کتاب برج

The Spire
کد کتاب : 35443
مترجم :
شابک : 978-6229977255
قطع : پالتویی
تعداد صفحه : 358
سال انتشار شمسی : 1399
سال انتشار میلادی : 1964
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 19 آذر

معرفی کتاب برج اثر ویلیام گلدینگ

نویسنده معروف ویلیام جرالد گلدینگ، نویسنده انگلیسی و برنده جایزه ادبی نوبل سال ۱۹۸۳ بی آنکه چندان منزوی باشد، فقط اجازه ی نگاهی اجمالی به گذشته و زندگیش را داده است . از مصاحبه و گفتگو های معمول و مرسوم اجتناب ورزیده، و در سخنرانیهای که در انگلستان و آمریکا ایراد کرده تنها به ادبیات و اندیشه ی متجلی در آثارش پرداخته است. این خصوصیت ، در رمانهای او نیز کاملا مشهود است / شخصیتهای او هیچ توجهی به مسایل روزمره و حوادث پیش پا افتاده ای که زندگی مردم عادی را در بر می گیرد ، نشان نمی دهد . و هیچ یک از رمانهای گلدینگ ، انعکاس زندگی معمول و ماجراهای عام پسندی نیست که برای جلب نظر روشنفکران گریزی نیز به فلسفه و سیاست و مذهب زده باشد .

جوکلین مدیر کلیسا مدیر برنامه ساخت یک برج در کلیسای بزرگ است که هزینه اون توسط عمه اش خانم الیسون که یکی از میسترس های سابق دربار شاه بوده تامین میشود. برنامه علیرغم مخالفت بسیاری از جمله معمار بنای منار روجر ماسون ادامه داره. کلیسا منابع کافی برای بنای برج در اختیار ندارد اما جکلین که ظاهرا روانپریش می باشد فکر میکند که از جانب خدا داره به او وحی می شود و انتخاب شده است که این برج رو بسازد تا مردم را به خدا نزدیک تر کند. در میانه راه جوکلین به بیماری سل مبتلا و دچار عفونت در نخاعش می شود..اما درد نخاعش رو به ماواالطبیعه و مجازات الهی بخاطر تاخیرش در بنای بررج نسبت میدهد. در طول داستان جوکلین از میلی که به گودی پانگال زن یکی از خادمان کلیسا که مردی است مفلوج پیدا میکند و این امر باعث عذاب روحی جوکلین میشود.

کتاب برج

ویلیام گلدینگ
سر ویلیام جرالد گلدینگ، زاده ی ۱۹ سپتامبر ۱۹۱۱ و درگذشته ی ۱۹ ژوئن ۱۹۹۳، شاعر، رمان نویس بریتانیایی و برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات در ۱۹۸۳ بود. از معروف ترین آثارش می توان به سالار مگس ها اشاره کرد. او همچنین جایزه ی ادبی من بوکر را برای رمان آداب عبور که اولین کتاب از سه گانه ی به سوی انتهای زمین است، در ۱۹۸۰ کسب کرد. همچنین سه کتاب سالار مگس ها، برج و خدای عقرب به فارسی ترجمه و در ایران به انتشار رسیده اند.گلدینگ در ۱۹ ژوئن سال ۱۹۹۳در پراناروورتال کورن وال درگذشت.
قسمت هایی از کتاب برج (لذت متن)
گردن برافراشته می خندید و سر تکان می داد . نور خورشید پس از عبور از نقش خدای پدر بر شیشه های رنگین پنجره ها ، با پرتو باشکوهی بر چهره اش می تابید. شکرمی که همراه با هر تکان سر ، بر چهره اش جا به جا می شد تا عظمت ابراهیم، اسحاق و سپس خدا را جلوه گر سازد دو قطره اشک، بر چرخش برق اشتیاق و بر درخشش رنگین کمان مواج درون دیدگانش می افزود . با گردن کشیده و با هر دو دست برج را در برابر خود نگه داشته بود . و با چشمهای نیمه بسته و غرق در وجدی تازه یافته با خود زمزمه کرد نیمی از عمر را در انتظار چنین روزی گذرانده ام