0

کتاب خانه ی خودمان Kira-Kira


  • قیمت : ۱۳,۵۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

مروری بر خانه ی خودمان
ایران کتاب ایران کتاب

کتاب خانه ی خودمان، داستان دو خواهر ژاپنی/آمریکایی را روایت می کند که به منظور بهبود بخشیدن به شرایط زندگی والدینشان، از آیوا به مناطق روستایی جرجیا مهاجرت می کنند. کیتی، خواهر کوچک تر و راوی داستان، فکر می کند که خواهرش، لین، نابغه ای است که توانایی انجام هر کاری را دارد. با پیشروی داستان و آشکار شدن این که بهبود شرایط زندگی پدر و مادرشان به معنی کار کردن شبانه روزی آن هاست، معلوم می شود که لین مشکلی دارد چرا که همیشه خسته و بیمار به نظر می رسد. بزرگترین آرزوی لین، زندگی به همراه خانواده اش در خانه ی شخصی خودشان است. وقتی که پدر و مادر این دو دختر، که هیچ وقت پول قرض نمی کنند و به بانک ها اعتماد ندارد، سرانجام برای برآورده کردن این آرزوی دخترشان وام می گیرند، کاملا مشخص می شود که مریضی لین باید جدی باشد. درنهایت، پدر کیتی به او می گوید که بیماری خواهرش چیست و با وخیم تر شدن اوضاع لین، کیتی تصمیم می گیرد تا علی رغم مشکلات متعدد عاطفی و مالی، رویاهای خواهر و خانواده اش را زنده نگه دارد.

خرید و معرفی کتاب خواندنی خانه ی خودمان



انتشارات: افقافق
مشخصات خانه ی خودمان
قطع : رقعی
شابک : 978-600-353-124-6
وزن : 190
تعداد صفحه : 224
سال انتشار شمسی : 1394
سال انتشار میلادی : 2004
سری چاپ : 4

ویژگی ها

برنده ی جایزه ی نشان طلای نیوبری سال 2014

نکوداشت
An unforgettable story.
داستانی فراموش نشدنی.
San Diego Union-Tribune

This novel shines.
این رمان می درخشد.
Publishers Weekly Publishers Weekly

A highly praised novel.
رمانی بسیار تحسین شده.
KLIATT

لذت متن
من تقریبا دیگر هیچ وقت خواب عمیقی را تجربه نکردم. به محض این که اسمم را صدا می زد، بدون توجه به این که چقدر خسته بودم، فورا بلند می شدم.

عمویم درست دو و نیم سانتی متر از پدرم قدبلندتر بود، اما شکم نرمی داشت. سال قبل که با مشت توی شکمش زدیم، این را فهمیدیم. همو دادش به هوا رفت و برایمان خط و نشان کشید. پدر و مادر ما را بدون شام به رختخواب فرستادند. آن ها معتقد بودند که زدن دیگران بدترین گناه است. دزدی در درجه دوم و دروغ گویی در درجه سوم بود. و من هنوز دوازده سالم نشده بود که مرتکب هر سه گناه شدم.

اولین واژه را از خواهرم لین یاد گرفتم: ستاره-ستاره. با این که آن را اشتباهی «سیستاری» تلفظ می کردم، ولی او منظورم را می فهمید. در زبان ژاپنی، ستاره-ستاره یعنی درخشنده و نورانی. لین می گفت وقتی که بچه بودم، همیشه شب ها مرا با خودش به جاده ی خلوتی می برد و هر دوی مان به پشت، روی زمین دراز می کشیدیم و به ستاره ها نگاه می کردیم. بعد، او بارها و بارها می گفت: کتی، بگو ستاره-ستاره!، ستاره-ستاره! و من عاشق این کلمه بودم! وقتی کمی بزرگ تر شدم، برای توصیف تمام چیزهایی که دوست شان داشتم، از عبارت ستاره-ستاره استفاده می کردم. آسمان آبی زیبا، توله سگ ها، بچه گربه ها، پروانه ها و حتی دستمال کاغذی های رنگی ...