کتاب مرزبان نامه

Marzban Nameh
قصه های شیرین ایرانی 6
کد کتاب : 34767
شابک : 978-0241752890
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 200
سال انتشار شمسی : 1399
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 2
زودترین زمان ارسال : 25 اردیبهشت
قسمت هایی از کتاب مرزبان نامه (لذت متن)
مارگیر با خودش گفت: حیف شد. اگر زنده بود، او را می فروختم و پول خوبی گیرم می آمد. بعد راهش را گرفت و رفت. یک قدم. دو قدم. سه قدم که رفت، ایستاد. با خودش گفت: ماربزرگی است. شاید مهره ی مار داشته باشد. درست است که خودش را نمی توانم بفروشم؛ اما مهره اش را که می توانم بفروشم. دوباره برگشت. رنگ از روی مار پرید. مارگیر ول کن نبود. نفسش را دوباره توی سینه اش حبس کرد. مارگیر خم شد و دستش را به طرف گردن مار دراز کرد.