کتاب ایزدان هم The Gods Themselves


  • قیمت : ۱۷,۵۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

مروری بر ایزدان هم
محمدعلی فائزی محمدعلی فائزی

ایده ی اصلی داستان کتاب ایزدان هم، پروژه ای توسط بیگانه هایی است که ساکن دنیایی موازی با قوانین فیزیکی متفاوت اند. آن ها با تبادل ماده با زمین، به دنبال بهره برداری از این تفاوت ها در قوانین فیزیکی هستند چرا که تبادل ماده، منبع انرژی جایگزینی در دنیای در حال مرگشان ایجاد خواهد کرد. با این حال، نتیجه ی نهایی تبادل قوانین فیزیکی، تبدیل خورشید به یک ابر-نو-اختر و حتی تبدیل بخش بزرگی از راه شیری به یک کوازار-کهکشانی با سیاه چاله های فراوان-خواهد بود. این، هدف غایی بیگانه ها است چرا که انرژی موردنیاز برای دنیای موازی شان تأمین خواهد شد. افراد اندکی از این حقیقت ترسناک باخبرند: دانشمندی طرد شده، بیگانه ای شورشی و ساکن سیاره ای در حال مرگ، و درنهایت، انسانی شهودگرا و به دنیا آمده بر روی ماه که نابودی قریب الوقوع خورشید را حس کرده است. آن ها حقیقت را می دانند اما چه کسی به حرفشان گوش خواهد کرد؟ آن ها عواقب و نتایج آزاد شدن حجم زیادی از انرژی را درک کرده اند اما چه کسی باورشان خواهد کرد؟ این چند نفر، انسان و بیگانه، کلید نجات زمین از نابودی را در دست دارند.

خرید و معرفی کتاب خواندنی ایزدان هم



مشخصات ایزدان هم
قطع :رقعی
شابک :978-600-182-114-1
وزن :384
تعداد صفحه :344
سال انتشار شمسی :1394
سال انتشار میلادی :1972
سری چاپ :2

ویژگی ها

برنده ی جایزه ی هوگو سال 1973

برنده ی جایزه ی نبیولا سال 1972

نکوداشت
An effective and prophetic metaphor for our times.
استعاره ای تأثیرگذار و پیش گویانه برای زمان معاصر.
 Guardian Guardian

A fantastic read.
کتابی شگفت انگیز.
 Booklist Booklist

Splendid.
باشکوه.
 Bookrags Bookrags

لذت متن
ماجرا مال سی سال پیش بود؛ فردریک هالام شیمی دان بود و جوهر مدرک دکترایش هنوز خشک نشده بود و هیچ چیزی در ناصیه اش نبود که نشان بدهد قرار است یک روزی دنیا را تکان بدهد. چیزی که رفته رفته دنیا را تکان داد یک بطری گردوخاک گرفته از یک ماده ی شناساگر با برچسب «فلز تنگستن» بود که روی میزش جا خوش کرده بود. مال او نبود؛ هیچ وقت استفاده اش نکرده بود. ماترک روزگاری بود که کسی، احتمالا صاحب آن موقع دفتر، به یک دلیل نامعلوم به تنگستن نیاز داشت. حتی دیگر تنگستن هم نبود. گلوله گلوله شده بود و لایه ی ضخیمی اکسید سطحش را پوشانده بود ،خاکستری و گردوغبار مانند. هیچ فایده ای برای هیچ کس نداشت.

هیچ پایان خوشی در تاریخ وجود ندارد، فقط نقاطی بحرانی که می گذرند.

بعد یک روز، هالام وارد آزمایشگاه شد (خوب، دقیق تر بگوییم، سوم اکتبر سال 2070)؛ کارش را شروع کرد و قبل از ساعت ده صبح کمی دست از کار کشید و مات ومبهوت به بطری نگاه کرد و تکانش داد. مثل همیشه غبارآلود بود و برچسبش هم هنوز رنگ ورورفته؛ اما فریاد کشید: "مرده شور برده! کدام الدنگی با این وررفته؟