سرابه بودن با تو، دیگه رو شد که دریا نیست دیگه دل کندن از تو ، برام پایان دنیا نیست چه معصوم باورت کردم ، من دیوونه ساده بیا از پشت مه بیرون ، نقابت دیگه افتاده واسه برگشتنت دیره که دستات پر ز تقصیره واسه دل کندن از تو دیگه گریه ام نمی گیره بهای بودن با تو ، گذشتن از جوونی شد دریغا فصل سبز من ، پراز برگ خزونی شد
واقعا نمیدونم این آدم چی داره که اینقدر گنده شده.فک میکنم بیشتر به خاطر اسمش باشه...
این نوشتهها به اعماق قلب آدمیزاد دست میکشه ومیتونه زندگی کردن رو به بهتر زندگی کردن تبدیل کنه
هرچه بیشتر بگویم کم گفتهانم
حیف آدمهای مثل ایران از ایران رفتند و بی سواد آن ماندند