که از سی سال پیش می شناخته، ماهیگیری کند. شرایط اما به هیچ وجه آنطور که جورج می خواهد، پیش نمی رود: آبگیر، متأسفانه، دیگر وجود ندارد، روستا به شکل غیرقابل تصوری تغییر کرده و مهم ترین رویدادی که در این سفر تفریحی برای جورج اتفاق می افتد، بمبارانی تصادفی توسط نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا است.

کتاب تنفس در هوای تازه

جورج اورول
اریک آرتور بلر با نام مستعار جورج اورول، زاده ی ۲۵ ژوئن ۱۹۰۳ و درگذشته ی ۲۱ ژانویه ۱۹۵۰، داستان نویس، روزنامه نگار، منتقد ادبی و شاعر انگلیسی بود. او را بیشتر برای دو رمان سرشناس و پرفروشش، مزرعه ی حیوانات و ۱۹۸۴ می شناسند. این دو کتاب بر روی هم بیش از هر دو کتاب دیگری از یک نویسنده ی قرن بیستمی، فروش داشته اند. او همچنین با نقدهای پرشماری که بر کتاب ها می نوشت، بهترین وقایع نگار فرهنگ و ادب انگلیسی قرن شناخته می شود.پدربزرگ او، توماس ریچارد آرتور بلر، یک روحانی بود. خود وی، خانواده اش را با ...
نکوداشت های کتاب تنفس در هوای تازه
With one of Orwell's most engaging creations.
دربردارنده ی یکی از جذاب ترین مخلوقات اورول.
Amazon Amazon

A poignant account of one man's attempt to recapture childhood innocence.
شرحی گزنده درباره ی تلاش یک انسان برای تجربه و درک دوباره ی معصومیت دوران کودکی.
Penguin

قسمت هایی از کتاب تنفس در هوای تازه (لذت متن)
مرد بیچاره با هفته ای پنج تا ده پوند درآمد، عصاره اش را کارفرما می کشد و همسرش بختک وار به روی او می افتد و بچه ها مثل زالو خونش را می مکند. حرف های چرند زیادی درباره ی رنج آدم های زحمتکش گفته شده است. من شخصا برای زحمتکش ها متأسف نیستم؛ آیا، کارگری را می شناسید که به شراب سفید فکر کند؟ زحمتکش، جسما رنج می کشد، اما وقتی که کار نمی کند، آزاد است. ولی در هر کدام از این جعبه های کوچک گچی، بدبخت تحقیر شده ای وجود دارد که فقط زمانی احساس آزادی می کند که خواب است و در رویا می بیند که کارفرما را در ته یک چاه و زیر زغال سنگ مدفون کرده است.

به خودم گفتم مشکل اصلی آدم هایی مثل ما اینست که خیال می کنیم چیزی برای از دست دادن، داریم. مثلا نه دهم مردم «الس مر» فکر می کنند که مالک خانه هایی هستند که در آن زندگی می کنند. «الس مر» و یک چهارم اطراف آن تا خیابان های جزیی از یک کلاه برداری بزرگ به نام «هسپرایدز استیت» است که به «انجمن اعتبار ساختمان» تعلق دارد. انجمن های ساختمانی، احتمالا زرنگ ترین کلاه بردار قرن هستند. شغل خود من؛ بیمه گری، خود نوعی کلاه برداریست، اما یک کلاه برداری آشکار است. ولی لطف کلاه برداری انجمن های ساختمانی در اینست که قربانیان آن ها، تصور می کنند که انجمن به آن ها محبت می کند. آن ها ایشان را تازیانه می زنند و مردم، دست آن ها را می لیسند.

من تغییر زیادی کرده ام و فراز و نشیب زندگی ام را طی نموده ام. البته بیشتر نشیب داشته ام. شاید، مسخره به نظر بیاید، ولی اگر حالا پدرم مرا می دید به من افتخار می کرد. چه برای او شگفت آور بود که پسرش، صاحب یک اتومبیل است و خانه ای با حمام دارد. من بالاتر از «حد» خودم هستم و به جاهایی رسیده ام که در قدیم و روزگار قبل از جنگ، حتی خواب آن را هم نمی دیدم.