کتاب مارال

Maral
کد کتاب : 37267
شابک : 978-9644185434
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 608
سال انتشار شمسی : 1394
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 2
زودترین زمان ارسال : 6 بهمن
دسته بندی های کتاب مارال
قسمت هایی از کتاب مارال (لذت متن)
چشمهای هنگامه و لیلا چهار تا شده. ولی زیبا خیلی خودمانی جلو می آید. «سلام، مهریار! تو اینجا چی کار میکنی؟» علاوه بر گرد شدن چشمهای بچه ها، فکشان هم دارد می افتد. زیبا معرفی می کند: «بچه ها، آقای مهریار اشکانی دوست خانوادگی و پسر شریک پدرمو معرفی میکنم.» و به طرف ما اشاره می کند. «لیلا و هنگامه و اینم مارال.» «از آشنایی با دوستات خوشحالم و از مارال خانوم هم معذرت میخوام که کتابشون رو پاره کردم.» به طرف آقای احمدی می رود و از او خواهش می کند تا عین همان کتاب را بدهد. کتاب را گرفته و به من برمی گرداند. باز هم عذرخواهی می کند. من و من کنان می گویم: «راضی به زحمت شما نیستم. خودم یه کاریش میکردم!» «قابل شمارو نداره. تقصیر من بود!»