کتاب لذت درستکاری

Maschere nude:
کد کتاب : 36098
مترجم : اشکان شش بلوکی
شابک : 978-6003264670
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 103
سال انتشار شمسی : 1399
سال انتشار میلادی : 1993
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 2 خرداد
لوئیجی پیراندلو
لویجی پیراندلو، زاده ی ۲۸ ژوئن ۱۸۶۷ و درگذشته ی ۱۰ دسامبر ۱۹۳۶، نمایشنامه نویس و رمان نویس ایتالیایی بود که در سال ۱۹۳۴ برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات شد. داستان های کوتاه او نیز شهرت زیادی دارد.لویجی پیراندلو در سیسیل متولد شد. پدر او بازرگان گوگرد بود و انتظار داشت که پسرش هم همان شغل را انتخاب کند. اما لوییجی در تحصیلاتش موفق بود و توانست در رشته ی ادبیات ادامه ی تحصیل دهد. او در سال ۱۸۸۷ وارد دانشگاه رم شد و بعد از آن برای تحصیل به بن رفت و آن جا تز دکترای خود را درباره ی گویش بومی سیسیلی تک...
قسمت هایی از کتاب لذت درستکاری (لذت متن)
مادالنا: ما چگونه ایم؟ دختر من کیه و... قبول کرد ؟ بدون دردسر؟ مائوریتزیو: بدون دردسر و مشکل، خیال تان راحت باشد. مادالنا: ها! آرام باشم دوست من؟ چگونه می توانم آرام باشم ؟ اما چگونه؟ بهم بگید حداقل چگونه است ؟ مائوریتزیو: اما یک مرد خوش قیافه است. اوه خدا! نمی خواستم بگم جوان خوشگلیه، یک مرد خوش قیافه است، خواهید دید. با ظاهری آراسته، با وقار اصیل، حقیقتا یک نجیب زاده است، یک بالدووینو! مادالنا: اما احساساتش؟ از لحاظ احساسی میگم! مائوریتزیو: عالی عالی. باور کنید. مادالنا: میگم... می تونه صحبت کنه ؟ بلده حرف بزنه ؟ مائوریتزیو: او در ماچراتا، بانو، در تمام مارکه، باور کنید خیلی خوب حرف می زنند. مادالنا: نه، میگم، اگه می تونه به روز حرف بزنه! خواهید فهمید، آخرش همش همینه ! یک کلمه خارج از ادب بدون آن... (وقتی کلمات را با صدا لمس می کند، بدون اینکه آنها را به زبان بیاورد، احساس زخمی شدن می کند) بدون آن... اوه خدا نمی دونم چطور خودمو بیان کنم (یک دستمال کاغذی درمی آورد و شروع می کند به گریه کردن) مائوریتزیو: می بایستی روحیه داشت خانم! مادالنا: می تونه مثل زخم خنجر باشه برای آگاتای حیوونی من!