کتاب دری پهلوان پنبه ای

Dory Fantasmagory: Tiny Tough
کد کتاب : 36297
مترجم :
شابک : 978-6004628747
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 160
سال انتشار شمسی : 1400
سال انتشار میلادی : 2019
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 6
زودترین زمان ارسال : 28 شهریور

معرفی کتاب دری پهلوان پنبه ای اثر ابی هنلن

پنجمین ماجراجویی در مجموعه ی بسیار محبوب دری. مجموعه کتاب هایی که مضمون آزمایش شده و واقعی دوستی های دوران کودکی را به خود اختصاص داده و آن به سبک دری نگاه می کند.
وقتی ویولت خواهر بزرگ تر دری در مدرسه با دوست خود مشکل دارد ، دوری سعی می کند که به کمک او بیاید. اما قطعا تخیل فعال دوری مسئولیت این کار را بر عهده می گیرد و او ناگهان مطمئن می شود که گنج از دست رفته ی ویولت (یک دستبند دوستی) ارتباطی با دزدان دریایی دارد. در جستجوی گنج ، دری با یک خدمه ی واقعی دزد دریایی دیدار می کند و متوجه می شود که زندگی یک دزد دریایی سخت تر از آن است که فکر می کرد. در دریا ، دری آرزو می کند دوست خیالی خود ماری نیز کنارش بود. اما ماری با یک دوست جدید هیجان انگیز رفته است و دری دارد از حسادت خرد می شود. درست زمانی که اوضاع بدتر از این نمی شود ، دشمن قدیمی دری ، خانم گوبل گراکر ظاهر می شود و ماجراجویی اقیانوس دری یک چرخش شگفت آور را در پیش می گیرد.

در پنجمین ماجراجویی دری ، ماجراهای هیجان انگیز زیادی وجود دارد که دری با دزدان دریایی ، دوستان (واقعی و باورپذیر) و نیز تخیلی خودش در آن ها غوطه ور می شود.
کتاب دری پهلوان پنبه ای را شبنم حیدری پور ترجمه کرده است. این کتاب توسط انتشارات پرتقال منتشر شده است.

کتاب دری پهلوان پنبه ای

ابی هنلن
ابی هانلون نویسنده و تصویرگر کتاب های Dory Fantasmagory است، مجموعه ای از کتاب های کودکان پنج تا نه ساله، که توسط Dial / Penguin Random House منتشر شده است. اولین کتاب در این مجموعه توسط کرکوس، انتشارات هفتگی و مجله والدین به عنوان بهترین کتاب سال معرفی شد. این کتاب یک افتخار بادبادک برای داستان و یک کتاب قابل توجه انجمن کتابخانه های آمریکا کسب کرد. مجموعه، Dory و The Real True Friend یک جایزه Cybil 2015 کسب کردند. این کتاب ها به بیست و دو زبان ترجمه شده اند و منتخب انجمن صنفی کتابخانه های خر...
قسمت هایی از کتاب دری پهلوان پنبه ای (لذت متن)
اسم من دری است؛ اما همه صدایم میکنند وروجکه من یک خواهر بزرگتر به اسم ویولت دارم و یک برادر بزرگتر به اسم لوک، همه به آنها توجه می کنند و کسی به من توجهی نمی کند، فقط بعد از مدرسه که سر آن دوتا شلوغ است، مامان مال خودم می شود. چون هیچوقت سر من شلوغ نیست. امروز مامان به من می گوید که قرار است برویم کتابخانه. میگویم: «هورا می توانم کتابهای جدید را ببینم.

می گوید: «یک قصه ی تلسناک بگو»خب... اینکه کاری ندارد. یکی بود یکی نبود...» با صدایی آهسته می گویم: «ب، راستش از قدیم و تا همین الان هم دزدی هست به اسم خانم گابل گراکر» خانم گابل بلاگل؟» آره... خیلی هم موذی است... او توی یک غار زندگی می کند و ۵۰۷ ساله است و یک شنل بزرگ سیاه دارد... و... و... ناخنهای خیلی بلند واقعی دارد و دندان های نیش این شکلی... و مدتی است که دنبال من می گردد. من واقعا در خطرم؛ او می خواهد من را به غارش ببرد و الکی بگوید که من بچه اش هستم.» بچه می گوید: «من هم می خواهم دل خطل باشم.» یک بچه ی دیگر می گوید: «من هم همین طور.»